پر بازدیدترین مطالب

به بهانه درگذشت حسین شیخ الاسلام با کرونا!

علیرضا_کمیلی

 شماره های کسانی که دیگر پاسخگوی تماس مان نخواهند بود در گوشی ام دارد زیاد می شود ولی هنوز در کنترل ساعات خوابم هم ناتوانم....

خبر رفتن احمد خسروی، طلبه جهادگر و فعال با پر کشیدن حامی مردم مظلوم فلسطین، حسین شیخ الاسلام در یک روز رسید و غم سنگین اش بر دلم ماند.

 شیخ الاسلام جوری رفتار می کرد انگار نه انگار دیپلمات است و سالها سفیر بوده! شاید هم رفتار او درست بود و بقیه آقایان نباید اهل ژست و غرور باشند. ولی او انصافا خودش را اصلا نمی دید. وقتی سال 2010 سراغش رفتیم که بیا و دبیر اولین کاروان آسیایی شکست حصر غزه بشو و این بدان معنا بود که هماهنگی نهادهایی که باید همکاری کنند و ما را حساب نمی کنند با تو! نگفت شأن من اجل است و مگر من عمله شمایم!

 حتی نگفت از کجا معلوم بتوانید!؟ باور داشت و اعتماد کرد و البته ما هم این تعامل را با تلاش شبانه روزی دقیق به ثمر نشاندیم، بعون الله.

 این رفتار را وقتی هنوز رزومه ای نداشتیم از جناب نواب، رئیس دانشگاه ادیان هم دیدیم. نپرسید جهت گیری سیاسی تان چیست یا کی هستید.

 گفت هر کی هر جا برای تقریب کار صادقانه بکند من با او هستم و همین هم بود. برای اولین دوره آموزشی ما در تابستان 89 برنامه اش را تغییر داد و از رشت زمینی به تهران آمد و..

 القصه... در این ده سال هر وقت با مهندس شیخ الاسلام تماس گرفتم یا ایشان را دیدم و از برخی حضرات متولی امر گله کردم ما را توصیه به تعامل و صبر می کرد و البته نقدها را رد نمی کرد. گاهی همان جا دست به گوشی می شد و در حد توان کاری می کرد. به تقریب که رفت پشت ما منتقدان آقایان حرف های متعددی شنید ولی یکبار هم رفتارش با ما سرد نشد و باورش به جوانان را از دست نداد.

 آخرین بار دو سه ماه قبل با ایشان قرار گذاشتم. عذرخواهی کرد که قرار را دور از دفتر ما گذاشته و ما اذیت شدیم! برای فلسطین کارهای مهمی داشتیم که به دست دوستان متبختری که فقط بلدند بگویند ما باید محور باشیم، دچار کندی شده بود که گفت چشم! حتما صحبت می کنم. بلافاصله مثل همیشه گفت دیگر چه؟

 

کلی خندید از اینکه حسین را در مشهد با من اشتباه گرفته و توی این ده سال نمی دانسته ما دوقلوییم و گفت کتاب صعود چهل ساله خیلی کار خوبی است برای من یکی بگیر و بفرست چون هدیه دادمش که من هم چنین کردم.

هنوز اسم جمع جدیدمان برای کار فلسطین، فلسطیران بود. به ایشان گفتم در عربی بازتاب خوبی نداشته می خواهیم تغییر دهیم. مثل همیشه دست به قرآن جیبی اش شد و گشت. پیشنهاداتی کرد و گفت البته خودتون بهتر می دونید. بعدا بچه ها نام اقصانا را برگزیدند.

خدایش رحمت کند که صادقانه پای دفاع از مظلومیت فلسطین بود و در تواضع و تقید به شریعت، کمتر مانند او دیده بودم. حتما فقدان این مرد برای فلسطینی ها و حامیان این مساله نیز یک غم و ضایعه است... روحش شاد.

آخرین مطالب