پر بازدیدترین مطالب

مناظره روحانی با رئیس‌جمهور!



اختیارات امروز سران قوا فراتر از قوانین و اختیارات معمول است. این عبارت را همسویان رئیس‌جمهور گفتند که: «اختیاراتی که آیت‌الله خامنه‌ای به سران قوا داده اگر به چوب خشک می‌داد کاری انجام می‌گرفت».

به گزارش سخن آشنا، عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان نوشت:

‌هم رئیس‌جمهور محترم به خاطر دارند و هم نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی فراموش نکرده‌اند که ایشان در پنج سال اول مسئولیت چه‌ها گفتند و چه انگشت‌هایی در چشم نظام کردند و چه ادبیات و کنایه‌هایی را نسبت به مشروعیت نظام و وفاداران خط مقدم آن به زبان آوردند و…، اما از زمستان ۱۳۹۶ و تشدید جنگ روانی دشمن تا کنون بارها رئیس‌جمهور خواستار وحدت؛ همگرایی و اتحاد شده‌اند تا بتوانیم هم مقابل دشمن بایستیم و هم با اجماع ملی مشکلات کشور را بهتر حل کنیم. نگارنده از مدعیان جدی عمل به توصیه رئیس‌جمهور بوده‌ام و تلاش کردیم به آنچه مدنظر ایشان است عمل کنیم. اما هر از گاهی خود ایشان به میدان می‌آید و این قاعده را به هم می‌ریزد و انسان نسبت به صدق مطالبه اولیه ایشان دچار بحران تحلیل می‌شود.

 

رئیس جمهور در دیدار رمضانیه با سران دو جناح کشور در پاسخگویی به مشکلات، از نبود وزارت بازرگانی تا نبود اختیارات گلایه کردند و حسرت عدم اجازه مواجهه با اوباما را خوردند و «نمی‌شود» و «نمی‌گذارند» را که در ادبیات دو رئیس‌جمهور قبلی هم دیده می‌شد به عنوان پاسخ برگزیدند و هیچ‌گاه از «نمی‌توانیم» استفاده نکردند.


گزاره «دولت اختیار ندارد» یا «بنده اختیار ندارم» بیشتر در حوزه نخبگی بازتاب دارد تا عوام و پیش از آنکه دیگری از آن آسیب ببیند خود ایشان زیر سؤال می‌رود. چرا؟


یادم هست در دهه ۶۰ در معیت یک فرمانده بسیج به یک حوزه مقاومت رفتیم. فرمانده از مسئول حوزه پرسید فلان مأموریت و فلان تدبیر را چه کرده‌اید؟ و طرف پاسخ داد: روزی ۱۰ لیتر بنزین به ما می‌دهد با این چه می‌شود کرد؟ و فرمانده پاسخ داد خیلی خب بفرمایید با همین ۱۰ لیتر بنزین چه کرده‌اید؟ الان داستان رئیس‌جمهور محترم ماست که با همین اختیاراتی که قبول دارید، چه کرده‌اید؟ اولین سؤالی که پرسیده می‌شود اینکه اگر اختیار ندارید چطور وارد میدان شدید؟ مگر نظام، ساختار و ملاحظات آن را نمی‌شناختید؟ شما که از روز اول انقلاب در مرکزیت نظام بودید و با روابط عرفی و ساختاری آن آشنا هستید، چرا این شناخت را در تصمیم خود برای حضور در میدان لحاظ نکردید؟


دومین مشکلی که ایجاد می‌کند رئیس‌جمهور را جهت مناظره مقابل خودش قرار می‌دهند و سؤال می‌شود: اگر شما علم به عدم اختیار داشتید و فرمودید «والله اگر مشکلات کشور قابل حل نبود نمی‌آمدم؟» و فرمودید «تمام مسئولیت مذاکرات با بنده است» و عکس و تیتر یک رسانه‌های کشور شد، چگونه باید تحلیل شود؟ انصافاً خواسته شما که مذاکره برای حل مسئله هسته‌ای بود در نظام اجابت نشد؟ و گسترده‌ترین مذاکرات تاریخ ایران را انجام ندادید؟ و بعد هم اعتراف نکردید اگر مقام معظم رهبری مانع نمی‌شدند، امتیازات بیشتری می‌دادید؟


آنقدر شما بر مذاکره به‌عنوان تنها راه‌حل مسائل کشور تأکید کردید که گویی «مذاکره اسم رمز اداره کشور» است. اما باز از اینکه با اوباما در یک کادر قرار نگرفتید حسرت می‌خورید.


سوم اینکه اختیارات امروز سران قوا فراتر از قوانین و اختیارات معمول است. این عبارت را همسویان رئیس‌جمهور گفتند که: «اختیاراتی که آیت‌الله خامنه‌ای به سران قوا داده اگر به چوب خشک می‌داد کاری انجام می‌گرفت».


چهارم: گیریم مذاکره را مانع شدند یا اجازه نمی‌دهند صهیونیست‌ها را به رسمیت بشناسید، اما مردم نمی‌پذیرند که طرح و برنامه زندگی آنان در حوزه تولید، توزیع و خدمات و دیوان‌سالاری با دولت نیست. همین الان چطور اختیار یافتید قیمت مرغ تا ۹ هزار تومان پایین بیاید و شکر و خرما هم قیمت نزولی یابد؟ از همین اختیارات درباره مشکلات دیگر مردم استفاده کنید. چطور قبل از شروع تحریم امریکا در ۱۵ مرداد ۹۷ ارز به ۱۸ هزار تومان رسید، اما بعد از شروع عملی تحریم با همت دکتر همتی ارز کنترل شد؟ آیا اختیارات شما یا رئیس بانک مرکزی قبلی متفاوت بود یا بعد از حضور همتی اختیارات تغییر یافت؟ این مثال مهمی از نوع مدیران، توان، تلاش و خلاقیت آنهاست. امید است اگر در این ۶۰ روزی که به اروپا مهلت داده‌اید نتیجه‌ای حاصل نشد، دیگران یا دشمن را مقصر ندانید و سناریوهای بعدی را در آستین داشته باشید. اکنون همه ملت ایستاده‌اند و رنج گرانی را تحمل می‌کنند تا عزت و غرور ملی خود و نظام را حفظ کنند.

شلیک از پشت؛ بدون گلوله



گویا همّ و غمّ برخی مدیران همچنان، ادامه دوقطبی‌های غفلت آفرین در داخل، به جای تغییر گارد در مقابل دشمن است.

به گزارش سخن آشنا، محمد ایمانی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:


۱- جمهوری اسلامی در جبهه خارجی، به جایگاهی از اقتدار و گسترش عمق راهبردی رسیده است که نگران جبهه خارجی نباشیم. ضرب شست‌های غافلگیرکننده‌ای که فرزندان مقاومت در فلسطین و یمن نشان دادند، بی‌نیاز از تحلیل و تفسیر است. شلیک ۶۹۰ موشک از غزه (محاصره شده‌ترین و محروم‌ترین حلقه مقاومت) به شهرهای رژیم صهیونیستی و همچنین حملات موشکی و پهپادی و […] به تاسیسات نفتی و نظامی آل‌سعود در عمق ۷۰۰ تا هزارکیلومتری، به هم خوردن توازن نظامی را بازگو می‌کند. اگر حماس و جهاد اسلامی و انصارالله توانمندی شان به گونه‌ای است که وزیر دفاع اسرائیل و وزیر خارجه عربستان را در همین چند ماه اخیر ساقط کردند، ببینید توانمندی حزب‌الله و زرادخانه یکصد هزار فروندی موشک‌های آن در چه سطحی است و دست برتر جمهوری اسلامی ایران در کدام ارتفاع قرار دارد. ما نگران جبهه خارجی نیستیم اما باید نسبت به نفوذ جریانی و شبکه‌ای دشمن حساس بود.


۲- سایت گروهک ورشکسته ملی- مذهبی (بارگذاری شده از پاریس)، ۲۵ مرداد ۹۵ نوشت «سؤالات زیادی مطرح می‌شود که چرا باید گروه‌هایی مانند نهضت آزادی، خود را خرج برخی محافظه‌کاران کنند که هیچ سنخیتی با آنها ندارند؟ این سؤال از سر فقدان استراتژی طرح می‌شود. پرسش کنندگان نمی‌دانند پاسخ مطلوبشان یا به تقابل می‌انجامد و یا به انفعال، در حالی که نه توان تقابل دارند و نه راهی برای خروج از انفعال. نباید نقش محافظه‌کاران میانه‌رو داخل حکومت و اعتدال‌گرایان را نادیده گرفت. پروژه آنها نُرمالیزاسیون است. این نیروها را باید از داخل حاکمیت جذب کرد نه از میان اصلاح‌طلبان؛ اتفاقاً این نیروها از سوی اصلاح‌طلبان در پروژه اصلی مدیریت می‌شوند.»


۳- هفتم آذر ۹۴ در حالی که ۳ ماه تا انتخابات مجلس دهم مانده بود، دبیرکل یک حزب‌اشرافی به روزنامه شرق گفت: «باید از طرف مقابل سربازگیری کرد. در سیاست خارجی و برجام، برخی از دوستان که در انتخابات رقیب بودند، الان به نوعی حامی هستند». مدتی بعد نشریه صدا به قلم «عباس-ع» نوشت: «مهم‌ترین هدف اصلاح‌طلبان، تعمیق شکاف در حاکمیت است. مهم‌ترین عاملی که در شرایط کنونی به عنوان پیشران فرآیند ما عمل خواهد کرد، جلوگیری از وحدت میان اصولگرایان تندرو با سایر اصولگرایان است. نهایی کردن شکاف میان جناح حاکم، بسیار مهم است.

اصلاح‌طلبان باید نقش گُوهِ را بازی و شکاف را به مرز جدایی کامل برسانند. دولت حتی بهتر از اصلاح‌طلبان می‌تواند بخشی از این اهداف را محقق کند». شبیه همین پروژه با ابعاد و شگردهای مختلف، برای جدا کردن و عقب انداختن دولت از حرکت شتابان نظام در جریان است.


۴- آیا شک برانگیز نیست نویسنده کتاب پدرخوانده علیه مرحوم هاشمی (که سایه او را در نشریات زنجیره‌ای دوره اصلاحات با تیر می‌زد)، عضو مرکزیت حزب برآمده از دولت سازندگی می‌شود و از دل همین حزب، زمزمه تغییر قانون اساسی و جمهوری سوم را مطرح می‌کند؟ چرا درست زمانی که نشریه فرانسوی شارلی ابدو به خاطر اهانت به ساحت پیامبر اعظم (ص) مورد اعتراض مسلمانان جهان بود، روزنامه مردم امروز با سردبیری همین فرد، تیتر «من هم شارلی هستم»! را برگزید؟ همین حالا چرا روزنامه حزبی تحت مدیریت وی اقدام به جنگ هراسی می‌کند؟ فردی با این سوابق، چگونه حکم مشاور رسانه‌ای نهاد ریاست‌جمهوری و دبیر شورای بررسی‌های ویژه می‌گیرد؟ حضور وی در مراسم افطار رئیس‌جمهور با فعالان سیاسی برای چه بود؟ امثال او چه مشورت‌هایی می‌توانند بدهند؟!


۵- سایت «خ» وابسته به دو مدیر ارشد رسانه‌ای و مطبوعاتی دولت، ۱۹ بهمن ۹۲ چند روز پس از ماجرای موهن توزیع سبد کالا تحلیلی را منتشر کرد، که مدیرانش، با گذشت پنج سال، هنوز هیچ توضیحی درباره علت انتشار آن نداده‌اند؛ «جایزه بهترین کارگردانی برای روحانی؛ در حاشیه چگونگی توزیع کالاهای اساسی… توزیع سبد کالا به مردم با شیوه‌ای که انجام شد، نه یک اتفاق بود و نه عملی که تبعات آن برای روحانی و مردانش غیرقابل پیش‌بینی باشد. او دقیقاً همین اتفاق -ازدحام، دعوا و مرافعه و احیاناً له شدن در زیر دست و پا- را پیش‌بینی می‌کرد و اصلاً آن را برای پیشبرد استراتژی خارجی خود لازم داشت]! [به عبارت دیگر روحانی به یک نمایش داخلی برای ارائه در جشنواره‌های سیاسی خارجی نیازمند بود. نگاه کنیم به اظهارات اخیر شرمن که گفت: «شما در اخبار دیدید که ایران اخیراً به طور قابل مشاهده‌ای غذا بین مردم فقیرش توزیع کرده تا نشان دهد کاهش هدفمند و محدود تحریم‌ها، تاثیر مستقیم بر مردم داشته است» … این دقیقاً همان نتیجه‌ای بوده که روحانی از توزیع سبد کالا داشته، اینکه تحریم‌ها تاثیر مستقیم و انکارناپذیر داشته؛ اینکه اوضاع اقتصادی مردم نه تنها رو به راه نیست بلکه حاضرند برای چند عدد مرغ و چند کیلو برنج با یکدیگر درگیر شوند… درست است که روش توزیع سبد کالا چندان مناسب نبود، اما اگر با این نمایش بتوان جایزه اول بهترین اثر را در فستیوال سیاست جهانی به خود اختصاص داد، به تحقیر چند روزه‌ای که بازیگران آن شدند، می‌ارزید»!


۶- اسفند ۹۷، «امیر آریا- ز» از سوی شهرداری تهران به سرپرستی شرکت برج میلاد منصوب شد. او از دوستان نزدیک کاوه مدنی (معاون محیط زیست و جاسوس فراری)، بازداشتی فتنه ۸۸ و از امضاء‌کنندگان نامه ۵۵ نفره به دولت اوباما درباره درخواست تحریم ایران بود. این انتصاب، اتفاقاً با اظهارات رئیس‌شورای شهر همزمان شد. محسن هاشمی به ویژه‌نامه اعتماد گفته بود «در مورد حناچی، بعضی مخالف انتخاب وی بودند. البته در هر دو مورد نجفی و حناچی با دخالت مستقیم رئیس‌جمهور مسئله حل شد. وقتی وزیر کشور به دلیل مخالفت‌های امنیتی نتوانست حکم حناچی و نجفی را امضا کند و با وزیر اطلاعات به اختلاف نظر برخوردند، روحانی ورود پیدا کرد و مسئله خاتمه یافت. [خبرنگار اعتماد: هاشمی لبخندی می‌زند و به شوخی می‌گوید: این هم طبیعی است، بالاخره رئیس‌جمهور برای همین کارهاست دیگر!]». چرا پاسخ استعلام وزارت اطلاعات زیر پا گذاشته شد؟ چه کسانی این مشورت را دادند؟


۷- وزارت اطلاعات اواخر سال گذشته، با تحرکات ضدامنیتی شبکه وابسته به کمونیست‌ها و چپ‌های آمریکایی در هفت تپه خوزستان برخورد کرد. اما چند عضو فراکسیون امید، جانب متهم امنیتی (اسماعیل- ب) را که ارتباطش با گروهک حزب کمونیست در اروپا اثبات شده بود، گرفتند. به عنوان نمونه مشابه، چگونه است فلان معاون دانشگاه مرتبط با سران فتنه، به جای صیانت از احکام اسلامی، جانب حرمت شکنان و معارضان حجاب را می‌گیرد؟ چه اتفاقی افتاده که چپ‌های آمریکایی، تصویر خبرنگار بازداشتی روزنامه سوپر کاپیتالیست شرق را به دست می‌گیرند؛ فردی که حین تحریک به آشوب در روز کارگر بازداشت شد؟ زنجیره این اتفاقات، تصادفی است؟!


۸- پس از مراسم افطار رئیس‌جمهور با جمعی از فعالان سیاسی، یک عضو حزب منحله مشارکت، خلاصه سخنان روحانی را منتشر کرد: «مشکلات کنونی کشور با زمان جنگ تحمیلی قابل مقایسه نیست… توجه داشته باشیم که راه‌حل مشکلات چیست و دولت چقدر اختیار دارد؟ دولت در سیاست خارجی چقدر اختیار دارد؟». این چندمین بار بود که برخی دولتمردان ادعا کردند فشار و تحریم‌های فعلی در چهل سال گذشته بی‌سابقه است! کدام مشاوران، این خط را دادند و کدام پیام با این سخنان به دشمن منتقل شد؟ قوت یا ضعف؟ بی‌آنکه بخواهیم فشارهای تحریمی را انکار کنیم، باید گفت کشور بارها فشارهایی به مراتب دشوارتر را با موفقیت از سر گذرانده است. ما در دهه اول انقلاب، درگیر تروریسم و تجزیه‌طلبی و غائله‌های زنجیره‌ای در مناطق مختلف بودیم. همزمان، آمریکا چند بار از طریق طبس و پایگاه هوایی شهید نوژه در صدد کودتای نظامی برآمد و مدتی بعد درگیر جنگ نابرابر با صدام و متحدانش شدیم. ما تحریم مطلق نظامی و اقتصادی بودیم و فروش نفت ما به حداقلی‌ترین وضعیت ممکن رسیده بود.


۹- مشورت بزرگ‌نمایی تحریم‌ها، هل دادن به داخل نقشه دشمن است. ریچارد نفیو معمار اصلی تحریم‌های فلج‌کننده، در کتاب «هنر تحریم‌ها»، شکستن «استقامت» کشور هدف را مهم‌ترین هدف تحریم می‌خواند و می‌افزاید «بهترین تعریف استقامت، قاطعیت روحی و روانی برای انکار پیروزی کشور تحریم‌کننده و ادامه دادن مسیر خود است». او درباره اینکه «درد تحریم‌ها و استقامت طرف مقابل را چگونه می‌توان سنجید؟»، می‌نویسد: رصد استقامت کشورها، نمایانگر اولویت‌ها و نقاط ضعف برنامه مقاومتی دولت‌ها در مقابل تحریم است. آمریکا برای دستیابی به چنین تصویری، از اولویت‌های بودجه‌ای، نگرش‌های مردمی، اسناد راهبردی و «سخنرانی سران کشور هدف» بهره می‌برد. نفیو تاکید می‌کند «وقتی یک کشور اعتراف می‌کند که مشکل تحریم دارد، تقریباً نیمی از کار انجام شده. اساساً این نوع اعتراف، دشواری‌های خاصی برای هر دولت دارد چراکه به دشمنانش نشان می‌دهد آسیب‌پذیری‌هایی که آنها دنبالش بودند، کاملاً نمود پیدا کرده است.».

۱۰- کدام مشورت باعث شد تا دولتمرد ما ۲۲ مهر ۹۲ در دانشگاه تهران بگوید «خزانه خالی است» و بدین ترتیب تیم مذاکره‌کننده را از قدرت چانه زنی خلع کند؟ جنگ مذاکرات، آغاز نشده مغلوبه شد اما بعدها معلوم شد مدیران نجومی در همین دوره، حقوق و پاداش‌هایی از ۳۰ تا ۷۳۰ میلیون می‌گرفته‌اند! دشمن شبیه این اظهارات را به احساس ضعف و ناتوانی حمل کرده؛ چنانکه سایت رادیو فرانسه ۱۹ مهر ۹۲ نوشت «ارزیابی غرب از وضعیت دولت روحانی، تعامل با فروشنده بدهکار و مشتاقی است که خود را ناگزیر از فروش حقوق ملی می‌بیند. بر پایه این جمع‌بندی اگر خریدار صبور باشد، شرایط فروشنده را دشوارتر می‌کند و در همان حال قیمت فروش را کمتر خواهد کرد»!


11- درست زمانی که توماس فریدمن (تحلیلگر ارشد دموکرات‌ و مشاور دولت اوباما ) به روزنامه ملیت ترکیه می‌گفت «آمریکا دیگر حتی به اندازه یک بند انگشت توان مداخله نظامی در خاورمیانه ندارد؛ ما در عراق ضامن نارنجک را کشیدیم و خود را روی آن انداختیم. همه ترکش‌های جنگ به ما اصابت کرد»، مشورت‌های غلط با محوریت «هراس از شبح جنگ»، به برخی مدیران و رسانه‌های ما تزریق شد. طبیعتا تصور مبتنی بر «خزانه خالی» و «جنگ پیش‌رو»، موجب کج چیده شدن بنای برجام شد. نکته قابل تامل اینکه اوباما 21 دی 95 در نطق خداحافظی در شیکاگو گفت «اگر 8 سال پیش به شما گفته بودم می‌توانیم برنامه هسته‌ای ایران را بدون شلیک یک گلوله تعطیل کنیم، احتمالا می‌گفتید بیش از حد بلندپروازانه است. اما با توافق توانستیم». توماس فریدمن هم 12 تیر ماه 94 (10 روز قبل از اعلام توافق) در نیویورک تایمز نوشت «توافق پیش‌رو یک توافق بدِ - خوب است و به اوباما این امکان را می‌دهد تا به کنگره و اسرائیل بگوید این بهترین توافقی است که با یک غلاف خالی از اسلحه می‌توان به دست آورد». متاسفانه قرائن نشان می‌دهد همان مشورت‌ها و اصرار مشکوک بر جنگ هراسی ادامه دارد.


۱۲- برخی مجموعه‌های اجرایی به دلایل مختلف، مجال تحرک عناصر معارض را در حوزه‌های مختلف فراهم می‌کنند، اما وقتی عوارض و خسارات آن پدیدار شد و دولت را در حوزه تدبیر و کفایت ناتوان کرد، همان مدیران، مسئولیت را متوجه فقدان اختیارات، قانون اساسی و یا سایر دستگاه‌ها می‌کنند. و حال آنکه به اعتبارهدر دادن فرصت‌ها و جلب تهدیدها باید پاسخگو باشند. گویا همّ و غمّ برخی مدیران همچنان، ادامه دوقطبی‌های غفلت آفرین در داخل، به جای تغییر گارد در مقابل دشمن است. ادعای «اختیارات نداریم» یا مسامحه در مقابل برخی تحرکات علیه احکام اسلامی، و بستر سازی برای رفتارهای هنجار شکنانه و ساختارشکنانه، از چنین اراده معیوب حکایت می‌کند. مسئولیت دنیوی و اخروی این رویکردها هر جا که باشد، بر دوش دولتمردانی سنگینی می‌کند که سوگند خورده‌اند پاسدار مذهب‏ رسمی‏، جمهوری‏ اسلامی‏ و قانون‏ اساسی‏ باشند، خود را وقف‏ خدمت‏ به‏ مردم‏ و اعتلای‏ کشور و ترویج‏ دین‏ و اخلاق‏ کنند، و در حراست‏ از مرزها و استقلال‏ سیاسی‏ و اقتصادی‏ و فرهنگی‏ کشور از هیچ‏ اقدامی‏ دریغ نورزند. این مسئولیت بسیار سنگینی است؛ اگر حجاب‌ها و غفلت‌ها بگذارند.

سر دشمن را درون کشور به سنگ بکوبید



بدون شک علی‌رغم این همه، با توجه به سرمایه عظیم مادی و معنوی کشور امکانات لازم برای ساماندهی اقتصادی و ارتقاء قدرت باز دارندگی و کور نمودن چشم طمع دشمن در درون کشور کاملا فراهم است.

به گزارش سخن آشنا، «ابراهیم کارخانه‌ای» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:


۱- برخی در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی برای مقابله با دشمن دائماً عبارت «اجازه نمی‌دهیم» را تکرار می‌کنند! این حرف در حوزه نظامی درست است ولی طرف مقابل در حوزه اقتصادی هر غلطی دلش می‌خواهد انجام می‌دهد. بعد که کشور در شرایط انتخاب بین بد و بدتر قرار گرفت در صدد پذیرش شرایط بدی که دشمن طراحی کرده است بر می‌آیند و نیروهای منتقد و دلسوز را هم متهم به عدم درک شرایط سیاسی و اقتصادی موجود می‌کنند!

 

اتفاقی که در برجام افتاد و یا سناریویی که در FATF در جریان است! دولت می‌بایست با تمام توان از اقداماتی که اجازه آن در دست خود او است از جمله مقابله با گرانی لجام گسیخته که بخش اعظم آن حاصل فقدان نظارت است استفاده کند و مواردی را که در حیطه اختیار دشمن است با ارتقاءقدرت بازدارندگی؛ امکان هر نوع توطئه را از دشمن سلب نماید.


۲- برخی درصددند تا سرمایه‌هایی را که ملت طی سالها برای آن خون دل‌ها خورده‌اند را یکی پس از دیگری مورد معامله قرار دهند. کاش حاصل تلاشهای خود را معامله می‌کردند نه دستاوردهای نظام اسلامی را که طی چند دهه کار و تلاش نخبگان و جهادگران ملت به‌دست آمده است ! آنان که دیروز برنامه هسته‌ای را به بهای تقریبا هیچ معامله کردند؛ امروز در صدد معامله بر سر اقتصاد کشور با FATF بر آمده‌اند. بدون شک دشمن پس از موفقیت در این معامله گام بعدی را برای تسلط بر سنگرهای بعدی بر خواهد داشت. این در حالی است که راه مقابله با دشمن، پذیرفتن شرایط تحمیلی دشمن نیست بلکه همان‌گونه که رهبر حکیم و هوشیار انقلاب فرمودند ارتقاء قدرت بازدارندگی و کور کردن چشم طمع دشمن با اتکاء به توانمندی‌های داخلی است والا پایانی بر بهانه‌ها و زیاده خواهی‌های دشمن متصور نیست.


۳- دستگاه سیاسی و دیپلماسی دیده‌بان مرزهای سیاسی کشور در مقابله با تهاجمات برنامه‌ریزی‌شده دشمن است.انسجام و استحکام این دستگاه یک ضرورت حتمی است.بدون شک دریافت پیام‌های ضد و نقیض و بعضاً از موضع ضعف از سوی این دستگاه آن هم در خط مقدم بر جسارت دشمن در حمله به بنیان‌های سیاسی و اقتصادی کشور خواهد افزود. موضع‌گیری مذبذب و منفعلانه در جریان توافق برجام که یک‌بار آن را خورشید تابان، معجزه قرن و صبح بدون تحریم و… می‌نامند و بار دیگر بیماری بستری در ICU، دستاوردی تقریباً هیچ و امروز به قول آقای عراقچی دستاوردی «تقریباً صفر» اعلام می‌شود حکایت از عدم انسجام در این دستگاه مهم سیاسی دارد! اینکه وزیر محترم امور خارجه در حالی که به علت تروریست نامیدن سپاه قاطعانه در برابر آمریکا موضع‌گیری می‌کند و به ناگاه در سرزمین دشمن، دم از مذاکره برای تبادل زندانیان می‌زند با کدام منطق سیاسی قابل توجیه است دشمن از آن موضع گیری سرسختانه و این موضع گیری منفعلانه چه برداشتی خواهد کرد!


۴- در حالی که دشمن با تمام توان در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و فضای مجازی در برابر نظام اسلامی آرایش جنگی گرفته است و جبهه‌های جنگ را به هزاران کیلومتر آن سوی مرزهای خود کشانیده است آیا نباید فرماندهان جبهه خودی به فرموده رهبر هوشمند و حکیم انقلاب در این عرصه‌ها آرایش جنگی به خود بگیرند و با طراحی عملیات‌های پی‌درپی نقشه‌های دشمن را در داخل و خارج یکی پس از دیگری نقش بر آب سازند! آیا در حالی که دشمن استحکامات اقتصادی کشور را هدف قرار داده است تنها با شعار نمی‌گذاریم! اجازه نمی‌دهیم! آنها را بر سر عقل می‌آوریم! و یا سر آنها را به سنگ می‌کوبیم! آیا کفایت می‌کند!؟ آیا برای مقابله با دشمن نخست نباید سر دشمن را در درون کشور به علت عدم نظارت و مقابله با گرانی لجام گسیخته بر سنگ کوبید! اگر مقابله با جنگ اقتصادی دشمن در آن سوی مرزها کار مشکلی است؛ مقابله با جنگ اقتصادی در درون کشور که اجازه‌اش در دست دولت است کار مشکلی نخواهد بود. در حالی که با برگرداندن دهها هزار میلیارد تومان که به ناحق به جیب دیگران رفته است، بخش قابل توجهی از کمبود اعتبارات دولت جبران خواهد شد. چرا مسئولین همه‌اش شعار «باید» سر می‌دهند، چه کسی در کشور می‌بایست به این بایدها عمل کند! در حالی که دشمن در داخل کشور به کمک عوامل سودجوی داخلی و عمال خارجی جنگ گرانی به راه انداخته است، چرا با هماهنگی کلیه دستگاه‌های حاضر در میدان جنگ اقتصادی؛ عملیاتی منسجم و هماهنگ و برنامه‌ریزی شده برای مقابله با آنها صورت نمی‌گیرد!؟


۵- در حالی که دشمن به صورت گسترده و در تلاشی فراگیر بر سر اقتصاد کشور آتش توپخانه می‌ریزد آیا اقدام تک تیراندازی دستگاه‌های نظارتی پاسخ گوی تهاجم گسترده دشمن خواهد بود !؟چه کسی است که نداند این شیوه مقابله با دشمن آب در هاون کوبیدن است ! مسئول مقابله با گرانی برنامه‌ریزی شده دشمن در داخل کشور کیست!؟ چرا وزارتخانه‌های خط مقدم جنگ برای مقابله با تهاجم دشمن برنامه عملیاتی طراحی و اجراء نمی‌کنند؟چرا عزمی راسخ و برنامه‌ای قوی در این وزارتخانه‌ها طراحی و مدیریت نمی‌شود؟ مگر اتاق‌های کار این مدیران نباید اتاق فرماندهی جنگ علیه دشمن باشد؟ چرا صدای مقابله با دشمن در این دستگاه‌ها به گوش نمی‌رسد؟ چرا قوانین فرسوده که زمان کارآمدی آنها سپری شده است تغییر نمی‌کند؟ چرا جزاء ارتکاب به گرانفروشی دارو به نحوی شرم‌آور تا پنج هزار تومان است؟ (قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی و درمانی ماده ۱۹)!؟


چرا قوانین ناکارآمد سازمان تعزیرات حکومتی در جهت بازدارندگی تغییر نمی‌کند. منافع چه کسانی با تصویب قوانین قوی و کارآمد به خطر می‌افتد؟ نظام اسلامی تا کی باید تاوان بی‌کفایتی مدیران ناکارآمد را بپردازد!؟


۶- چرا دائماً مدیران اعلام می‌کنند ما «با کمک مردم» (که حرف به حقی است) مشکلات را حل خواهیم کرد ولی برای کمک مردم به دولت برنامه‌ای ارائه نمی‌شود!؟ مگر با سخنرانی می‌شود مشکلات کشور را حل کرد! مگر نه این است که حل مشکلات کشور برنامه، تدبیر، شجاعت و قاطعیت می‌طلبد؟ چرا مدیران آنچه را که می‌گویند عمل نمی‌کنند!؟ مسئول این پرگویی‌ها و کم کاریها کیست!؟ مگر نه اینکه در جنگ با دشمن، قوی ترین‌ها باید به فرماندهی انتخاب شوند؛ آیا در دستگاه‌ها، قوی‌ترین‌ها به فرماندهی انتخاب شده‌اند!؟ در حالی که یک فرمانده قوی یک لشگر را سازماندهی و آماده رزم می‌کند، چرا وزارتخانه‌های در خط مقدم نبرد اقتصادی، آمادگی رزمی و جدی برای مقابله با توطئه‌های دشمن از خود نشان نمی‌دهند!؟ چرا مدیریت‌های ضعیف و سهل انگار مورد مواخذه قرار نمی‌گیرند و نظارتی برعملکرد آنها اعمال نمی‌شود!؟ چرا در کارها قاطعیت نیست!؟ چرا هزینه تخلف و جرم در کشور پایین است!؟ دشمن با چه زبانی بگوید که تمام توان خود را به‌کار گرفته که در داخل کشور ایجاد نارضایتی کند چرا مسئولین تمام توان کشور را برای مقابله با دشمن و جلب رضایت مردم به‌کار نمی‌گیرند!؟


۷- در حالی که هدف دولت از صادرات، بالا بردن بنیه درآمد ارزی کشور است چرا قاطعانه برای بازگشت ارز حاصل از صادرات به خزانه دولت، برنامه‌ریزی عملیاتی صورت نمی‌گیرد؟ در حالی که صادرات کالا از سر سفره مردم منجر به گرانی کالا می‌شود چرا با عدم قاطعیت در برگشت ارز، ظلم مضاعف بر مردم تحمیل می‌شود و سود مضاعف به جیب سوداگران می‌رود!؟ چرا متجاوزان به ۱۸ میلیارد دلار سرمایه ارز کشور فراموش شدند!؟ چرا در صادرات و واردات برنامه‌ریزی منسجم و نظارتی هدفمند صورت نمی‌گیرد و...... دهها چرای دیگر!


۸- بدون شک علی‌رغم این همه، با توجه به سرمایه عظیم مادی و معنوی کشور امکانات لازم برای ساماندهی اقتصادی و ارتقاء قدرت باز دارندگی و کور نمودن چشم طمع دشمن در درون کشور کاملاً فراهم است. فقط هدفمندی، برنامه‌ریزی، شجاعت، قاطعیت، اجراء و نظارتی قوی برپایه مدیریت جهادی و انقلابی می‌طلبد.

پرسش‌های بی‌پاسخ حادثه بندر فجیره

حکام سعودی و اماراتی در کاخ‌های شیشه‌ای نشسته‌اند و با دست فرمان آمریکا به مسابقه سنگ‌پرانی در منطقه دعوت شده‌اند.

به گزارش سخن آشنا، «محمدکاظم انبارلویی» در یادداشتی نوشت:

وقتی المیادین خبر از وقوع چند انفجار در بندر فجیره داد مقامات اماراتی ابتدا هرگونه حادثه‌ای را در این بندر تکذیب کردند. اما به فاصله چند ساعت بعد اعتراف کردند که چهار کشتی تجاری آنها در این بندر مورد هدف قرار گرفته است.


آمریکایی‌ها محتاطانه عمل کردند ابتدا اظهار نظری نکردند اما بعد در خصوص تردد کشتی‌های خود در نزدیک بندر فجیره هشدار دادند. پس از آن بود وزیر انرژی عربستان از آسیب دیدن ۲ سوپر نفت‌کش این کشور در بندر فجیره خبر داد.


دو نفت‌کشی که قرار بود نفت عربستان را از بندر راس تنوره بارگیری و به آمریکا ببرد. اینکه این حملات توسط چه کسی یا کسانی صورت گرفته یک سوال کلیدی است که تاکنون پاسخی برای آن یافت نشده است.


اینکه اماراتی‌ها ۱۶ ساعت پس از وقوع حادثه اعتراف به چنین خبری بکنند هم سوال بعدی است حال آنکه قبل از آن سه بار وقوع انفجارها را تکذیب کرده بودند.


بندر فجیره در نزدیکی یک پایگاه نظامی دریایی قرار دارد. پرواز هواپیمایی جنگی آمریکا و فرانسه همزمان با وقوع حادثه و نقش آنها در پدیداری این فاجعه از سوال‌های بی‌پاسخ بعدی است.


ربط این حوادث با مناقشه درون گروهی ائتلاف علیه مردم یمن بین عربستان و امارات هم از نگاه مفسران منطقه به‌دور نمانده است. آنها نیز در این مورد یک علامت سوال بی‌پاسخ گذاشته‌اند.


مقامات ریاض و ابوظبی و شرکای عربی آنها از «خلاء امنیتی» و «امنیت کشتیرانی» در بیانیه‌های خود یاد کرده‌اند. حال آنکه آنها همیشه از منطقه به عنوان کانون صلح و ثبات سخن می‌گفتند. چندی پیش ترامپ برای چندمین بار مقامات عربستان را به سخره گرفت و خواستار باجگیری بیشتر برای حفظ امنیت کاخ‌های شیشه‌ای آنها شد. البته این موضع ترامپ می‌تواند یک سرنخ برای کشف معّمای انفجارهای بندر فجیره باشد. ترامپ با ۴۰ میلیون شهروند زیر خط فقر در آمریکا مواجه است. راهبرد او غارت بیشتر جهان برای تأمین غذای ۴۰ میلیون گرسنه آمریکایی است. او حتی به شرکای تجاری خود در دنیا هم رحم نمی‌کند و با راه‌اندازی جنگ تعرفه‌ها بخشی از هزینه‌های سرسام‌آور شهروندانش را دارد تأمین می‌کند.


موضع وزارت خارجه جمهوری اسلامی مبنی بر سلامت کشتیرانی و امنیت عبور و مرور دریایی هوشمندانه است. حادثه الفجیره از نگاه ایران یک ماجراجویی است. باید دید ماجراجوی اصلی کیست و منافعی که ماجراجو یا ماجراجویان از آن دارند چیست؟ پاسخ به این سوالات هر چه باشد نمی‌تواند این نگرانی را از خریداران نفت عربستان و امارات بکاهد که نوشتن یادگاری خرید نفت روی «دیوار دریایی» این دو کشور معقول نیست. عبور نفت چه از تنگه هرمز باشد چه خط لوله ۳۶۰ کیلومتری که نفت امارات را از شرق ابوظبی به بندر فجیره در ساحل دریای عمان بدون نیاز از عبور تنگه هرمز می‌برد، نه تنها خالی از خطر نیست بلکه ناامن‌تر از تنگه هرمز است.


حکام سعودی و اماراتی در کاخ‌های شیشه‌ای نشسته‌اند و با دست فرمان آمریکا به مسابقه سنگ‌پرانی در منطقه دعوت شده‌اند. عاقبت این سنگ‌پرانی علاوه بر اینکه آسیب‌های جدی امنیتی برای خود آنان دارد برای اقتصاد جهان و کشورهایی که دل به نفت این دو کشور بسته‌اند شکننده‌تر و آسیب‌زاتر خواهد بود.
منبع:مشرق

اهمیت و ابعاد سفر پمپئو به مسکو



با کنار رفتن یکی از عوامل مهم ابهام در سیاست روسیه ای ترامپ اکنون سفر پمپئو به مسکو سیاستهای واقعی دولت ترامپ در رابطه با مسکو را شفاف ترنشان خواهد داد

سخن آشنا- مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا روز گذشته به روسیه سفر کرد تا در شهر سوچی با مقامات مسکو دیدار کند این اولین سفر وزیرخارجه فعلی آمریکا به روسیه است که باعث ایجاد سوالاتی در مورد انگیزه ها و اهداف او و نتایج احتمالی این دیدار می شود.

 

اهمیت سفر پمپئو به مسکو

روسیه و آمریکا در سالهای اخیر سردترین مناسبات را پس از جنگ سرد تجربه می‌کنند. به غیر از نشست هلسینکی ملاقات‌های سران دو کشور پس از اتهام دخالت روسیه در انتخابات 2016 ریاست جمهوری آمریکا در سطح یک نشست مشترک نبوده است مانند دیدارهای کوتاه پوتین و ترامپ در حاشیه نشست جی 20 و همچنین نشست اپک.

تا پیش از اعلام نتیجه نهایی تحقیقات مولر موضوع شائبه دخالت روسیه در انتخابات آمریکا و ارتباط با کمپین انتخاباتی ترامپ بر فهم سیاست و رویکرد کاخ سفید در قبال روابط با روسیه سایه انداخته بود به این معنی که باعث این ابهام میشد که آیا برخی لفاظی های ترامپ علیه روسیه مصرف داخلی برای تبرئه خود دارد یا مواضع واقعی اوست؟

از این رو با کنار رفتن یکی از عوامل مهم ابهام در سیاست روسیه ای ترامپ اکنون سفر پمپئو به مسکو سیاستهای واقعی دولت ترامپ در رابطه با مسکو را شفاف ترنشان خواهد داد.

 

مهمترین محورهای سفر پمپئو

در مورد اهداف سفر پمپئو باید این واقعیت را در نظر داشت که این سفر از موضع ضعف و برای کسب همراهی مسکو در مسائلی که آمریکا خواهان آن است صورت می‌گیرد. چند مساله در حال حاضر جزو اولویت های سفر پمپئو هستند. یکی از موضوعات مهم مساله مذاکرات خلع سلاح اتمی کره شمالی خواهد بود زیرا کیم جونگ اون اخیرا بسیار به ایجاد روابط نزدیک با روسیه متمایل شده است. رهبر کره شمالی در اوایل این ماه با پوتین دیدار نمود و نسبت به نیت واقعی آمریکا برای دستیابی به توافق ابراز تردید کرد. پیام این سفر این بود که روسیه در حال تبدیل شدن به یکی از وزنه های مهم در مذاکرات خلع سلاح شبه جزیره است. بعد از این سفر کره شمالی سه موشک کوتاه برد را آزمایش کرد که برخی از کارشناسان این موشکها را از نوع موشکهای اسکندر روسی شناسایی کردند. بنابراین آمریکا برای نتیجه بخش بودن مذاکرات ناچار است به نقش جدید روسیه توجه کند.

از سوی دیگر ناتوانی آمریکا در پیشبرد سیاستهای خود در قبال ونزوئلا یکی دیگر از محورهای سفر پمئو است. گفتگوی تلفنی روزهای اخیر ترامپ و پوتین در مورد ونزوئلا تا حدودی تغییر رویکرد و احتیاط ترامپ نسبت به مساله ونزوئلا را نشان میدهد. اما به طور کلی با توجه به تعارض منافع شدید دو کشور در این موضوع به نظر نمی‎‌رسد که بتوان دستیابی به توافقی میان طرفین را متصور بود چنانکه در آخرین تماس وزرای خارجه دو کشور در 12 اردیبهشت (2 مه) لاوروف مداخله آمریکا در امور ونزوئلا را نقص صریح قوانین بین المللی دانست و نسبت به پیامدهای جدی گام‌های تهاجمی آمریکا در قبال ونزوئلا هشدار داد.

در بعدی دیگر از موضوعات مورد مذاکره انتظار می رود که موضوع ایران در چندین مقوله از جمله حضور نظامی در سوریه، تحریم‌های نفتی، موضوع هسته‌ای و معامله قرن مطرح شود. در مورد حضور ایران در سوریه آمریکا خواهان همراهی مسکو برای خروج نیروهای ایرانی از خاک روسیه به منظور تحکیم امنیت رژیم صهیونیستی می‌باشد. این موضوع بارها از سوی روسیه رد شده است و مقامات کرملین بر مشروعیت حضور ایران در سوریه تأکید کرده اند چرا که هم متوجه نقش مهم تهران در ایجاد ثبات در سوریه هستند و هم حضور ایران را در راستای مشروعیت حضور نظامی خود در سوریه می بینند.

در موضوع تحریم‌های نفتی آمریکا علیه ایران نیز اختلافات حل ناشدنی می نمایند چرا که مسکو تهران را به عنوان شریکی راهبردی در آینده در برابر بلوک غربی در منطقه می بیند و هم با توجه به تجربه تحریم شدن از سوی غرب، خواهان تقویت جبهه ضدتحریم‌های یکجانبه آمریکا در جهان است. در موضوع هسته ای نیز روسیه صراحتاً اقدامات آمریکا در پشت کردن به تعهدات خود در توافق هسته‌ای را عاملی بی ثبات‌زا دانسته و پایبندی خود به توافق هسته ای را اعلام کرده است.

در محوری دیگر پیگیری مذاکرات کنترل تسلیحاتی بخشی از برنامه مذاکراتی پمپئو با روس ها خواهد بود. پیمان استارت جدید که در زمان اوباما با روسیه امضا شد باید مجددا تحت عنوان استارت 3 تمدید شود. آمریکا برای تمدید استارت جدید شروطی را که مربوط به پیمان موشکهای میانبرد است را به این پیمان گره زده است. پمپئو یکماه قبل از مسکو درخواست کرد تا سامانه‌ موشکی «آوانگارد»، شناور زیردریایی هسته‌ای «پوزیدون» و موشک‌های فرا صوت «کینژال» مورد مذاکره قرار بگیرند و چین نیز به این پیمان ملحق شود. این شروط دورنمای توافقی جدید را با تردید جدی مواجه کرده که احتمالا دستاورد چندانی در این سفر نصیب پمپئو نمیکند؛ زیرا از نظر مسکو در تعداد کلاهکها و ابزارهای هسته ای که قرار است در پیمان استارت3 توافق شود ، بین دو کشور موازنه وجود دارد بنابراین دادن امتیاز در این زمینه را منطقی نمیداند.

در مورد افغانستان و مذاکرات صلح با طالبان نیز پمپئو امیدوار است که همکاری روسیه را در ترغیب طالبان به صلح و مذاکره با دولت مرکزی جلب کند. در این موضوع اگر چه تا حدودی منافع مشترک وجود دارد اما آمریکا همواره پایگاههای نظامی خود را در این کشور افزایش داده و داعش را نیز در دوسال گذشته به بخشهایی از افغانستان انتقال داده که احتمال سرایت بحران به قفقاز و آسیای میانه و تهدید منافع روسیه در این منطقه را افزایش میدهد.

اوکراین و گسترش حضور ناتو به شرق به طور حتم بخش دیگری از مذاکرات سطح بالای مقامات واشنگتن و مسکو خواهد بود. روسیه همواره نگران گسترش ناتو به شرق بوده است. اوکراین مرز بین ناتو و روسیه است بنابراین روسیه دراین منطقه هیچگونه انعطافی از خود نشان نمیدهد اگر چه ترامپ در یک سخنرانی موضع بسیار ملایمی در مورد مساله اوکراین اتخاذ کرد و گفت شبه جزیره کریمه به آن دلیل به روسیه ملحق شده است که ساکنین آن به زبان روسی صحبت می‌کنند اما با توجه به جبهه ضد روسی قوی در تیم مشاوران و وزارت خارجه و همچنین مخالفت گسترده متحدان اروپایی واشنگتن، ترامپ نیز نخواهد توانست از طریق نرمش به توافقی برای اختلافات دو کشور در این موضوعات دست یابد.
منبع:الوقت

آخرین مطالب