پر بازدیدترین مطالب

رفتارشناسی صاحبان تئوری «جنگ و صلح»


رفتارشناسی بخش عمده ای از صاحبان تئوری "دوراهی جنگ وصلح" در ایران در سالهای اخیر نشان از یک سردرگمی ظاهری بیرونی و یک هماهنگی درونی با اهداف کشورهای طرف تخاصم دارد.

به گزارش سخن آشنا، هادی شریفی در یادداشتی نوشت:

"منافقان همانها هستند که پیوسته انتظار می‌کشند و مراقب شما هستند؛ اگر فتح و پیروزی نصیب شما گردد، می‌گویند: مگر ما با شما نبودیم؟ (پس ما نیز در افتخارات و غنایم شریکیم!) «و اگر بهره‌ای نصیب کافران گردد، به آنان می‌گویند: مگر ما شما را به مبارزه و عدم تسلیم در برابر مؤمنان، تشویق نمی‌کردیم؟ (پس با شما شریک خواهیم بود!)» خداوند در روز رستاخیز، میان شما داوری می‌کند؛ و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است." سوره نساء آیه141 ترجمه آیت الله مکارم شیرازی

رفتارشناسی بخش عمده ای از صاحبان تئوری "دوراهی جنگ وصلح" در ایران در سالهای اخیر نشان از یک سردرگمی ظاهری بیرونی و یک هماهنگی درونی با اهداف کشورهای طرف تخاصم دارد. جماعتی که مدام رسانه هایی تاسیس می کنند که نهایتا در پیشبرد اهداف دشمن موثر واقع می شود، به بهانه های مختلفِ بنی اسرائیلی ارکان حاکمیتی را زیر سوال می برند و اگر بتوانند یاجوج و ماجوج وار به خیابانها سرازیر می شوند و بعد هم نهایتا خود را درمیان جملاتی قانونمدارانه و مردم محور پنهان و با حماسه تَکرار، نیروهای ناکارآمد و یا نفوذی خود را درون بدنه حاکمیت تزریق می کنند و سیستم مدیریتی کشور را به سوی یک سیستم ناکارآمد پیش می برند تا ضعف مدیریت داخلی را تشدید و با رسانه های خود قوای خارجی را تقویت کنند.

این وضعیت حکایت از یک قوه به اصطلاح عاقله و به ظاهر پنهانی دارد که روزنامه نگاران و سیاستمدارانی را پرورش می دهد تا مدام یک خط واحد در جهت اهداف خود و نهایتا کشورهای متخاصم را پیش بگیرد و تریبون و قوای آنها در داخل باشد و نهایتا همان قشری که "امضای کری تضمین است"، "اینک بدون تحریم" و "صبح بدون تحریم" را بعد از برجام برجسته می کرد و بعدا اعتراف کرد بزرگنمایی هایی کاذب در این زمینه داشته تا مخاطب خود را اغوا کند، امروز سازِ دوقطبی "جنگ وصلح" می زند تا با برجسته سازی آن، هم تنور جنگ را داغ کند و هم تنور مذاکره با دشمن را؛ و بگوید دو راه بیشتر نداریم یا مذاکره، سازش و تسلیم و یا جنگ خانمان برانداز و گسترده؛ و بجای اینکه تاکید خود را در این جنگ روی نیروهای داخلی بگذارد، روی ناوهای دشمن می گذارد تا این مفهوم را عمیق تر در ذهن مخاطب جای کند. و نهایتا همان خط فکری که می گفت چاره ای جز برجام نیست و برجام حلال تمام مشکلات است و نهایتا کشور را پای قراردادی نشاند که جزء لاینفک عهدنامه های خسارت بار کتب تاریخی کشورمان خواهد بود، اینک در تلاش است، تَکرارِ برگ خسارت بار دیگری به آن باشد.
منبع:تسنیم

دو ماه دیگر قرار است چه اتفاقی بیفتد؟!

1- دو ماه دیگر قرار است چه اتفاق جدیدی بیفتد؟ معجزه می‌شود و اروپایی که همواره دنباله‌رو و تسلیم آمریکا بوده و همواره با ما دشمنی و بدعهدی کرده، تغییر جوهری در هویت متصلب خود خواهد داد یا به مسیر گذشته ادامه می‌دهد. آیا واقعا کشف موضع اروپا دو ماه زمان خواهد برد؟ این پرسش‌ها از آن جهت مهم است که باید برای دو ماه بعد، برنامه‌ریزی داشته باشیم. اتحادیه اروپا در واکنش به مهلت دوماهه ایران برای بازگشت به تعهدات برجامی خود اعلام کرد «به حمایت از برجام ادامه می‌دهد اما ضرب‌الاجل ایران را قبول نخواهند کرد.» حمایت از برجام بدون انجام تعهدات خود (مقابله با تحریم‌ها) یعنی چه؟ کجای این فرآیند به توافق و تعامل و معامله دوطرفه شباهت دارد. بامزه‌تر اینکه مکرون رئیس‌جمهور فرانسه می‌گوید «توافق هسته‌ای با ایران خوب است اما این توافق بایستی با توافقات دیگری درخصوص برنامه موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران تکمیل شود!» آنها در حالی دنبال برجام جدید هستند که برجام را تبدیل به آینه عبرت برای همه کشورهای دنیا کرده و از پا درآورده‌اند.
2- اروپایی‌ها جواب موثر و سودبخشی ندارند بدهند، چون اراده مستقلی ندارند. جواب سؤال ما درباره دو ماه بعد، در سخنان چهارشنبه گذشته آقای روحانی نهفته است که به درستی گفت: «مشکل اروپا این است که آمریکا را کدخدا می‌داند. در مقام عمل متاسفانه ناتوان بودند. سال ۸۳ وقتی مذاکره می‌کردیم، مشکلی بود و آن اینکه اروپایی‌ها آمریکا را کدخدای خود می‌دانستند؛ الان اوضاع کمی بهتر شده ولی همچنان این تفکر وجود دارد.» آقای روحانی سال 92 هم تصریح کرده بود اروپایی‌ها در قبال کدخدای آمریکایی‌ها «آقا اجازه» هستند. اما با این وجود، دولت از 18 اردیبهشت سال گذشته که آمریکا از برجام، خارج شد «منتظر/ امیدوار» است اروپا اراده مستقلی از خود بروز دهد. یا اگر خود در باطن، چنین امیدی ندارد، بخشی از افکار عمومی را در چنین انتظار و امید موهومی نگه داشته است. چرا؟ با کدام مستند و کدام واقع‌بینی؟!
3- گام بعدی ما چیست؟ دولت تدبیری اندیشیده یا نه؟ ما اکنون در حال زمان خریدن هستیم یا از دست دادن زمان و فرصت‌سوزی؟ اگر به اتمام حجت باشد که آقای روحانی همان 18 اردیبهشت پارسال «چند هفته» به اروپایی‌ها فرصت داد و پس از آن هم آقایان ظریف و عراقچی، مهلت‌های دو ماهه را چهار پنج بار تمدید کردند اما این روند، به وعده‌های ضد برجامی و بی‌محتوایی نظیر راه‌اندازی کانال SPV و INSTEX منتهی شد! بماند که اروپایی‌ها 16 سال پیش هم زیر تعهداتشان زدند و ما چند بار فرصت دادیم اما تعلیق هسته‌ای یک‌طرفه ادامه یافت و بالاخره هم دولت اصلاحات و تیم آن زمان آقای روحانی در مذاکرات هسته‌ای، ناچار شد راساً به شکستن تعلیق‌های هسته‌ای اقدام کند. 14 سال پس از شکستن تعلیق، چه چیزی در بدعهدی و بی‌چشم‌و‌رویی اروپایی‌ها تغییر کرده است. آیا مثلا در بدعهدی، توتال امروز، چیزی غیر از همان توتال دو دهه قبل و پژو و رنو، غیر از همان پژو و رنو سال 90 بودند؟
4- آقای روحانی خودش می‌گوید پانزده سال قبل هم اروپایی‌ها معطل کدخدا بودند و حالا نیز همان است. خب پس چرا باید همچنان معطل و امیدوار آنها یا معطل بازگشت دموکرات‌ها به دولت در آمریکا باشیم؟ مگر از اروپایی‌ها یا دموکرات‌ها کم ضربه خورده و خیانت دیده‌ایم؟ مگر اصل تصویب و اجرای تحریم‌های موسوم به فلج‌کننده، زیر سر دولت ترامپ نبود؟ و مگر همین دولت نبود که برجام را بارها زیر پا نهاد و کشورها و شرکت‌ها را از معامله و تجارت با ایران ترساند و قانون ممنوعیت ویزایی علیه اتباع 38 کشور در صورت سفر و تعامل با ایران را به اجرا گذاشت؟
5- اکنون اجماع ملی کم‌نظیری درباره فرصت‌سوزی برجامی و خطا بودن وضعیت تعلیق و انتظار فراهم آمده که می‌تواند مقدمه خروج از بی‌عملی و معطلی فعلی باشد. دبیرکل حزب کارگزاران روز پنج‌شنبه در روزنامه سازندگی نوشت «اینکه بالاخره کشور از حالت انفعال برابر خروج آمریکا از برجام بیرون بیاید و دولت یک کنش فعال اتخاذ کرده باشد، قطعا رفتار سیاسی بهتری است، اما سؤال این است که اقدام بعدی چیست؟ آیا این، یک حرکت تاکتیکی است یا بخشی از یک استراتژی؟ شاید خیلی زودتر از این باید چنین کاری انجام می‌شد. بهتر آن بود یک سال پیش و پس از خروج آمریکا از برجام یا ماه‌های بعد از آن اقدامی صورت می‌گرفت. ممکن است گفته شود که ایران قصد حل مسئله از طریق مذاکره و تعامل داشته است. اما باید پس از چند مرحله زمان مشخص کردن و نتیجه نگرفتن، به جای آنکه با سیاست صبر و انتظار، کشور در بلاتکلیفی بماند و شرایط همه چیز در تعلیق نگه داشته شود، اقدامی انجام می‌شد. روشن است در رویارویی‌هایی از این سنخ، اقدام فعال همیشه بهتر از اقدام‌های انفعالی است... درحال حاضر، مهم‌تر از تصمیم جدید دولت و سخنان آقای روحانی، این است که ما برنامه‌های مشخصی داشته باشیم و حرکات آتی حریف را بخوانیم و بدانیم در مقابل هر یک از حرکت‌های آنها، چه حرکتی باید انجام بدهیم تا اقدام موثری داشته باشیم. اگر کنش ایران در هر مرحله حساب شده باشد و اگر قدم‌های بعدی دولت مشخص باشد می‌توان از آن تقدیر کرد و امیدوار بود. اما اگر خدای نکرده برابر قدم‌های بعدی طرف مقابل، ما هیچ پیش‌بینی‌ای نداشته باشیم، هم کشور و هم مردم ما متضرر خواهند شد».
6- کرباسچی ادامه می‌دهد «بعید می‌دانم که درباره‌ این قدم‌ها و پیش‌بینی‌ها، اندیشه‌ای نشده باشد. آقای روحانی سال‌ها در مرکز تحقیقات استراتژیک فعالیت کرده و نشان داده رفتار استراتژیک را می‌شناسد. اگرچه گاهی در دولت رفتارهایی دیده‌ایم که هیچ یک استراتژیک نبوده است. واقعیت این است که تصمیمات دولت در بسیاری مواقع به خصوص در حوزه اقتصادی استراتژیک نبوده و رفت و برگشت‌های زیانباری هم به بار آمده است. فراموش نکنیم که اصلی‌ترین هدف طرف مقابل که حتی بیشتر از رویارویی نظامی به ما ضربه می‌زند، نگه داشتن کشور در حالت تعلیق است. واقعیت آن است که مجموعه دولت به خصوص بخش سیاست خارجی در یک سال اخیر و در مقابله با این حربه واکنش و برنامه مناسبی نداشته است. این وضعیت بزرگ‌ترین آسیب و خطر برای اقتصاد و بازرگانی، مبادلات نفت و تولید کشور است. حالت تعلیق بزرگ‌ترین ضربه را در عین حال به روحیه و امید مردم زده است و این حالت از وضعیت جنگی هم بدتر است. برای طرف مقابل، کم‌هزینه‌ترین و پرثمرترین راه پیشبرد اهداف خود نگه داشتن کشور در حالت تعلیق است. اگر بخواهد وارد فاز نظامی‌ شود، باید هزینه‌های زیادی تحمل کند و این از سوی دولتمردان آمریکا قابل تحمل نیست. به نظر می‌رسد طرف مقابل می‌‌خواهد با نشان دادن تغییرات موقعیت نظامی و جابه‌جایی‌های نمایشی، امتیازات بیشتری بگیرد. ایران هم باید بداند بعد از این ۶۰ روز چه برنامه‌ای دارد. آنها می‌خواهند معلق ماندن را ادامه دهند تا توان اقتصادی و سیاسی و روحیه اجتماعی را به فرسایش بکشانند. در این میان واقعا برنامه بعدی ایران پس از شروع غنی‌سازی با درصد بالاتر یا هر حرکت دیگر با هدف رسیدن به گام بعدی چه خواهد بود؟»
7- شش سال از بهترین فرصت‌ها و ظرفیت‌های کشور، پای آرزواندیشی و رویااندیشی و سپس خاطره بازی با برجام تلف شد. البته نظام، معطل برجام نماند اما دولت و مجلس در تعلیق و انتظار، دست روی دست گذاشتند و معطل کردند. این شش سال، بیش از عمر یک برنامه ملی توسعه است. اینکه شش سال معطل ماندند و هنوز هم منتظرند ببینند آمریکا و اروپا چه می‌کنند، تحریم‌ها را بر می‌دارند یا بر می‌گردانند، خسارت اصلی است که موجب کار نکردن برخی زیرمجموعه‌های دولتی مهم در حوزه اقتصادی و دفنی و دیپلماتیک و به تحلیل رفتن قدرت ملی می‌شود. مانند ورزشکار قهرمانی که چند سال تحرک و تمرین و فعالیت و مبارزه سخت‌کوشانه نداشته باشد و بخواهد منتظر بنشیند. متاسفانه در همین دوره شش‌ساله، اقتصاد ما گرفتار رکودی سنگین و سپس تورم ناشی از آن شد و اکنون رکود تورمی کم‌سابقه‌ای را شاهد هستیم که از تعلیق و انتظاری سراب‌زده سرچشمه می‌گیرد. نقدینگی (به عنوان سرمایه‌ای بزرگ در داخل کشور) از 430 هزار میلیارد تومان در سال 92 به حدود 1800 هزار میلیارد تومان رسیده که می‌تواند به تولید تشنه حمایت مالی مدد رساند اما برخی مدیران ما همچنان حسرت سرمایه‌گذار خارجی را می‌برند. در این سو، نقدینگی رهاشده، در نقش تورم‌زا و تشدید‌کننده فشار خارجی عمل می‌کند. فقط بخش مسکن می‌تواند در صورت حمایت و رونق ساخت‌و‌ساز، به 250 شغل رونق بخشد و ‌اشتغال میلیونی ایجاد کند اما مدیران ذی‌ربط همچنان بهای عملی به این بخش نمی‌دهند و تدبیری برای استفاده درست از نقدینگی موجود در این عرصه ندارند. بنابراین، نقدینگی هم در خدمت دلالی و سوداگری کاذب فعالیت می‌کند.
8- ما سومین کشور پر مهندس دنیا (در مقایسه با میزان جمعیت) هستیم اما همین ظرفیت و فرصت، تبدیل به مسئله و معضل شده است. چرا؟ هفت هشت سال قبل، ظرفیت انبوه مهندسی خود را به کشورهایی مانند ونزوئلا و بولیوی بردیم و انبوه‌سازی را به اجرا گذاشتیم. برای جوانان خود در آن سوی دنیا شغل آفریدیم و درآمد ارزی انبوه به کشور آوردیم؛ تامین متحدان استراتژیک در قلب آمریکای لاتین به کنار. در همین دوره، به کشورهای آمریکای لاتین، تراکتور فروختیم و چرخ کارخانه‌های خود را بدون نیاز به آمریکا و اروپا چرخاندیم. اما امروز مهندس ما باید بیکاری بکشد و تولید‌کننده تراکتور مانند آن روز نتواند بازار خارجی داشته باشد. چرا؟ چون معطل چشم‌آبی‌های بی‌چشم‌ورویی هستیم که جز غدر و خیانت، چیزی از آنها ندیده‌ایم. به‌راستی آن روز که مسکن در آمریکای لاتین می‌ساختیم یا تراکتور و خودرو می‌فروختیم، الزاما بهترین و ارزان‌ترین نمونه را در دنیا ارائه می‌کردیم، یا این حاصل رونق دیپلماسی و یافتن کشورهای هم‌افق با خود در دنیا و معاملات برد- برد واقعی با غیر غرب بود؟ چرا امروز نتوانیم همان مدل را بر مبنای یافتن منافع مشترک، در میان همسایگان یا کشورهای دور آسیا و آمریکای لاتین و آفریقا پیاده کنیم؛ هم عمق استراتژیک خود را که اقتدارآفرین است، توسعه دهیم و هم چرخ اقتصاد خود را به حرکت درآوریم.
9- مهم‌تر از مطالبه و پیگیری برجام، بازخوانی هزینه‌های انجام‌گرفته در پنج شش سال گذشته، در زمینه ظرفیت‌ها و اقتدار ملی بدون عایدی روشن بلکه خسارت‌های گوناگون است. ما نیازمند پویش قدرتمند اجتماعی و ملی در زمینه مطالبه رشد و پیشرفت اقتصادی درونزا، و علت بر زمین ماندن این مهم، یا علت استفاده نشدن از پیروزی‌های محور مقاومت در مقابل فشارهای استکبار هستیم. باید بررسی و مطالبه کرد که سرعت رشد علمی و فنی بعضا کاهش یافت و دچار برخی عقبگردهای فرهنگی و رهاشدگی فضای مجازی شدیم، که همه اینها در پازل دشمن می‌تواند به یک نقشه کلی کمک کند؟
10- اکنون باید ضد نقشه دشمن را از دولت مطالبه کرد وگرنه برجام به خودی خود، دست‌کم یک سال است که به دست آمریکا و با همراهی و رضایت طرف اروپایی از پا در آمده است. مردم ما حق دارند بدانند چرا یک وزیر مدعی لیبرالیسم، پنج سال بخش مسکن کشور را در کام رکود برد و فقط بلد بود به مسکن مهری که دو میلیون خانه برای 8 میلیون نفر جمعیت تامین کرد، ناسزا بگوید؟ آیا تحمیل 128 درصد تورم در بخش مسکن به مردم فقط در یک سال، جفا و خسارت اندکی است؟ مردم ما حق دارند بدانند که اگر خسارت روزانه قاچاق بنزین 100 میلیارد تومان است، چرا در 4 سال گذشته با حذف سهمیه‌بندی بنزین و کارت سوخت، بالغ بر 140 هزار میلیارد تومان خسارت قاچاق سوخت به کشور تحمیل شد؟ یا چرا در اثر یک بی‌تدبیری، 18 میلیارد دلار از ذخایر ملی در سال گذشته حیف و میل شد و در عین حال، تاثیرات تورمی سنگین برجای گذاشت؟ می‌بینید که مشکل اصلی، به برنامه‌ریزی و اهتمام اجرایی در داخل بر می‌گردد و نه بدعهدی و سردواندن دشمنانی که نقاب از صورت برداشته‌اند. حالا هم دیر نیست. جلو ضرر را از هر جا بگیرند، منفعت است. فقط باید خواست و اراده کرد. خواستن است که توانستن را با خود می‌آورد و «ما می‌توانیم» را واقعیت می‌بخشد. بارها توانسته‌ایم و باز هم می‌توانیم.

محمد ایمانی
منبع:کیهان

مشورت جهانگیری و استدعا ازقوه قضا!



دهقان نایب رئیس فراکسیون ولایی مجلس گفت: دلالان در سال ۹۷ از مابه‌التفاوت نرخ ارز آزاد و دولتی که به برخی شرکت‌ها و افراد واگذار شده، حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان سود کرده‌اند.

به گزارش سخن آشنا، «مهران ابراهیمیان» در یادداشت روزنامه «جوان» نوشت:

«متأسفانه هیچ دو مغازه‌ای یک جنس واحد را با قیمت یکسان ارائه نمی‌کند، کالا صبح یک قیمت دارد و عصر قیمت دیگر، این شرایط پذیرفته نیست و دولت باید به سرعت اصلاحاتی در امور ایجاد کند.» این را نه نگارنده که یک نماینده مجلس گفته است، همین رهاشدگی در بازارها هم از سوی فعالان دامدار بیان‌شده و گفته‌اند که قیمت خوراک دام را به مراتب بالاتر از قیمت مصوب تهیه می‌کنند، در حالی که از ترس وارد کننده بزرگ حرفی نمی‌زنند، مبادا در لیست سیاه ایشان (!) قرار بگیرند. همه این‌ها نویددهنده روزهای سخت‌تر برای حقوق‌بگیرانی است که اکنون علاوه بر گرانی‌های ناگزیر از کمبود درآمدهای ارزی، باید گرانی‌های تحمیلی از سوی رانت‌خواران زیاده‌خواه مرتبط با دولت را هم تحمل کنند.

بیشتر بخوانید:

توصیه مهم رئیس بانک مرکزی درباره بازار ارز
سکه ۶ هزار تومن گران شد
قیمت سکه به ۵ میلیون و ۱۵۰ هزار تومان رسید

زیاده‌خواهانی که حداقل داد بخش مهمی از دولت را نیز در آورده‌اند و کار به جایی رسیده که هم نوبخت به عنوان معاون رئیس‌جمهور از انحراف تخصیص منابع یارانه کالاهای اساسی سخن گفته و قول داده تا انحرافات تخصیص ارزهای ۴۲۰۰ تومانی را اصلاح کنند و هم معاون اول رئیس‌جمهوری کارشناسان را به شور گذاشته تا درباره این‌ها تصمیم بگیرند. چه طور ممکن است که به گفته نمایندگان مجلس قیمت‌ها را دلالانی تعیین کنند که خودشان با ارتباط با دولت از مواهب ارزهای ۴۲۰۰ تومانی بهره برده‌اند؟ چه طور ممکن است صادرکنندگان و فعالان اقتصادی هم از عدم بازگشت ارزهای صادراتی شاکی باشند و در نامه‌ای به رئیس کل بانک مرکزی خواستار افشاگری نام آن‌هایی باشند که ارزهایشان را وارد نکرده‌اند؟ در سیستم توزیع اقتصادی چه خبر است که به گفته نمایندگان مجلس دولت همه چیز را به دلالان سپرده و هنوز دولت در مرحله چالش مبانی فکری و پیروی از مکتب اقتصادی در این‌باره است؟


به این ارقام توجه کنید:


‌در سال ۹۷ خودروسازان و واردکنندگان خودرو بیش از ۱ /۷ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی گرفتند که با توجه به واردات ۱/۴ میلیارد دلاری سال ۱۳۹۷ خودرو و قطعات، سرنوشت ۳۴۱ میلیون دلار از آن نامعلوم است. همچنین با توجه به اینکه بخشی از واردات خودروها با ارز نیمایی انجام شده‌است، به نظر می‌رسد سرنوشت حدود ۵۰۰ میلیون دلار ارز دولتی که خودروسازان و واردکنندگان قطعات دریافت کرده‌اند نامشخص است.


۳ میلیارد یورو ارز دولتی در جیب دو خانواده. معاون اول رئیس‌جمهور گفت: از سیاست‌های دولت تهیه کاغذ مشابه کالاهای اساسی است؛ عده‌ای ارز ۴۲۰۰ تومانی دریافت کرده، کاغذ وارد کرده و در آن شبکه‌ای که وزارت ارشاد در نظر داشت آن را توزیع نکردند.


دهقان نایب رئیس فراکسیون ولایی مجلس گفت: دلالان در سال ۹۷ از مابه‌التفاوت نرخ ارز آزاد و دولتی که به برخی شرکت‌ها و افراد واگذار شده، حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان سود کرده‌اند.


این آمارها نه از سوی رسانه‌ها بلکه از سوی مجریان و تصمیم‌گیران کشور اعلام شده‌اند، جسارتاً و با عرض پوزش کار مسئول عملیات رسانه‌ای نیست، بلکه کار مسئولان برخورد و تصمیمات درست است، در حالی که فراخوان شورگذاری آقای جهانگیری نشان می‌دهد هنوز دولتمردان در مبانی و چارچوب اولیه فکری در حوزه اقتصادی دچار مشکل هستند و از این نهاد اجرایی با چنین مشکلات ابتدایی، نمی‌توان انتظار ورود به بازارها را داشت و طبیعی است که هر روز به مردم شوک‌های جدیدی وارد می‌شود و رانت‌خواران هر روز ده‌ها و بلکه صدها میلیارد تومان سود را با سوء‌استفاده از شرایط و گران کردن اجناسشان افزایش می‌دهند! بنابراین از قوه قضائیه به عنوان مرجع احقاق حق عموم مردم استدعا دارد با نگاهی به این اعداد و ارقام درشت و وحشتناک در توزیع ناعادلانه و ناجوانمردانه یارانه از یک سو دولت را وادار به خروج از سکوت و ورود به بازارها بکند و از سوی دیگر نسبت به برخورد و افشاگری متخلفان اقدام و در نهایت دریافت‌کنندگان عمده ارزهای ۴۲۰۰ تومانی را مجاب به ارائه گزارش قابل فهم به همه مردم بکنند وگرنه این اعداد، همچون آواری بر سر مردم خراب خواهد شد و از اعتماد میان مردم و دولت خرابه‌ای به جای خواهد گذاشت.

بحران‌های آمریکا اجازه جنگ با ایران را نمی‌دهند!


طبق گزارش وزارت امور کهنه سربازان آمریکا، روزانه ۲۰ سرباز از جنگ برگشته ی آمریکایی خودکشی می کنند و طبق گزارشی دیگر فقط ۱۵ درصد سربازانی که از جنگ ویتنام برگشته اند، درگیر بیماری PTSD هستند

به گزارش سخن آشنا، احمد دستاران ممقانی طی یادداشتی با عنوان "بحران‌های آمریکا اجازه جنگ با ایران را نمی‌دهند!"، به چرایی عدم توانایی آمریکا در مواجهه نظامی با ایران پرداخت.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

بحران‌های آمریکا اجازه جنگ با ایران را نمی‌دهند!
کمتر تمدن و کشوری را امروزه سراغ داریم که طعم جنگ طلبی ها و جنایات جنگی آمریکا را نچشیده باشد. حقیقتی که جیمی کارتر هم یک ماه پیش به آن اذعان کرد و گفت: "آمریکا در طول 242 سال حیاتش، تنها 16 سال در صلح بوده است." البته من خود آمریکایی ها را از این قائله مستثنا می کنم. زیرا به قول گور ویدال، نویسنده معروف: "آمریکا ایالات متحده فراموشی است و همه ی جنایات جنگی اش را فراموش میکند!"
شاید این روزها شنیده باشید که ممکن است ایالات متحده آمریکا به سراغ عادت همیشگی اش برود و یک جنگ نظامی را با ایران آغاز کند. جنگی که آغاز شدن یا نشدنش دغدغه و سوال بسیاری از ایرانیان است.
حال فارغ از توان بازدارنده ی جمهوری اسلامی در عرصه‌ی نظامی و سایر دلایل، در این یادداشت در تلاشم تا ثابت کنم ایالات متحده به دلیل اقتصاد به شدت بیمار این روزهایش و به خاطر بسیاری از مشکلات داخلی اش قادر به شروع یک جنگ با ایران نخواهد بود!


1- هزینه های جنگ با ایران:
اگر به یاد داشته باشید سال 2003 بود که ایالات متحده با عراق وارد جنگ شد. پیش از جنگ برآورد امثال رامسفلد، وزیر دفاع وقت نشان می داد که جنگ عراق برای آمریکا فقط 70 میلیارد دلار هزینه داشته باشد. اما سالها بعد جوزف استیگلیتز و لیندا بیلمز در کتاب "جنگ سه تریلیون دلاری" نشان دادند که جنگ عراق برای آمریکا هر ثانیه پنج هزار دلار، هر روز 400 میلیون دلار و در پنج سال نخست، سه تریلیون دلار هزینه داشته است. هزینه ای وحشتناک که اگر ایالات متحده خرج اقتصاد بیمار و حل مشکلات اقتصادی اش می کرد شاید امروز با این حجم از بحران اقتصادی روبرو نبود. حال تصور کنید ایالات متحده بخواهد وارد جنگ با ایران بشود! درست است که آمریکایی ها همواره در محاسبه ی هزینه ی جنگ هایشان خطا می کنند اما بی شک می دانند که جنگ با ایران صدها برابر جنگ عراق برایشان هزینه خواهد داشت.


2- اقتصاد به شدت بیمار آمریکا:
اما از این ها که بگذریم، این روزها اقتصاد آمریکا هم با بحران های بسیاری دست و پنجه نرم می کند و هرگز توان پذیرش هزینه های بسیار سنگین جنگ با ایران را ندارد. بدهی دولت آمریکا وارد 22 تریلیون دلار شده است و به تنهایی بار یک سوم بدهی کل جهان بر دوش آمریکاست. کسری بودجه در دولت ترامپ افزایش بسیاری داشته است و هم اکنون بیشترین میزان کسری بودجه جهان متعلق به آمریکاست. برخلاف بهبود اندک وضعیت کار در دولت ترامپ، عدم تناسب هزینه های زندگی و درآمدها موجب ظهور روز افزون فقر و پدیده ی بی خانمان ها در آمریکا شده است به طوریکه طبق گزارش CNN نزدیک به 43 درصد خانواده های آمریکایی قادر به تامین هزینه های ابتدائی مثل اجاره و غذا نیستند و طبق گزارش وزارت کشاورزی آمریکا نزدیک به 40 میلیون آمریکایی از گرسنگی مفرط رنج می برند. همینطور 13 درصد آمریکایی ها بدون بیمه هستند و هزینه های سلامت روز به روز در آمریکا در حال افزایش است. همه ی اینها موجب شده است که بنابر نظرسنجی موسسه پیو، مهمترین خواسته های مردم از دولت در سال 2019 حل مشکلات اقتصادی و کاهش هزینه های سلامت باشد و پرداختن دولت به مسائل نظامی جزء آخرین الویت ها در گزارش پیو دیده می شود که این نشان از عدم همراهی افکاری عمومی همانند بسیاری از جنگ ها با دولت آمریکا نیز می باشد.


3- وضعیت نامناسب سربازان آمریکایی:

طبق گزارش وزارت امور کهنه سربازان آمریکا، روزانه 20 سرباز از جنگ برگشته ی آمریکایی خودکشی می کنند و طبق گزارشی دیگر فقط 15 درصد سربازانی که از جنگ ویتنام برگشته اند، درگیر بیماری PTSD هستند. وحشتناک بودن این آمارها به حدی است که اخیرا دونالد ترامپ هم نسبت به این آمارها واکنش نشان داد و ابراز نگرانی کرد. آمارهایی که بی شک اصلی ترین دلیل آن حضور سربازان آمریکایی در ویتنام، عراق و افغانستان بوده است. حال آمریکا با آغاز یک جنگ جدید با ایران و تشدید بحران کهنه سربازانش فقط حماقت خود را نشان داده است.
همانطور که دیدید آغاز یک جنگ نظامی با ایران، نه تنها تلفات نظامی سنگینی برای آمریکا خواهد داشت بلکه اقتصاد آمریکا را به کلی نابود خواهد کرد و افول ایالات متحده که این روزها باور نخبگان سراسر جهان است را به شکل جدی سرعت می بخشد. جنگی که برخلاف جنگ های گذشته هرگز پایانش به اراده ی آمریکایی ها نخواهد بود! بحران های آمریکا اجازه جنگ با ایران را نمی دهند.
منبع:تسنیم

آموزش و پرورش را ۲۰۳۰ برده مجلس را خواب



شما خبر دارید مدرسه‌ای دخترانه در تهران فردی به نام روبرتو کوکتزو تبعه ایتالیا را در سایت خود به عنوان مشاور مدرسه معرفی کرده است؟

به گزارش سخن آشنا، «نفیسه ابراهیم زاده انتظام» در یادداشت روزنامه «جوان» نوشت:

در حالی که هفته گذشته آموزش و پرورش به خاطر تذکرات رهبر انقلاب و مصادیق تعالیم غیراسلامی و غیرایرانی در مدارس در فضای مجازی تحت فشار افکار عمومی بوده، رئیس کمیسیون آموزش مدعی شد سند ۲۰۳۰ به کلی کنار رفته است.

 

محمدرضا عارف یک هفته پس از هشدار رهبر انقلاب به آموزش و پرورش درباره اجرای پیدا و پنهان سند ۲۰۳۰ در مدارس کشور گفت: وزیر آموزش و پرورش بارها در کمیسیون آموزش مجلس اعلام کرده به هیچ وجه و در هیچ جای رسمی در این وزارتخانه، هیچ اقدامی در ارتباط با سند ۲۰۳۰ مطرح نیست. وی درباره برخی اظهارنظرها مبنی بر اجرای سند ۲۰۳۰ در مدارس گفت: سند ۲۰۳۰ از دستور کار آموزش و پرورش خارج شده است؛ ما اطلاع دقیقی داریم که بعد از اولین تذکر مقام معظم رهبری، این سند اجرا نمی‌شود. رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در ادامه گفت: ما سندی بهتر از ۲۰۳۰ داریم که سند تحول بنیادین آموزش و پرورش یک سند بسیار مترقی است.


اول اینکه اطلاع دقیق آقای عارف با اطلاعات دقیق رهبر انقلاب در تقابل است به کنار، اما در شرایط کنونی از کمیسیون آموزش و تحقیقات به عنوان کمیسیون تخصصی مجلس در زمینه آموزش و پرورش انتظار می‌رفت به سؤالاتی از این دست پاسخ دهد که «جنتلمنیسم» چرا و چگونه وارد مدارس شده است؟ چرا و چگونه سلیقه جوانان به ابتذال کشیده شده است؟ یا از وزیر آموزش و پرورش بخواهد درباره رواج نشاطی که در مدارس به آن اشاره می‌کند، توضیح دهد و دست از کلی‌گویی بردارد و تعریف و چارچوبی برای آن مشخص کند نه اینکه سخنگوی آموزش و پرورش باشد.


همین یکی دو روز پیش بود که غلامرضا کریمی مدیرکل امور بین‌الملل و مدارس خارج کشور در گفت‌وگو با رسانه‌ها حضور مشاوران خارجی در مدارس دخترانه تهران برای آموزش، سبک زندگی را تأیید کرد. چرا کمیسیون آموزش بلافاصله از وزیر نپرسید، این اقدام در قالب چه پروتکلی و مصوب کدام نهاد بالادستی انجام می‌شود؟


آقای عارف ما هم می‌دانیم سند تحول بنیادین مترقی است، اما شما بگویید با وجود سند مترقی تحول بنیادین علت اتخاذ شیوه رجیو ایمیلیا که مبتنی بر جدایی آموزش از ایدئولوژی است در مدارس کشور چه می‌کند؟


آقای رئیس کمیسیون آموزش آیا فکر می‌کنید سند ۲۰۳۰ باید شاخ و دم داشته باشد یا شمشیر را از رو بسته باشد؟ استعاره دست چدنی در دستکش مخملی را از رهبر انقلاب نصب‌العین کنید.


سند ۲۰۳۰ باید به صورت علنی بگوید دنبال جدایی دین از زندگی و سیاست است تا بدانید برای آینده نظام خطر دارد؟ آیا باید واضح می‌گفت: جوانان ازدواج نکنید، به روابط بی‌قید رو بیاورید، فرزندآوری را فراموش کنید، چون منابع دنیا کم است و جمعیت زیاد. منابع را نمی‌توانیم زیاد کنیم پس کمتر زاد و ولد کنید؟ یا همین که ذیل رفع فقر و گرسنگی این مسئله را دنبال کند، کافی است؟


آیا به جای اینکه سرراست برود سر کاهش فرزندآوری و درگیر هزینه‌های مقاومت جوامع شود، بهتر نیست بر طبل برابری جنسیتی بکوبد تا زنان را به ورزشگاه بکشاند و درگیر مسائل حاشیه‌ای کند.


یا به جای اینکه به دانش‌آموزان تفکر و خلاقیت یاد بدهد و آن‌ها را برای ساختن تمدن ایران اسلامی تربیت کند و با آهنگ جنسی ساسی مانکن آن‌ها را برقصاند و مورد توجه جنس مخالف بودن را به عنوان ارزش در ذهن دانش‌آموزان القا کند و به طوری برای یک دختر در سن بلوغ این دغدغه شود که بدن جذاب داشته باشد و ابزار لذت‌جویی جنس مخالف شود و در این راه تمام هم و غم خود را صرف کند، این چه جور آتش‌زدن سرمایه انسانی است که شما به عنوان رئیس کمیسیون آموزش آن را نادیده می‌گیرید و قربانی منافع حزبی و ملاحظات جناحی می‌کنید؟


شما که مدعی هستید، سند تحول بنیادین مترقی‌تر است، چرا از مسئولان آموزش و پرورش نمی‌پرسید به جای اجرای راهبردهای این سند پاسخ دهند که آیا رفت و آمد اعضای سفارتخانه‌های کشورهای اروپایی به مدارس در راستای سند تحول بنیادین است؟ یا تصویری از آموزش جهانی و تربیت شهروندانی برای سال ۲۰۳۰ دهکده جهانی را تداعی می‌کند؟


شما که از سند تحول بنیادین صحبت می‌کنید تا به حال چندبار شیوه جذب و تربیت و گزینش معلم در آموزش و پرورش را مورد بررسی قرار داده‌اید؟ شیوه‌ای که یا آنقدر کهنه است یا آنقدر رها؟


به عنوان رئیس کمیسیون آموزش مجلس حال که موضعی در خور جایگاه حقوقی‌تان اتخاذ نمی‌کنید دست‌کم ساز مخالف رهبری نزنید.


شما خبر دارید مدرسه‌ای دخترانه در تهران فردی به نام روبرتو کوکتزو تبعه ایتالیا را در سایت خود به عنوان مشاور مدرسه معرفی کرده است؟ این اقدام در راستای سند تحول بنیادین است؟ آیا سندی که امنیت و رفاه برای همه را می‌خواهد به جان ایمان و اعتقاد فرزندان یک کشور می‌افتد؟ امنیت و رفاه برای کشور ما چطور ایجاد می‌شود؟ توسط سرمایه‌های انسانی متفکر و خلاق یا توسط سرمایه‌های انسانی رقاص؟


وقتی می‌گویید سند ۲۰۳۰ به کل کنار گذاشته شده است از مسئولان آموزش و پرورش بپرسید که در شرایط کنونی سفر به سوئد، فنلاند، چین و ماچین در راستای کدام راهبرد سند تحول است؟ آن هم در حالی که هنوز در اجرای یک سند داخلی مانده‌اید و در حوزه تعلیم و تربیت حرفی برای زدن ندارید. پرورش که هیچ در حوزه آموزش بعد از چند سال ۳۰ نمره کاهش مهارت خواندن و درک مطلب برای دانش‌آموزان تحویل افکار عمومی می‌دهید. این آموزش و پرورش چه تجربه جذابی دارد که دنیا برای تعامل با آن مشتاق باشد؟ چند نفر مشاور ایرانی با آموزه‌های اسلامی به عنوان مشاور در مدارس خارجی مشغول به کار هستند؟


می‌دانم این شیوه را برای دور نگه داشتن وزیر آموزش و پرورش از استیضاح برگزیده‌اید، اما دست‌کم در این فضا شیوه مناسبی نیست. در فضایی که انتشار چند کلیپ رقص و آواز چشم‌های مخاطبان را گشاد کرده و انتظار یک واکنش مناسب یا اتخاذ یک موضع درست از سوی سیاستگذاران و مجریان حوزه تعلیم و تربیت دارند. می‌دانم این آموزش و پرورش روی دست جریان‌هایی که برای رأی اعتماد به بطحایی رایزنی کرده‌اند، مانده است. اما تو را به خدا آموزش و پرورش را وجه‌المصالحه اهداف سیاسی خود قرار ندهید.

آخرین مطالب