پر بازدیدترین مطالب

چرا ترامپ بر مذاکره اصرار دارد؟


اگر کسی تاریخ 240 ساله آمریکا را مطالعه کند، متوجه خواهد شد، آنها بر اساس عقلانیت حسابگر (بررسی سود و زیان) با کشورها وارد چالش نظامی می شوند، لذا اگر احساس کنند که کشور مقابل از حیث نظامی قدرتمند است، گزینه نظامی را مگر بعد از تضعیف آن کشور، به کار نمی‌برند.


سخن آشنا- چرا ترامپ بر مذاکره اصرار دارد؟ برای پاسخ دادن به این سوال ابتدا باید یک نکته را مشخص کرد! آیا آمریکا و شخص ترامپ: «نمی‌خواهند وارد جنگ شوند»! یا «نمی‌توانند وارد جنگ شوند»؟! پاسخ به این سوال بسیار کلیدی است و تاثیر به سزایی در پاسخ به سوال قبلی دارد!

متاسفانه، عده ای از تحلیلگران، بدون عنایت به تاریخ و گذشته، بدون توجه به شرایط «جهانی، منطقه ای و ملی» و بدون عنایت به اهداف راهبردی و چشم اندازی که کشورها برای خود طراحی کرده اند، وارد تحلیل مسائل می شوند.
ورودی که آنها را گرفتار و اسیر روزمرگی می کند و اخبار و اطلاعات «روتین» و «لحظه به لحظه»، به تحلیل آنها جهت می دهد نه جامعیت در نگاه کلان به موضوعات و مسائل!
به این علت اکثر تحلیلهای این تحلیلگران؛ «کاریکاتوری»، «متوهمانه» و سراسر «متناقض» می شوند!

اگر کسی تاریخ 240 ساله آمریکا را مطالعه کند، متوجه خواهد شد، آنها بر اساس عقلانیت حسابگر (بررسی سود و زیان) با کشورها وارد چالش نظامی می شوند، لذا اگر احساس کنند که کشور مقابل از حیث نظامی قدرتمند است، به هیچ وجه گزینه نظامی را مگر بعد از تضعیف آن کشور، به کار نمی برند.
این مساله به خوبی در کتابی با عنوان: «جنگ و امپراطوری» که مربوط به تاریخ شکل گیری و بسط امپراطوری آمریکاست، شرح و توضیح داده شده است.
به عنوان نمونه بسیاری دوران دولت بوش پسر را فراموش کرده‌اند. دورانی که نئوکانها بسیار مغرورانه سه کشور را «محور شرارت» معرفی کردند:
ایران
کره شمالی
عراق
سه کشوری که به عنوان نماد شرارت در جهان معرفی شدند و افکار عمومی دنیا و آمریکاییها مخصوصا بعد از 11 سپتامبر آماده و محیای برخورد فیزیکی با این کشورها بود. اما از بین این سه کشور تنها به کشور عراق حمله شد! چرا؟!

پاسخ بسیار ساده است. چون ایران و کره شمالی از قدرت نظامی و درونی بالایی برخوردار بودند و عراق با پذیرش رژیم بازرسی‌ها که در پوشش بازرسی از تمام توان و قدرت نظامی عراق آگاهی یافتند، پذیرش سیستم نفت در برابر غذا و از همه مهمتر شکاف شدید بین صدام دیکتاتور و جامعه شیعی عراق، کاملا تضعیف شده و آماده حمله بود!
لازم نیست برای خوانندگان محترم توضیح داده شود که آمریکا چه زمانی جرات حمله به لیبی را پیدا کرد!
و لازم نیست بیان شود که چرا آمریکا علی‌رغم اعلام رسمی حمله به سوریه، حمله نظامی مستقیم و گسترده برای «تغییر رژیم» در زمان اوباما نکرد!

پس آمریکایی که قدرت نظامی ایران در زمانه بوش در حد و اندازه دوران فعلی نبود و البته آمادگی افکار عمومی دنیا برای حمله، اما جرات حمله را پیدا نکرد، حال چگونه در این شرایطی که ایران از هرات تا بیروت، از بغداد تا صنعا، از هرمز تا سوئز را تحت نفوذ خود دارد، جرات حمله به ایران را پیدا کند!؟ آنهم درست در شرایطی که جبهه مقاومت برگ برنده‌های بسیار زیادی در اختیار دارد!

بر این اساس، ترامپ نه اینکه نمی خواهد وارد جنگ با ما شود بلکه نمی تواند وارد جنگ شود! وقتی این سوال و این نکته پاسخ داده و مشخص شود، پاسخ اینکه چرا ترامپ بر مذاکره اصرار دارد نیز مشخص خواهد شد. چون ترامپ چاره‌ای جز این ندارد که بر مذاکره اصرار کند.

اما چرا ترامپ فکر می‌کند که با فشار اقتصادی، اراده ایران تضعیف می‌شود. این را نیز باید در تحلیل اشتباه (دوستان خودی و غیرخودی) از پذیرش مذاکرات منتهی به برجام دانست.

متاسفانه نه دوستان خودی و نه دوستان غیرخودی اصلا متوجه نشدند که نرمش قهرمانانه چیست و چه بود!؟ لذا فکر می کنند که جمهوری اسلامی ایران به خاطر فشار آمریکا، ذلیلانه تن به مذاکرات داده است در حالیکه اصلا اینگونه نبود. از این رو بر اساس این تحلیل اشتباه که متاسفانه عامل ایجاد آن، برخی از داخل کشور هستند، ترامپ فکر می کند که اگر فشارها را زیادتر کند ایرانی‌ها بار دیگر می‌پذیرند که وارد مذاکرات شوند و او پیروزمندانه شروط و اهداف خودش را بر ما تحمیل می‌کند. اما به فرموده رهبری او سخت در اشتباه است و در این نبرد اراده‌ها، اراده نظام جمهوری اسلامی متکی به اراده الهی و توکل بر او، باز هم پیروز خواهد شد.
در پایان بر این نکته تاکید می شود که بحمدالله کشور آمادگی کامل برای هر نوع حماقت طرف مقابل را دارد و آماده پاسخگویی به هر نوع تهدیدی ولو نظامی، می باشد.


محمد علی رنجبر، پژوهشگر مسائل راهبردی، بنیانگذار موسسه مطالعات راهبردی «جهان تمدن رسالت»
منبع:فارس

نگاهی واقعی به یک جنگ خیالی


وقوع جنگ اما به کدام دلایل منطقی، بسیار نامحتمل و دور از ذهن است؟ بگذارید با فرض بدبینانه مطبوعات انگلیسی شروع کنیم: وقوع جنگ حتمی است و برابر با نابودی ایران خواهد بود. سوال اینکه آیا روسیه، چین و دیگران در صورت وقوع آن جنگ خیالی ساکت خواهند نشست؟

به گزارش سخن آشنا، حسن رضایی طی یادداشتی در روزنامه وطن امروز نوشت: طی روزهای گذشته برخی مطبوعات اصلاح‌طلب، بی‌آنکه جنگی در میان باشد، در نقش ستاد تبلیغات جنگی دولت ایالات متحده ظاهر شدند. تا آنجا که یک نشریه منتسب به همین جریان سیاسی از تصویر تبلیغاتی ناو و جنگنده‌‌های ارتش آمریکا که مربوط به سال 2017 و اقیانوس آرام است برای عکس روی جلد خود استفاده کرده و علنا دست به ارعاب افکار عمومی ایرانیان زد. هدف این شامورتی بازی جدید هم ناگفته مشخص است: تبلیغ «مذاکره با ترامپ و فروش کلی کشور» از طریق «تزریق کاتالیزور ترس به بدنه افکار عمومی». سانسور خبر حضور فرمانده کل سپاه پاسداران در جلسه غیرعلنی مجلس، بخش دیگری از اقدامات رسانه‌‌های اصلاح‌طلب طی روزهای گذشته بوده است. بنا به گفته نمایندگان، سرلشکر سلامی در جلسه مذکور، دلایل متعددی برای نامحتمل بودن جنگ ارائه و اظهار کرده آمریکا جرأت و توان حمله به ما را ندارد.

کانال‌ها و پیج‌‌های طرفدار جریان اصلاحات در فضای مجازی اما باز هم دست‌بردار نیستند و مدام سرگرم مخابره عرض، طول، وزن، ارتفاع و تعداد تجهیزات نظامی اعزامی آمریکا به منطقه خلیج‌فارس بوده، مردم را از جنگی قریب‌الوقوع می‌ترسانند. براستی در برش مضحکی از تاریخ ایستاده‌ایم! کسانی که در 6 سال گذشته مدام گفته‌‌اند باید برجام را امضا کنیم تا سایه جنگ از کشور دور شود و برای ایجاد آنچنان رونقی، چشم بسته تکرار کرده‌‌‌‌اند، حالا 3 سال پس از اجرای برجام، نه‌تنها پاسخگوی نتایج اقتصادی ناشی از آن نیستند، انگار که به صورت تخصصی، خبرنگار حوزه جنگ هم شده‌‌اند و «وای جنگ، وای جنگ» می‌کنند! همان جنگی که قرار بود برجام سایه‌‌‌‌اش را از سرمان دور کند! حفظ تعادل و سلامتی همزمان با حمل این حجم از تناقضات، کار آسانی نیست، غرب‌گرایان ایرانی اما استعداد عجیبی در این زمینه دارند!

همزمان با این تحرکات، سفیر انگلیس در تهران نوشته است: «باعث افتخار بود که میزبان تعدادی از همکاران دولت، بخش خصوصی و دیگر دیپلمات‌ها برای صرف افطار در سفارت بودیم!» وی سپس به فاصله یک روز از این توئیت، با بیان اینکه انتقادهای عجیبی از افطاری دادن سفارتخانه دولت متبوعش به برخی ایرانیان(!) شنیده، مجددا توضیح می‌دهد: «من خبرنگاران منتقد را به یک مراسم افطار دعوت می‌کنم تا نظرات‌شان را با ما در میان بگذارند!» خبرنگاران منتقدی که پیش‌‌‌‌‌‌تر هم بی‌بی‌سی از لیست انتخاباتی مدنظر آنها در انتخابات مجلس و خبرگان حمایت کرده بود، طبعا قدر نان و نمک سفارت را خوب می‌دانند و ما هم نباید برای این دوستی پاک(!) آقای سفیر و آنها را شماتت کنیم. خیل همفکران و همکاران قدیمی این افراد، هم‌اکنون در بی‌بی‌سی فارسی، رادیو فردا، رادیو زمانه و دیگر اصطبل‌‌های سلطنتی مشغول خدمت هستند و از قضا مانند دوستان مقیم ایران خود، بشدت بر طبل جنگ و ارعاب مردم می‌کوبند.

وقوع جنگ اما به کدام دلایل منطقی، بسیار نامحتمل و دور از ذهن است؟ بگذارید با فرض بدبینانه مطبوعات انگلیسی شروع کنیم: وقوع جنگ حتمی است و برابر با نابودی ایران خواهد بود. سوال اینکه آیا روسیه، چین و دیگران در صورت وقوع آن جنگ خیالی ساکت خواهند نشست؟ آیا این غول سرمست از فتح کشور بزرگی مانند ایران، پس از آن اساسا قابل کنترل خواهد بود؟! چگونه با روسیه، چین و دیگران تعامل خواهد کرد و آیا اساسا آنها را تحمل خواهد کرد یا ممکن است نوبت بعدی، آنها باشند؟! وقتی جابه‌جایی یک سامانه پاتریوت در چند هزار کیلومتری چین یا روسیه هم سطح تنش بین آنها و یانکی‌ها را تا حد برخورد اتمی بالا می‌برد، محو ایران از نقشه(!) معنا و پیامدهای روشنی برای‌شان خواهد داشت. لذا پرواضح است که شروع جنگ با ایران با کباب پختن در یک گوشه از جنگل فرق دارد، بلکه به معنای سوختن تمام درخت‌هاست. به قول صحیح آقای روحانی، جنگ با ایران، مادر جنگ‌ها و صلح با ایران، مادر صلح‌هاست و به گفته رهبر انقلاب، بعید است یانکی‌ها اینقدر هم «چیز» باشند که اینها را نفهمند!

ترامپ در طول حضورش در کاخ سفید ثابت کرده هر چه باشد، دیوانه نیست و بلکه بسیار خودشیفته و منفعت‌طلب هم هست. رئیس‌جمهور آمریکا می‌داند در اولین لحظات جنگ، اگر اسرائیل هم سالم بماند- که هرگز نمی‌ماند- جان حداقل 20 هزار نیروی نظامی آمریکایی حاضر در منطقه از دست خواهد رفت و همین به معنای باختن 100 درصدی انتخابات 2020 خواهد بود. جامعه‌ای که روزانه 20 کهنه‌سرباز آن خودکشی می‌کنند، همین حالا هم به زور ترامپ را تحمل می‌کند و او را موجب سرشکستگی ملت آمریکا در جهان می‌داند. برگ برنده ترامپ برای انتخابات 2020 اما دستاوردهای قابل توجه اقتصادی او در زمینه اشتغال و رشد اقتصادی با تاکید بر شعار انتخاباتی‌‌‌‌اش با عنوان «اول آمریکا» است. در این شرایط، او باید چقدر کودن باشد که با شروع جنگی که می‌تواند هزاران برابر هولناک‌‌‌‌‌‌تر از جنگ‌های لیبی، عراق، افغانستان و ویتنام باشد، تمام دستاوردهای خود را نابود کند؟!

عقل می‌گوید نه ترامپ، که هیچ‌کس دیگری جرأت و جسارت جنگ با ایران را ندارد. قدرت نظامی ایران، هر بازیگر دیگری را هم برای رویارویی با آن به هراس می‌اندازد. آمریکا در همین 20 سال اخیر 2 تجربه شکست‌خورده مطلق را به‌صورت مستقیم در عراق و افغانستان داشته که به لحاظ قدرت نظامی با ایران قابل مقایسه نیستند، در جنگ نیابتی با ایران در سوریه نیز شکست مفتضحانه‌ای را متحمل شده است. شروع جنگ آمریکا با ایران، معنای بسیار بسیار متفاوتی با جنگ‌‌های ویتنام، عراق، افغانستان و هر جنگ دیگری- جز جنگ‌های اول و دوم جهانی- دارد و به معنای دگرگونی نظم کنونی جهان خواهد بود. دگرگونی مذکور منافع و جایگاه تمام کشورها را در فردای پس از جنگ، دچار تغییر خواهد کرد و طبعا آنها در طول این جنگ خیالی، ساکت نخواهند نشست تا در سلسله مراتب هرم قدرت جهانی، سقوط خود را نظاره کنند یا طعمه بعدی آمریکا باشند، هر چند در یک نگاه واقع‌بینانه، آمریکا تنها جنگ را شروع خواهد کرد و این ما هستیم که نقطه پایان آن را خواهیم گذاشت! آمریکایی‌ها این را هم بخوبی می‌دانند! رئیس‌جمهور آمریکا اما برای تکمیل دستاوردهای اقتصادی خود برای انتخابات 2020 نیازمند آن است با عقد توافقی دیگر با ایران، در سخت‌‌‌‌‌ترین پرونده سیاست خارجی آمریکا هم، روی دست اوباما بزند.

در آن صورت آنها که پرزیدنت موبور و کلاش خود را موجب سرشکستگی ملت آمریکا در جهان می‌دانند نیز ماست‌ها را کیسه خواهند کرد و خیال عموترامپ برای تکیه مجدد بر تخت راحت خواهد شد. قبلا درباره روانشناسی خاص ترامپ گفته‌ام «او یک بازاری کهنه‌کار است؛ از آنها که پیش مشتری، برای نفس کشیدن‌شان هم برنامه دارند! ترامپ معتقد است برای موفقیت در چانه‌زنی، همان ابتدا باید بالاترین قیمت ممکن را پیشنهاد داد و به قولی، به طاق زد تا حریف آچمز شود و اجباراً در زمین شما بازی کند». پرونده مذاکرات او با کره‌شمالی به وضوح درستی این مطلب و همچنین کلاش بودن این فرد را نشان می‌دهد. اصلاح‌‌‌‌‌‌طلبان اما چنانکه چشم و گوش بسته تکرار می‌کنند، دوست دارند چشم و گوش بسته و از ترس جنگی که نیست، پای مذاکره‌ای ذلیلانه و بی‌فایده با ترامپ بنشینیم. کسی هم نیست بگوید مگر برجام مرده است که شما اینقدر از سایه جنگ می‌ترسید عزیزان؟! یا افطاری سفارت به جای پلوخورش، پلوجنگ بوده است؟!

چرا می‌ترسانند؟



«ترس» زمانی موثر واقع می‌شود که «ترسویی» وجود داشته باشد وگر نه کسانی که «عقلانیت» و «جسارت» را توأمان داشته باشند، به این سادگی‌ها مرعوب نمی‌شوند.

به گزارشسخن آشنا، «جعفر بلوری» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:


۱- روان‌شناسان می‌گویند، ترس عامل «موثری» است. این عامل چون موثر است، همچون سایر عوامل تاثیرگذار طبیعتاً از سوی عده‌ای مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد، به ویژه وقتی پای «سیاست» در میان است. اصلاً مگر آمریکا بیشتر سیاست‌های خود را در سرتاسر جهان با همین عامل پیش نمی‌برد؟ فلسفه اعزام گاه و بی‌گاه ناوهای غول‌پیکر این کشور به این نقطه یا آن نقطه از دنیا مگر چیزی جز ترساندن و امتیاز گرفتن است؟ ترامپ مگر در دیدار با رهبران کره جنوبی نگفت، بروید بگویید ترامپ دیوانه است و مذاکرات را پیش ببرید؟ یا آن یکی؛ خانم «نیکی هیلی»، نماینده مستعفی آمریکا در سازمان ملل طی کنفرانس شارلوت مگر نگفت، اصلاً ماموریتش تند مزاج نشان دادن ترامپ برای ترساندن کشورها بوده:

 

«من همواره ترامپ را به عنوان فردی تندمزاج، و در مذاکرات غیرقابل پیش‌بینی به تصویر می‌کشیدم تا باعث ترس طرف دیگر شوم. این کار من در چارچوب سیاست و تئوری «مرد دیوانه در دیپلماسی» صورت می‌گرفت. این تئوری را قبلاً «ریچارد نیکسون» (رئیس‌جمهور پیشین آمریکا) تعریف کرده است...


وقتی با همتای چینی خود درباره مسئله کره شمالی پس از پرتاب موشک توسط این کشور در سپتامبر ۲۰۱۷ چانه‌زنی می‌کردم، به او گفتم رئیس من آدم غیرقابل پیش‌بینی است و من نمی‌دانم چه خواهد کرد. تهدید حمله آمریکا به کره شمالی آنقدر کافی بود که چین را وادار کرد تحریم‌های جدی علیه کره شمالی را در شورای امنیت سازمان ملل بپذیرد. من به رئیس‌جمهور (ترامپ) گفته‌ام که همواره این کار را انجام می‌دهم و او کاملاً با این ایده من موافق بوده است.»


با وجود این همه شواهد، چرا برخی می‌ترسند؟ یا نه بهتر بگوییم، به دنبال ترساندن مردم هستند؟ برای یافتن پاسخ این سؤال باید دید، ضمن ترسیدن یا ترساندن، آدرس کجا را می‌دهند، پاسخ همانجاست. آنها آدرس «مذاکره با ترامپ» را می‌دهند آن هم وقتی تمام دنیا به این نتیجه رسیده که این آدم غیر قابل اعتماد است و روزانه چیزی بین ۴ یا ۵ بار دروغ می‌گوید.


سؤال بعدی «مذاکره بر سر چه؟» است. پاسخ توان موشکی‌مان است! آن هم در بحبوحه اعلام این دروغ بزرگ که «ممکن است جنگ شود». دوباره دقت کنید! می‌گویند سایه جنگ آمده پس برویم بر سر سلاح‌هایمان معامله کنیم! کدام آدم ذی‌شعوری در آستانه جنگ بر سر سلاحش معامله می‌کند؟ در چنین شرایطی به قول رهبر معظم انقلاب، مذاکره سم است و هیچ ایرانی با شعوری دنبال مذاکره نمی‌رود.


۲- یمنی‌ها که بیش از ۴ سال است تحت شدیدترین و وحشیانه‌ترین حملات ائتلاف سعودی قرار دارند و تقریباً صد در صد کشورشان از سوی این ائتلاف به ظاهر سعودی و به واقع آمریکایی-صهیونیستی نابود شده، طی این مدت به توانایی‌های نظامی خوبی دست یافته‌اند. با ۷ پهپاد هجومی بزرگ‌ترین و یکی از موثرترین حملات پهپادی انتحاری را به مراکز نفتی عربستان انجام داده و ترس! را بر اندام فرزندان ابولهب انداخته‌اند. شاید عملیات «فجیره» در امارات نیز کار همین انقلابیون یمن باشد، نمی‌دانیم. (تا این لحظه مسئولیت عملیات علیه نفت‌کش‌های این بندر مهم استراتژیک را کسی بر عهده نگرفته است). بیایید دوباره مرور کنیم: پس از ۴ سال حملات شبانه‌روزی وحشیانه سعودی اماراتی به یمن، و شهادت صدها هزار زن و کودک، بیماری میلیون‌ها انسان به دلیل نابودی زیرساخت‌های اقتصادی و درمانی و محاصره کامل آن، حمله پهپادی بزرگی از سوی قربانیان این جنگ علیه این ائتلاف انجام شده است. بازنشر همراه با شادی این خبر، ترسوها را به لرزه انداخته است!


می‌گویند خوشحالی فلان روزنامه یا توییت فلان خبرنگار منافع ملی را به خطر می‌اندازد! آری درست شنیدید از منافع ملی می‌گویند که با توییت زدن به خطر می‌افتد! چه کسانی اینگونه تحلیل می‌کنند؟ همان‌هایی که به دنبال مذاکره با ترامپ برای معامله بر سر منافع ملی‌اند. می‌گویند «سایه جنگ را نمی‌بینی؟ تحریم‌های نفتی را نگاه! برویم بر سر موشک‌هایمان مذاکره کنیم؟» این منطق یعنی، سایه جنگ که آمد سلاح را بردار و تقدیم دشمن کن! حالا که اصلاً از سایه جنگ هم خبری نیست! امروز نه در وضعیت جنگی (نظامی) قرار داریم، نه زمان مذاکره است. اگر هم بود، آدم عاقل در وضعیت جنگی بر سر سلاحش مذاکره نمی‌کند.


۳- می‌گویند: هر چقدر دشمن جلو آمد و هر غلطی که کرد نباید تهدیدش کرد، اگر در کشور دیگری علیه دشمنان ما عملیاتی شد نباید خوشحال شد! باید مشکلات را تحت هر شرایطی با مذاکره و لبخند حل کرد. دنیا، دنیای گفتمان است. ۶ سال است که این را می‌گویند. اسمش را هم گذاشته‌اند، «تنش‌زدایی، گفت‌وگو با زبان دنیا، دیپلماسی، فهم منافع ملی و…». زیباست. عقلانی و همه‌پسند است اما تا وقتی که، آن کشورهایی که «دنیا» جا می‌زنندش هم با همین دست فرمان حرکت کنند. اینکه ما لبخند بزنیم، به تعهداتمان مو به مو و بیش از آنچه وعده داده‌ایم عمل کنیم اما آنها تحریم‌مان کنند، تحقیرمان کنند، زیر تعهداتشان بزنند صحبت از دیپلماسی، شبیه به جوک است… و چه جوک تلخی!


استدلال می‌کنند، اگر از حملات انصارالله به بنادر نفتی امارات و پالایشگاه‌های نفتی عربستان ابراز خوشحالی کنیم، علیه کشور یک اجماع جهانی درست می‌شود. اما نمی‌گویند، چگونه با خوشحالی کردن اجماع جهانی درست می‌شود. صغری و کبری می‌چینند تا بگویند، موفق شده‌ایم بین اروپا و آمریکا اختلاف اندازیم اما نمی‌گویند خانم موگرینی همین دو سه روز پیش گفت اگر قرار باشد جنگی رخ دهد، ما قطعاً در کنار آمریکا خواهیم ایستاد! کاری که امروز کاسبان ترس می‌کنند، دقیقاً همان کاری است که نیکی هیلی می‌کرد. یعنی همصدا شدن با ترامپ برای ترساندن مردم برای دادن سایر مولفه‌های قدرت.


۴- وضعیت اقتصادی که امروز در آنیم، حاصل همین نوع تفکر است. ۶ سال لبخند، ۶ سال چشم دوختن به خارج از مرزها، انتظار کشیدن برای اینکه از فرانسه بیایند و مشکل بیکاری جوانان ایرانی را حل کنند. تعطیلی مسکن مهر و عدم جایگزینی آن با یک طرح -به قول خودشان- غیر مزخرف! جمع‌آوری کارت‌های سوخت، حمله به مراکز دینی و فرهنگی، تبلیغ کنسرت و تماشای مختلط فوتبال، حجاب اجباری اختیاری، مذاکره امام حسین (ع) با یزید، تقصیر دولت قبل بود، نمی‌گذارند و این روزها اختیار نداریم و جمهوری سوم… اینها بازخوردهای دست فرمان همین آقایانی است که از منافع ملی و سواد دیپلماسی می‌نویسند و مدتی است در حال تئوری‌بافی و نظریه‌سازی درباره جمهوری سومند!


۵- یک بیانیه برجامی نه چندان قوی اما نسبتاً خوب از سوی شورای عالی امنیت ملی و پس از مدتها تاخیر علیه اتحادیه اروپا خوانده شد. نتیجه: وزرای خارجه و رهبران این کشورها به تکاپو افتادند.


نیروهای مقاومت یمن پس از ۴ سال حملات شبانه‌روزی ائتلاف سعودی به کشورشان، یک حمله پهپادی درست و حسابی به مراکز نفتی و حساس دشمنانشان کردند نتیجه:


- زمزمه اخراج جان بولتون و خبر خروج دیپلمات‌های آمریکایی از عراق بلند شد که چه نشسته‌اید! دوستان ایران دست به کار شده‌اند.(انتشار خبر اخراج قریب‌الوقوع جان بولتون، ضدایرانی‌ترین مقام حال حاضر آمریکا در این شرایط، می‌تواند پیامی از سوی آمریکایی‌ها به ایران باشد. یعنی جنگ بی‌جنگ)


- ناوچه اسپانیایی از ناو عزیمت یافته آمریکا به سمت خلیج‌فارس جدا شد تا مبادا احیاناً درگیر جنگی شود.(این یعنی هنوز اتفاق خاصی نیفتاده، اختلافات بین اعضای ناتو شروع شد.)


-پمپئو وزیر خارجه آمریکا و سفیر این کشور در ریاض که یک ژنرال کارکشته است هر دو گفتند قصد جنگ ندارند و جنگ به صلاح هیچکس نیست، ترامپ خبر اعزام ۱۲۰ هزار نیروی آمریکایی را کذب خواند، بورس کشورهای مرتجع عربی سقوط کرد، ریاض ۳۱ میلیارد دلار خسارت دید و...


حالا پاسخ بدهید؛ وقتی دشمن می‌بیند با بدعهدی و ماجراجویی علیه کشورمان، هیچ هزینه‌ای نمی‌دهد، چرا به تعهداتش عمل کند؟ آیا وقتی در پوشش سواد دیپلماسی، پیام ضعف می‌فرستیم، دشمن برای ضربه زدن جری می‌شود یا وقتی با اقتدار پاسخش را بدهیم؟ کسانی که از روی جهل یا خیانت، در این مدت بر طبل «ترس از جنگ» کوفتند بدانند، نه شرایط ایران مثل شرایط عراق، افغانستان یا سوریه است نه آمریکا و نوچه‌های منطقه‌ای آن آنقدر احمقند که جنگی را علیه کشورمان شروع کنند پس نترسید! نه مذاکره می‌کنیم نه جنگ می‌شود.


«ترس» زمانی موثر واقع می‌شود که «ترسویی» وجود داشته باشد وگر نه کسانی که «عقلانیت» و «جسارت» را توأمان داشته باشند، به این سادگی‌ها مرعوب نمی‌شوند.

پهپاد‌های بازدارنده انصارالله


حملات پهپادی اخیر به دو تأسیسات نفتی عربستان از چند جهت قابل‌تأمل و در مقایسه با حملات پیشین تا حدودی متفاوت است.

به گزارش سخن آشنا، با وجود اینکه پیش از این نیز نیرو‌های مقاومت مردمی یمن به رهبری انصارالله از پهپاد‌های خود برای هدف قرار دادن مناطق استراتژیک عربستان به تلافی حملات هوایی این کشور به یمن استفاده کرده بود، اما حملات پهپادی اخیر به دو تأسیسات نفتی عربستان از چند جهت قابل‌تأمل و در مقایسه با حملات پیشین تا حدودی متفاوت است.

نخست اینکه این حملات بعد از آن صورت گرفت که امریکا از یک سو ایران و هم‌پیمانان آن را تهدید کرده و در عین حال به تمرکز و استقرار نیرو در خلیج فارس اقدام کرده است. از این دید حملات پهپادی اخیر نیرو‌های مقاومت مردمی یمن حاوی این پیام است که حملات تدافعی آن از متغیر‌های بیرونی تأثیر نمی‌پذیرد و تا زمانی که عربستان به تجاوزات خود به خاک یمن پایان نداده ادامه خواهد یافت. از این دید نیرو‌های مقاومت مردمی یمن از حملات پهپادی به عنوان عنصر بازدارندگی و توازن‌بخش در برابر حملات هوایی عربستان و امارات استفاده می‌کند که با استفاده از هواپیما‌های پیشرفته امریکایی، انگلیسی و فرانسوی صورت می‌گیرد و در مواردی نیز از خلبانان این کشور‌ها و رژیم صهیونیستی نیز استفاده می‌شود. عربستان و امارات با این حملات ویرانگر تاکنون بیش 100 هزار نفر از مردم یمن را کشته و چند صد هزار نفر دیگر را زخمی و معلول کرده و بیش از 3 میلیون آواره بر دوش دولت نوپای انصارالله گذاشته‌اند، ضمن اینکه بیش از 80 درصد مردم یمن نیز نیاز ضروری به کمک‌های بین‌المللی پیدا کرده‌اند. علاوه بر این‌ها با گذشت زمان مطامع ارضی عربستان و امارات در یمن آشکار می‌شود و این واقعیت به اثبات می‌رسد که این دو کشور با فریب دولت مستعفی برای بازگرداندن آن به صنعا در عمل به تقسیم اراضی یمن پرداخته‌اند و هر یک مناطقی را در جنوب و شرق یمن نشانه گرفته‌اند و در کنار تمرکز و استقرار نیرو در مناطقی مانند جزیره سقطری و استان المهره به تغییر بافت این مناطق هم اقدام کرده‌اند که نشان از حضور دائمی آن‌ها در این مناطق دارد. در چنین وضعیتی نیرو‌های مقاومت مردمی به رهبری انصارالله نیز این حق را برای خود قائل هستند که با تمام توان برای بازپس‌گیری و آزاد‌سازی یمن بکوشند و از هر توان خود از جمله پهپاد‌ها بهره بگیرند. از این رو این شائبه که در مواردی گفته و ادعا یا تصور می‌شود که انصارالله به درخواست ایران به این حملات دست زده، نمی‌تواند درست باشد چراکه نیرو‌های مقاومت مردمی یمن با توجه به گستره حملات و جنایت‌های عربستان و امارات در یمن به اندازه کافی دلیل برای حملات تلافی‌جویانه در اختیار دارند که با اصول و قوانین بین‌المللی نیز منطبق است.

دوم اینکه عربستان برخلاف حملات قبلی که معمولاً سکوت اختیار می‌کرد و نمی‌خواست با افشای حملات پهپادی انصارالله نقطه ضعف‌ها و شکست‌های خود را بیش از پیش آشکار کند، این بار به محض اینکه حملات پهپادی به تأسیسات نفتی این کشور صورت گرفت هم مقامات و هم رسانه‌های سعودی به سرعت آن را منعکس کردند و این نشان می‌دهد که آن‌ها قصد دارند این حملات را به حملات مشکوک در فجیره ضمیمه کنند و با این ادعا که نفت به عنوان یک کالای استراتژیک از سوی ایران و متحدان آن تهدید می‌شود یک بار دیگر تلاش‌های خود را برای فریب دولت ترامپ و کشاندن آن به جنگ به کار گیرد. از این دید در حالی که ترامپ خود را برای دوشیدن بیشتر عربستان آماده کرده یا افرادی مثل بولتون و نتانیاهو با کمک هم می‌کوشند پای عربستان را به درگیری با ایران بکشانند در مقابل به نظر می‌رسد عربستان نیز می‌خواهد دامی برای دولت ترامپ پهن کند و این نشان می‌دهد که هرچند اعضای گروه آشوب‌طلب «بی» اهداف و سیاست‌های مشترک را دنبال می‌کنند، اما در عین حال برای یکدیگر هم دام پهن می‌کنند و هر یک دیگری را جلو می‌اندازد.

یادداشت:احمد کاظم زاده

منبع: روزنامه جوان

اقتدار، تنها نسخه برای عقب‌نشینی دشمن


مطالعه رخداد‌ها و حوادث در طول تاریخ، نشان دهنده آن است که کشور‌هایی که با قدرت در عرصه بین‌الملل رفتار کرده‌اند، همواره موفق بوده و توانسته‌اند نفوذ خود را حفظ کنند. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست

به گزارش سخن آشنا،حسن رشوند در یادداشتی در روزنامه جوان نوشت:مطالعه رخداد‌ها و حوادث در طول تاریخ، نشان دهنده آن است که کشور‌هایی که با قدرت در عرصه بین‌الملل رفتار کرده‌اند، همواره موفق بوده و توانسته‌اند نفوذ خود را حفظ کنند. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست و رفتار‌های مقتدرانه ایران در عرصه بین‌الملل همواره باعث عزت، اعتبار و ارتقای جایگاه ایران شده است. از همین منظر است که امریکایی‌ها همواره تلاش داشته‌اند با طراحی یک سناریوی نخ‌نما، ایران را از جایگاه خود در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی دور کنند. در دوره جدید نیز امریکا از یک طرف با تشدید تحریم‌ها و از طرف دیگر با اعزام ناو‌های خود به خلیج فارس سعی دارد تا ایران را وادار به میز مذاکره‌ای کند که می‌داند با رفتار غیراعتمادی که در طول این چند سال پس از برجام، انجام گرفته، تغییر رفتار ایران و تمکین به خواسته آن‌ها دیگر امر محالی است. آنچه مسلم است این است که جمهوری اسلامی با دیدن همه عهدشکنی‌هایی که از طرف امریکایی و اروپایی دیده، تصمیم گرفته از این پس معادله رابطه و قدرت را آنگونه که به صواب این ملت است پیش ببرد. رصد تحولات همین چند روز نشان داد باوجود آنکه ایران از همه خواسته‌های خود در بازگشت توافق برجام استفاده نکرد، همین اندک اقدام ایران در برداشتن محدودیت‌های هسته‌ای، باعث عقب‌نشینی امریکا شده است.


امریکا تصور نمی‌کرد در چنین شرایطی، ایران به سمت تعلیق بخشی از تعهداتش در برجام پیش برود چرا که از نگاه آنها، ایران در شرایط تحریمی سختی قرار داشته و بدترین تحریم‌های تاریخ علیه این کشور در حال اجرا است و از نگاه امریکایی‌ها، این شرایط می‌توانست منجر به تسلیم ایران شود. اما موضع مقتدرانه ایران هم در بُعد نظامی که فرماندهان نظامی مقتدرانه نسبت به هر گونه ماجراجویی امریکا هشدار دادند و هم در بُعد سیاسی که ایران به اروپا در مورد برجام اولتیماتوم داد باعث شد تا ترامپ سرانجام شروع به عقب‌نشینی کند.
رئیس‌جمهور امریکا روز پنج‌شنبه 19 اردیبهشت گفت: «چیزی که در رابطه با ایران مایلم شاهدش باشم، این است که آن‌ها با من تماس بگیرند. جان کری با آن‌ها زیاد صحبت می‌کند. جان کری به آن‌ها می‌گوید که تماس نگیرند.» و در ادامه، کاخ سفید با سفارت سوئیس تماس گرفت و شماره تلفنی از رئیس‌جمهور امریکا برای تماس ایرانی‌ها در اختیار آن‌ها قرار داد. ترامپ بعد از ابراز علاقه‌اش برای تماس ایران به او، درباره این احتمال که بولتون او را به سمت جنگ با ایران پیش ببرد، گفت: «ترمز جان بولتون دست من است.» جیم مالوی، فرمانده ناوگان پنجم نیروی دریایی امریکا در بحرین نیز در مصاحبه با خبرگزاری رویترز، با وجود آنکه از احتمال اعزام ناوهواپیمابر به تنگه هرمز خبر داد، تأکید کرد که ارتش امریکا به دنبال جنگ با ایران نیست. در واقع تنها یک موضع مقتدرانه از سوی ایران در مورد برجام، باعث شد که ترامپ که به جنگ طلبی معروف است، از مواضع خود عقب‌نشینی کند.


جار و جنجال رسانه‌ای امریکا در مورد اعزام بمب افکن‌ها و ناو‌های جنگی به خلیج فارس بیشتر از آنکه اقدامی در راستای جنگ با ایران باشد با هدف ایجاد رعب و وحشت در منطقه است. چرا که امریکا توان حمله به ایران را نخواهد داشت. دلیل این مسئله نیز از یک طرف به توان نظامی ایران و از سوی دیگر به شکست‌های پی در پی امریکا در 50 سال گذشته بر می‌گردد. تجربه حمله به ویتنام، افغانستان، لیبی و دیگر کشور‌ها به خوبی نشان دهنده شکست سیاست‌های مداخله گرایانه امریکا است. بنابراین اعزام ناو‌های امریکایی به منطقه را می‌توان در راستای سیاست ایجاد ارعاب و وحشت در راستای وادار کردن ایران به مذاکره مجدد آنچنان که ترامپ طالب آن است، دانست. دولت ترامپ در شرایطی که همه شواهد و قرائن نشان می‌دهند که امریکا اساساً توانی برای راه‌اندازی جنگی دیگر را ندارد در ابتدا از تهدید به تقابل نظامی با ایران دم زد و وقتی نشانه‌ای از عقب‌نشینی مشاهده نکرد به تمنّای مذاکره روی آورد و با این خیال خام که مقامات ایرانی ناچار می‌شوند با او تماس بگیرند، به سفارت سوئیس شماره تلفن داد. ایلان گلدنبرگ، رئیس اسبق میز ایران در پنتاگون و عضو ارشد اندیشکده امریکایی «مرکز امریکای جدید» یکی از بی‌شمار تحلیلگران در امریکاست که معتقد است تحرکات جدید امریکا در منطقه چیزی جز تلاش برای ارعاب ایران و اثرگذاشتن بر محاسبات این کشور نیست. او معتقد است؛ «پنتاگون در حال ایجاد نیروی بازدارنده است» گلدنبرگ نوشته است: «من سه سال مسئول میز ایران در پنتاگون بودم. این نوع آرایش‌ها را نمی‌توان عاملی برای تغییر گسترده در معادلات بازی در نظر گرفت.». بنابراین این یک واقعیت است که هر گاه ایران از موضع اقتدار در برابر تهدیدات خارجی وارد شده است، دشمن عقب‌نشینی کرده و اعتبار بین‌المللی ایران افزایش یافته است و بر عکس، هر زمانی که برخی دولت‌های ایران اصرار بر مذاکره به دلیل هراس از جنگ احتمالی با امریکا را داشته‌اند، دشمن نه تنها به وعده‌های خود عمل نکرده، بلکه مذاکره را به عنوان ضعف طرف مقابل خود تعبیر کرده و فشار‌های بیشتری را بر کشور و ملت ایران وارد کرده است.

آخرین مطالب