پر بازدیدترین مطالب

فقط احمق‌ها پای این تلفن می‌نشینند



حملات و فشارهای تیم حریف، ناشی از ضعف ما و قدرت آنها نیست بلکه دلیل آن گل‌هایی است که پیش از این و به کرات خورده‌اند.

به گزارش سخن آشنا، «محمد صرفی» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:

با تصمیم دولت برای واکنش به وضعیت برجام - در سالگرد خروج آمریکا از توافق هسته‌ای- ماجرا وارد فاز تازه‌ای شده است که از آن می‌توان به آغاز بازی بزرگ تعبیر کرد. ایران و آمریکا، دو حریف اصلی این بازی هستند و بازیگران دیگر نسبت به این دو قطب، موقعیت خود را تعریف می‌کنند. نکته مهم و کلیدی در این مرحله آن است که آمریکایی‌ها تمام کارت‌های خود را رو کرده‌اند؛ آنان از برجام خارج شدند، تحریم‌های هسته‌ای را احیا و غیرهسته‌ای‌ها را تشدید کردند و صادرات نفت ایران را هدف قرار دادند. در حوزه تهدید نظامی نیز آخرین کاری که از آنها ساخته بود، فرستادن ناو هواپیمابر خود به خلیج‌فارس و تهدیدهای لفظی و ارعاب رسانه‌ای و روانی بود که آن نیز انجام شده است.

 

اما در این سوی میدان هنوز عملاً برگی رو و بازی آغاز نشده است. این سکوت، حریف را دچار این محاسبه غلط کرده که دست ایران خالی است اما تحلیلگران غربی که کمی عاقل‌ترند، می‌دانند که ایران گزینه‌های فراوانی برای تغییر معادلات صحنه دارد. گزینه‌هایی که صرفاً در چارچوب برجام تعریف نمی‌شوند و طیف مختلفی از توانایی و ابزارها را شامل می‌شود.


ظاهر صحنه گول زننده است؛ آمریکا بی‌سابقه‌ترین تحریم‌ها را بر ایران تحمیل کرده، اجازه تجارت آزاد میان ایران و سایر کشورها را نمی‌دهد، یکی از مجهزترین ناوهای هواپیمابر خود را راهی خلیج‌فارس کرده، جنگنده‌های پیشرفته بی ۵۲ را فرستاده و صدایش را در خط و نشان کشیدن برای ایران بلند کرده و…یکی از این ابزارها و تشرها برای ساکت و مطیع کردن بسیاری از کشورها کافی است. نمونه‌اش عربستان؛ ده‌ها و بلکه صدها میلیارد دلار به جیب ترامپ و دار و دسته‌اش می‌ریزد و باز هم بطور مستمر و گویا برنامه‌ریزی شده، به بدترین شکل ممکن تحقیر می‌شود و صدایش هم درنمی‌آید. کشور نرمال و عادی که آمریکایی‌ها از آن می‌گویند یعنی این!


از پارسال تاکنون، این سؤال بیشتر شنیده می‌شود که؛ «چه می‌شود؟» پرسش‌کنندگان از هر طیف و با هر عقیده و مرام و مسلک سیاسی هستند. سؤال دو کلمه بیشتر نیست و پرسیدنش کمتر از دو ثانیه زمان می‌گیرد. اما پاسخ، امان از پاسخ! اول باید درکی از منظور دقیق سؤال‌کننده داشت. از این رو نگارنده، اغلب در مواجهه با این پرسش، پاسخ را در قالب پرسشی کوتاه و از همان جنس آغاز می‌کند که؛ چه چیزی، چه می‌شود؟! پرسش‌کنندگان معمولاً مکثی می‌کنند، سری می‌خارانند، دستی به ریش می‌کشند، عینکی جابجا می‌کنند و می‌گویند؛ همین دیگر! اوضاع اقتصادی، ماشین ارزان می‌شود یا گران، دلار چطور، مسکن، از برجام خارج می‌شویم یا نه، آمریکا حمله می‌کند، مذاکره می‌کنیم و مشتی از این قبیل سؤالات. در انتها هم اغلب برمی‌گردند به همان سؤال اول که چه می‌شود؟


اگر بخواهیم سؤال فوق و شرایط محیطی را با مثالی ساده‌سازی کنیم، مانند آن است که چند دقیقه‌ای از یک بازی فوتبال آغاز شده و کسی بپرسد نتیجه چه می‌شود. پیش‌بینی دقیق و قطعی نتیجه بازی، در آن دقایق کار منطقی و عاقلانه‌ای نیست. بستگی دارد، بازی چطور پیش برود، مربی‌های هر دو تیم چه برنامه‌ای در سر داشته باشند، آمادگی جسمی بازیکنانشان چقدر باشد، چقدر تکنیکی باشند، بازیکنان چقدر بتوانند برنامه‌های مربی را در زمین اجرا کنند، مربی‌ها چقدر از تیم‌های یکدیگر و تاکتیک‌های حریف شناخت داشته باشند، برنامه دوم یا همان پلنB آنها چیست و… مجموعه‌ای از این عوامل هستند که در طول ۹۰ دقیقه، سرنوشت یک بازی را تعیین می‌کنند.


نقاط ضعف و قدرت ما و حریف در این هم‌آوردی چیست و کجاست؟ ناگفته پیداست که نقطه ضعف اصلی ما در خط اقتصادی است. دشمن نیز دست روی همین نقطه گذاشته و حرکت‌های دیگر آن، نوعی بازی بدون توپ و تاکتیکی برای گمراه کردن ماست. هیاهوی روزهای اخیر درباره احتمال وقوع جنگ و درگیری از این جنس است و جای تاسف و تامل آنجاست که برخی خودی‌ها (و ظاهراً خودی‌ها) با مواضع و حرکات خود، به این تاکتیک فریب دشمن کمک می‌کنند. رسانه‌ای داخلی که تصویری ساختگی از جنگ‌افزارهای دشمن را روی جلد خود به نمایش می‌گذارد و آنها را هدفمند در چشم و ذهن مخاطب فرو می‌کند، پاس گل به کدام تیم می‌دهد؟ آن نماینده مجلسی که قرار است حافظ امنیت ملی باشد و می‌گوید تا دچار بحران نشده‌ایم باید مذاکره کنیم (بخوانید تسلیم شویم) در کدام زمین بازی می‌کند؟


رهبر انقلاب حدود ۹ ماه پیش پاسخ صحنه امروز را داده و تکلیف را روشن کرده‌اند؛ نه جنگ می‌شود، نه مذاکره می‌کنیم. اما ظاهراً عده‌ای خیال ندارند از خواب بیدار شوند و چشم‌بسته راه خود را می‌روند. همان راهی که یک‌بار رفته‌اند و خسارت‌بار بودن آن را نه تنها دیده، بلکه چشیده‌اند اما باز هم آدرس مذاکره و امتیازدهی می‌دهند و برایش توجیهات صد من یک غاز می‌تراشند. خود می‌ترسند و ترسشان را به پای ملت می‌گذارند و از جیب آنها چک می‌کشند. جماعتی که از پاسخ به این سؤال ساده گریزانند؛ نتیجه آن مذاکره و امتیازدهی و ۶ سال معطل کردن تمام کشور پای آنچه شد و کدامیک از اهداف حاصل شد که حال باید آزموده را بار دیگر آزمود؟!


جالب اینجاست که برخلاف برخی ساده‌لوحان و مرعوبین داخلی، حریف کاملاً به ضعف راهبردی خود در این زمینه واقف است و به آن اذعان دارد. اندیشکده کارنگی روز دوشنبه نهم اردیبهشت میزگردی با عنوان «رویارویی دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا با ایران» برگزار کرد. سوزان مالونی از کارشناسان ارشد اندیشکده بروکینگز که دو دهه روی مسائل ایران تمرکز داشته و سابقه دیپلماتیک نیز دارد در این نشست به نکته مهمی ‌اشاره می‌کند: «ما در این شرایط موضوع خاصی برای چانه‌زنی با ایران نداریم. فکر می‌کنم ما اکنون برای تعامل با ایران با یک مشکل ساختاری روبرو هستیم زیرا ما در حقیقت به این نگرانی رهبران ارشد ایران که بر اساس آن، دادن یک امتیاز کوچک به جری شدن طرف مقابل و درخواست امتیازات بیشتر منجر می‌شود، مشروعیت داده و آن را تایید کرده‌ایم.»


نکته کلیدی دقیقاً همینجاست. دادن امتیاز و امتیازات دیگر، پایان ماجرا نیست. وقتی می‌شود فشار آورد و امتیاز گرفت، کدام ابلهی ابزار فشار خود را کنار می‌گذارد و می‌گوید بس است دیگر؟ آن هم سردمداران کاخ سفید که کینه‌ای شتری از جمهوری اسلامی و مردم ایران به دل دارند. کدام ملتی در دنیا، طی یک قرن اخیر که آمریکا تبدیل به قدرتی جهانی شده، اینچنین در برابر آن ایستاده و هژمونی آن را در سطح ایدئولوژیک و به شکل عینی و ملموس به چالش کشیده و آنان را تحقیر کرده است؟


حملات و فشارهای تیم حریف، ناشی از ضعف ما و قدرت آنها نیست بلکه دلیل آن گل‌هایی است که پیش از این و به کرات خورده‌اند. در میدان‌هایی که گل خورده‌اند و تحقیر شده‌اند، حرفی برای گفتن ندارند. پس تاکتیک خود را تغییر داده و زمین بازی را عوض کرده‌اند. جنگ اقتصادی آخرین میدان بازی واقعی آنهاست. آنها تمام کارت‌های خود را بازی کرده و سوزانده‌اند. وقتی در اوایل پیروزی انقلاب، جنگی تحمیلی و همه‌جانبه را علیه ما به راه انداختند، تصور و امیدشان فروپاشی و نابودی انقلاب بود. نتیجه نهایی چه شد؟ جمهوری اسلامی ایران، قدرتمند و باصلابت از آن آزمون خارج شد و دشمن برای همیشه فهمید که گزینه حمله نظامی سوخته است. اگر با توکل و تدبیر و کار مجاهدانه، این جنگ اقتصادی را نیز پیش ببریم، نتیجه نهایی آن کند شدن و از کار افتادن ابزار تحریم خواهد بود. گذر از گردنه‌های سخت، دشوار است اما اگر مرد راه باشید، یک بار و برای همیشه از آن عبور خواهید کرد. مردم ایران به یاری خدا از این گردنه نیز عبور خواهند کرد و آقای ترامپ می‌تواند تا سال ۲۰۲۰ یا ۲۰۲۴ پای تلفن، منتظر بنشیند و منتظر صدای زنگ باشد. ایران به دلایلی که خارج از حوصله این یادداشت است، یک بار تماس گرفت (مذاکره هسته‌ای و توافق برجام) اما پاسخی جز بدعهدی و خباثت از آن سوی خط نشنید. خباثت خودتان، سیم تلفن را برای همیشه قطع کرد. فقط احمق‌ها پای تلفنی که به پریز وصل نیست، منتظر می‌نشینند.
منبع:کیهان

با عنایت بخورم زهر که شاهد ساقی است


فشارها و مشکلات فقط برای ملت ایران نیست و همه کشورها و ملت‌ها در تاریخ خود روزهای سختی تجربه کرده‌اند و اتفاقا ملت‌های پیشروی دنیای امروز، تجربه‌های دشوارتری داشته‌اند؛ اما با فشارها، جنگ‌ها و بحران‌های خود هم صبورانه مواجه شده‌اند و هم خردمندانه.

به گزارش سخن آشنا، تردیدی نیست که ملت استوار ایران برای حفظ عزت، استقلال و کرامت خود و نیز ادامه مسیر پیشرفت و نیل به اهداف بلندش، متحمل فشارها و سختی‌های زیادی بوده و این روزها نیز درمعرض نوع دیگری از این فشارهاست؛ فشار اقتصادی و معیشتی.

البته، فشارها و مشکلات فقط برای ملت ایران نیست و همه کشورها و ملت‌ها در تاریخ خود روزهای سختی تجربه کرده‌اند و اتفاقا ملت‌های پیشروی دنیای امروز، تجربه‌های دشوارتری داشته‌اند؛ اما با فشارها، جنگ‌ها و بحران‌های خود هم صبورانه مواجه شده‌اند و هم خردمندانه.

راز استواری ملت‌ها دربرابر مشکلات متفاوت است. برخی ملت‌ها اساسا مقاوم‌اند و تحمل‌شان دربرابر مصائب فراوان است. برخی دیگر ارزش عزت ملی و استقلال‌شان را آن‌قدر زیاد می‌دانند که برای صیانت از آن، هر نوع سختی را تحمل می‌کنند و در برخی از آن‌ها امید به آینده بهتر و سرآمدشدن، آن‌ها را در وسط میدان سختی‌ها راست‌قامت نگه می‌دارد.با این‌حال، ملت بزرگ ایران علاوه‌بر همه این‌ها، دلیل والاتری نیز برای ایستادگی و ادامه مبارزه دارد؛ دلیلی که از ریشه‌ها و بنیان‌های فکری و اعتقادی‌اش برمی‌خیزد.

زیاد شنیده و دیده‌ایم مبارزانی را که چون محبوب‌شان شاهد مبارزه‌شان بوده است، سخت‌تر و مردانه‌تر ایستاده و مبارزه کرده‌اند. این‌ها از نگاه محبوب‌شان انرژی گرفته‌اند و خشنودی محبوب‌شان فشارها و بلایا را برای آن‌ها شیرین کرده و لبخند و رضایت معشوق‌شان از هر چیزی برایشان دلنشین‌تر است.

اوج این ایستادگی و رمز و راز آن‌ را در واقعه عاشورا می‌بینیم؛ آن‌جایی‌که (ظاهرا پس از شهادت حضرت علی‌اصغر؟ع؟ بر فراز دستان سیدالشهدا) طبق نقل تاریخ، امام حسین؟ع؟ رو به آسمان کرد و فرمود: ‌«هَوَّنَ عَلَیَّ ما نَزَلَ بی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللّهِ»: این مصیبت بر من آسان است؛ چراکه در محضر خداست.

از سوی دیگر، براساس باور ما شیعیان، امام مهدی؟عج؟ زنده و در میان ماست. او از درد و رنج امت مطلع است و همراه آنان درد می‌کشد و با آن‌ها رنج‌ها را تحمل می‌کند.

اگر چنین است که هست، پس امام زمان در شرایط تحریم و رنج و دشواری‌های ناشی از آن نیز با ما شریک است.

بنابراین، ملت مؤمن و انقلابی ایران دشواری تحریم‌های دشمن‌ساخته را درکنار امام زمان خود و در محضر خداوند تحمل می‌کند و مطمئن است با دعای حضرت صاحب‌الامر و به پشتوانه خدای قادر مطلق این دوران را نیز سپری خواهد کرد و همچون گذشته سرفراز، راه پیشرفت خود را ادامه خواهد داد.

با عنایت بخورم زهر که شاهد ساقی است
با محبت بکشم درد که درمانم از اوست

یادداشت:مهدی فضائلی

منبع:صبح نو

دو ماه دیگر قرار است چه اتفاقی بیفتد؟!

1- دو ماه دیگر قرار است چه اتفاق جدیدی بیفتد؟ معجزه می‌شود و اروپایی که همواره دنباله‌رو و تسلیم آمریکا بوده و همواره با ما دشمنی و بدعهدی کرده، تغییر جوهری در هویت متصلب خود خواهد داد یا به مسیر گذشته ادامه می‌دهد. آیا واقعا کشف موضع اروپا دو ماه زمان خواهد برد؟ این پرسش‌ها از آن جهت مهم است که باید برای دو ماه بعد، برنامه‌ریزی داشته باشیم. اتحادیه اروپا در واکنش به مهلت دوماهه ایران برای بازگشت به تعهدات برجامی خود اعلام کرد «به حمایت از برجام ادامه می‌دهد اما ضرب‌الاجل ایران را قبول نخواهند کرد.» حمایت از برجام بدون انجام تعهدات خود (مقابله با تحریم‌ها) یعنی چه؟ کجای این فرآیند به توافق و تعامل و معامله دوطرفه شباهت دارد. بامزه‌تر اینکه مکرون رئیس‌جمهور فرانسه می‌گوید «توافق هسته‌ای با ایران خوب است اما این توافق بایستی با توافقات دیگری درخصوص برنامه موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران تکمیل شود!» آنها در حالی دنبال برجام جدید هستند که برجام را تبدیل به آینه عبرت برای همه کشورهای دنیا کرده و از پا درآورده‌اند.
2- اروپایی‌ها جواب موثر و سودبخشی ندارند بدهند، چون اراده مستقلی ندارند. جواب سؤال ما درباره دو ماه بعد، در سخنان چهارشنبه گذشته آقای روحانی نهفته است که به درستی گفت: «مشکل اروپا این است که آمریکا را کدخدا می‌داند. در مقام عمل متاسفانه ناتوان بودند. سال ۸۳ وقتی مذاکره می‌کردیم، مشکلی بود و آن اینکه اروپایی‌ها آمریکا را کدخدای خود می‌دانستند؛ الان اوضاع کمی بهتر شده ولی همچنان این تفکر وجود دارد.» آقای روحانی سال 92 هم تصریح کرده بود اروپایی‌ها در قبال کدخدای آمریکایی‌ها «آقا اجازه» هستند. اما با این وجود، دولت از 18 اردیبهشت سال گذشته که آمریکا از برجام، خارج شد «منتظر/ امیدوار» است اروپا اراده مستقلی از خود بروز دهد. یا اگر خود در باطن، چنین امیدی ندارد، بخشی از افکار عمومی را در چنین انتظار و امید موهومی نگه داشته است. چرا؟ با کدام مستند و کدام واقع‌بینی؟!
3- گام بعدی ما چیست؟ دولت تدبیری اندیشیده یا نه؟ ما اکنون در حال زمان خریدن هستیم یا از دست دادن زمان و فرصت‌سوزی؟ اگر به اتمام حجت باشد که آقای روحانی همان 18 اردیبهشت پارسال «چند هفته» به اروپایی‌ها فرصت داد و پس از آن هم آقایان ظریف و عراقچی، مهلت‌های دو ماهه را چهار پنج بار تمدید کردند اما این روند، به وعده‌های ضد برجامی و بی‌محتوایی نظیر راه‌اندازی کانال SPV و INSTEX منتهی شد! بماند که اروپایی‌ها 16 سال پیش هم زیر تعهداتشان زدند و ما چند بار فرصت دادیم اما تعلیق هسته‌ای یک‌طرفه ادامه یافت و بالاخره هم دولت اصلاحات و تیم آن زمان آقای روحانی در مذاکرات هسته‌ای، ناچار شد راساً به شکستن تعلیق‌های هسته‌ای اقدام کند. 14 سال پس از شکستن تعلیق، چه چیزی در بدعهدی و بی‌چشم‌و‌رویی اروپایی‌ها تغییر کرده است. آیا مثلا در بدعهدی، توتال امروز، چیزی غیر از همان توتال دو دهه قبل و پژو و رنو، غیر از همان پژو و رنو سال 90 بودند؟
4- آقای روحانی خودش می‌گوید پانزده سال قبل هم اروپایی‌ها معطل کدخدا بودند و حالا نیز همان است. خب پس چرا باید همچنان معطل و امیدوار آنها یا معطل بازگشت دموکرات‌ها به دولت در آمریکا باشیم؟ مگر از اروپایی‌ها یا دموکرات‌ها کم ضربه خورده و خیانت دیده‌ایم؟ مگر اصل تصویب و اجرای تحریم‌های موسوم به فلج‌کننده، زیر سر دولت ترامپ نبود؟ و مگر همین دولت نبود که برجام را بارها زیر پا نهاد و کشورها و شرکت‌ها را از معامله و تجارت با ایران ترساند و قانون ممنوعیت ویزایی علیه اتباع 38 کشور در صورت سفر و تعامل با ایران را به اجرا گذاشت؟
5- اکنون اجماع ملی کم‌نظیری درباره فرصت‌سوزی برجامی و خطا بودن وضعیت تعلیق و انتظار فراهم آمده که می‌تواند مقدمه خروج از بی‌عملی و معطلی فعلی باشد. دبیرکل حزب کارگزاران روز پنج‌شنبه در روزنامه سازندگی نوشت «اینکه بالاخره کشور از حالت انفعال برابر خروج آمریکا از برجام بیرون بیاید و دولت یک کنش فعال اتخاذ کرده باشد، قطعا رفتار سیاسی بهتری است، اما سؤال این است که اقدام بعدی چیست؟ آیا این، یک حرکت تاکتیکی است یا بخشی از یک استراتژی؟ شاید خیلی زودتر از این باید چنین کاری انجام می‌شد. بهتر آن بود یک سال پیش و پس از خروج آمریکا از برجام یا ماه‌های بعد از آن اقدامی صورت می‌گرفت. ممکن است گفته شود که ایران قصد حل مسئله از طریق مذاکره و تعامل داشته است. اما باید پس از چند مرحله زمان مشخص کردن و نتیجه نگرفتن، به جای آنکه با سیاست صبر و انتظار، کشور در بلاتکلیفی بماند و شرایط همه چیز در تعلیق نگه داشته شود، اقدامی انجام می‌شد. روشن است در رویارویی‌هایی از این سنخ، اقدام فعال همیشه بهتر از اقدام‌های انفعالی است... درحال حاضر، مهم‌تر از تصمیم جدید دولت و سخنان آقای روحانی، این است که ما برنامه‌های مشخصی داشته باشیم و حرکات آتی حریف را بخوانیم و بدانیم در مقابل هر یک از حرکت‌های آنها، چه حرکتی باید انجام بدهیم تا اقدام موثری داشته باشیم. اگر کنش ایران در هر مرحله حساب شده باشد و اگر قدم‌های بعدی دولت مشخص باشد می‌توان از آن تقدیر کرد و امیدوار بود. اما اگر خدای نکرده برابر قدم‌های بعدی طرف مقابل، ما هیچ پیش‌بینی‌ای نداشته باشیم، هم کشور و هم مردم ما متضرر خواهند شد».
6- کرباسچی ادامه می‌دهد «بعید می‌دانم که درباره‌ این قدم‌ها و پیش‌بینی‌ها، اندیشه‌ای نشده باشد. آقای روحانی سال‌ها در مرکز تحقیقات استراتژیک فعالیت کرده و نشان داده رفتار استراتژیک را می‌شناسد. اگرچه گاهی در دولت رفتارهایی دیده‌ایم که هیچ یک استراتژیک نبوده است. واقعیت این است که تصمیمات دولت در بسیاری مواقع به خصوص در حوزه اقتصادی استراتژیک نبوده و رفت و برگشت‌های زیانباری هم به بار آمده است. فراموش نکنیم که اصلی‌ترین هدف طرف مقابل که حتی بیشتر از رویارویی نظامی به ما ضربه می‌زند، نگه داشتن کشور در حالت تعلیق است. واقعیت آن است که مجموعه دولت به خصوص بخش سیاست خارجی در یک سال اخیر و در مقابله با این حربه واکنش و برنامه مناسبی نداشته است. این وضعیت بزرگ‌ترین آسیب و خطر برای اقتصاد و بازرگانی، مبادلات نفت و تولید کشور است. حالت تعلیق بزرگ‌ترین ضربه را در عین حال به روحیه و امید مردم زده است و این حالت از وضعیت جنگی هم بدتر است. برای طرف مقابل، کم‌هزینه‌ترین و پرثمرترین راه پیشبرد اهداف خود نگه داشتن کشور در حالت تعلیق است. اگر بخواهد وارد فاز نظامی‌ شود، باید هزینه‌های زیادی تحمل کند و این از سوی دولتمردان آمریکا قابل تحمل نیست. به نظر می‌رسد طرف مقابل می‌‌خواهد با نشان دادن تغییرات موقعیت نظامی و جابه‌جایی‌های نمایشی، امتیازات بیشتری بگیرد. ایران هم باید بداند بعد از این ۶۰ روز چه برنامه‌ای دارد. آنها می‌خواهند معلق ماندن را ادامه دهند تا توان اقتصادی و سیاسی و روحیه اجتماعی را به فرسایش بکشانند. در این میان واقعا برنامه بعدی ایران پس از شروع غنی‌سازی با درصد بالاتر یا هر حرکت دیگر با هدف رسیدن به گام بعدی چه خواهد بود؟»
7- شش سال از بهترین فرصت‌ها و ظرفیت‌های کشور، پای آرزواندیشی و رویااندیشی و سپس خاطره بازی با برجام تلف شد. البته نظام، معطل برجام نماند اما دولت و مجلس در تعلیق و انتظار، دست روی دست گذاشتند و معطل کردند. این شش سال، بیش از عمر یک برنامه ملی توسعه است. اینکه شش سال معطل ماندند و هنوز هم منتظرند ببینند آمریکا و اروپا چه می‌کنند، تحریم‌ها را بر می‌دارند یا بر می‌گردانند، خسارت اصلی است که موجب کار نکردن برخی زیرمجموعه‌های دولتی مهم در حوزه اقتصادی و دفنی و دیپلماتیک و به تحلیل رفتن قدرت ملی می‌شود. مانند ورزشکار قهرمانی که چند سال تحرک و تمرین و فعالیت و مبارزه سخت‌کوشانه نداشته باشد و بخواهد منتظر بنشیند. متاسفانه در همین دوره شش‌ساله، اقتصاد ما گرفتار رکودی سنگین و سپس تورم ناشی از آن شد و اکنون رکود تورمی کم‌سابقه‌ای را شاهد هستیم که از تعلیق و انتظاری سراب‌زده سرچشمه می‌گیرد. نقدینگی (به عنوان سرمایه‌ای بزرگ در داخل کشور) از 430 هزار میلیارد تومان در سال 92 به حدود 1800 هزار میلیارد تومان رسیده که می‌تواند به تولید تشنه حمایت مالی مدد رساند اما برخی مدیران ما همچنان حسرت سرمایه‌گذار خارجی را می‌برند. در این سو، نقدینگی رهاشده، در نقش تورم‌زا و تشدید‌کننده فشار خارجی عمل می‌کند. فقط بخش مسکن می‌تواند در صورت حمایت و رونق ساخت‌و‌ساز، به 250 شغل رونق بخشد و ‌اشتغال میلیونی ایجاد کند اما مدیران ذی‌ربط همچنان بهای عملی به این بخش نمی‌دهند و تدبیری برای استفاده درست از نقدینگی موجود در این عرصه ندارند. بنابراین، نقدینگی هم در خدمت دلالی و سوداگری کاذب فعالیت می‌کند.
8- ما سومین کشور پر مهندس دنیا (در مقایسه با میزان جمعیت) هستیم اما همین ظرفیت و فرصت، تبدیل به مسئله و معضل شده است. چرا؟ هفت هشت سال قبل، ظرفیت انبوه مهندسی خود را به کشورهایی مانند ونزوئلا و بولیوی بردیم و انبوه‌سازی را به اجرا گذاشتیم. برای جوانان خود در آن سوی دنیا شغل آفریدیم و درآمد ارزی انبوه به کشور آوردیم؛ تامین متحدان استراتژیک در قلب آمریکای لاتین به کنار. در همین دوره، به کشورهای آمریکای لاتین، تراکتور فروختیم و چرخ کارخانه‌های خود را بدون نیاز به آمریکا و اروپا چرخاندیم. اما امروز مهندس ما باید بیکاری بکشد و تولید‌کننده تراکتور مانند آن روز نتواند بازار خارجی داشته باشد. چرا؟ چون معطل چشم‌آبی‌های بی‌چشم‌ورویی هستیم که جز غدر و خیانت، چیزی از آنها ندیده‌ایم. به‌راستی آن روز که مسکن در آمریکای لاتین می‌ساختیم یا تراکتور و خودرو می‌فروختیم، الزاما بهترین و ارزان‌ترین نمونه را در دنیا ارائه می‌کردیم، یا این حاصل رونق دیپلماسی و یافتن کشورهای هم‌افق با خود در دنیا و معاملات برد- برد واقعی با غیر غرب بود؟ چرا امروز نتوانیم همان مدل را بر مبنای یافتن منافع مشترک، در میان همسایگان یا کشورهای دور آسیا و آمریکای لاتین و آفریقا پیاده کنیم؛ هم عمق استراتژیک خود را که اقتدارآفرین است، توسعه دهیم و هم چرخ اقتصاد خود را به حرکت درآوریم.
9- مهم‌تر از مطالبه و پیگیری برجام، بازخوانی هزینه‌های انجام‌گرفته در پنج شش سال گذشته، در زمینه ظرفیت‌ها و اقتدار ملی بدون عایدی روشن بلکه خسارت‌های گوناگون است. ما نیازمند پویش قدرتمند اجتماعی و ملی در زمینه مطالبه رشد و پیشرفت اقتصادی درونزا، و علت بر زمین ماندن این مهم، یا علت استفاده نشدن از پیروزی‌های محور مقاومت در مقابل فشارهای استکبار هستیم. باید بررسی و مطالبه کرد که سرعت رشد علمی و فنی بعضا کاهش یافت و دچار برخی عقبگردهای فرهنگی و رهاشدگی فضای مجازی شدیم، که همه اینها در پازل دشمن می‌تواند به یک نقشه کلی کمک کند؟
10- اکنون باید ضد نقشه دشمن را از دولت مطالبه کرد وگرنه برجام به خودی خود، دست‌کم یک سال است که به دست آمریکا و با همراهی و رضایت طرف اروپایی از پا در آمده است. مردم ما حق دارند بدانند چرا یک وزیر مدعی لیبرالیسم، پنج سال بخش مسکن کشور را در کام رکود برد و فقط بلد بود به مسکن مهری که دو میلیون خانه برای 8 میلیون نفر جمعیت تامین کرد، ناسزا بگوید؟ آیا تحمیل 128 درصد تورم در بخش مسکن به مردم فقط در یک سال، جفا و خسارت اندکی است؟ مردم ما حق دارند بدانند که اگر خسارت روزانه قاچاق بنزین 100 میلیارد تومان است، چرا در 4 سال گذشته با حذف سهمیه‌بندی بنزین و کارت سوخت، بالغ بر 140 هزار میلیارد تومان خسارت قاچاق سوخت به کشور تحمیل شد؟ یا چرا در اثر یک بی‌تدبیری، 18 میلیارد دلار از ذخایر ملی در سال گذشته حیف و میل شد و در عین حال، تاثیرات تورمی سنگین برجای گذاشت؟ می‌بینید که مشکل اصلی، به برنامه‌ریزی و اهتمام اجرایی در داخل بر می‌گردد و نه بدعهدی و سردواندن دشمنانی که نقاب از صورت برداشته‌اند. حالا هم دیر نیست. جلو ضرر را از هر جا بگیرند، منفعت است. فقط باید خواست و اراده کرد. خواستن است که توانستن را با خود می‌آورد و «ما می‌توانیم» را واقعیت می‌بخشد. بارها توانسته‌ایم و باز هم می‌توانیم.

محمد ایمانی
منبع:کیهان

رفتارشناسی صاحبان تئوری «جنگ و صلح»


رفتارشناسی بخش عمده ای از صاحبان تئوری "دوراهی جنگ وصلح" در ایران در سالهای اخیر نشان از یک سردرگمی ظاهری بیرونی و یک هماهنگی درونی با اهداف کشورهای طرف تخاصم دارد.

به گزارش سخن آشنا، هادی شریفی در یادداشتی نوشت:

"منافقان همانها هستند که پیوسته انتظار می‌کشند و مراقب شما هستند؛ اگر فتح و پیروزی نصیب شما گردد، می‌گویند: مگر ما با شما نبودیم؟ (پس ما نیز در افتخارات و غنایم شریکیم!) «و اگر بهره‌ای نصیب کافران گردد، به آنان می‌گویند: مگر ما شما را به مبارزه و عدم تسلیم در برابر مؤمنان، تشویق نمی‌کردیم؟ (پس با شما شریک خواهیم بود!)» خداوند در روز رستاخیز، میان شما داوری می‌کند؛ و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است." سوره نساء آیه141 ترجمه آیت الله مکارم شیرازی

رفتارشناسی بخش عمده ای از صاحبان تئوری "دوراهی جنگ وصلح" در ایران در سالهای اخیر نشان از یک سردرگمی ظاهری بیرونی و یک هماهنگی درونی با اهداف کشورهای طرف تخاصم دارد. جماعتی که مدام رسانه هایی تاسیس می کنند که نهایتا در پیشبرد اهداف دشمن موثر واقع می شود، به بهانه های مختلفِ بنی اسرائیلی ارکان حاکمیتی را زیر سوال می برند و اگر بتوانند یاجوج و ماجوج وار به خیابانها سرازیر می شوند و بعد هم نهایتا خود را درمیان جملاتی قانونمدارانه و مردم محور پنهان و با حماسه تَکرار، نیروهای ناکارآمد و یا نفوذی خود را درون بدنه حاکمیت تزریق می کنند و سیستم مدیریتی کشور را به سوی یک سیستم ناکارآمد پیش می برند تا ضعف مدیریت داخلی را تشدید و با رسانه های خود قوای خارجی را تقویت کنند.

این وضعیت حکایت از یک قوه به اصطلاح عاقله و به ظاهر پنهانی دارد که روزنامه نگاران و سیاستمدارانی را پرورش می دهد تا مدام یک خط واحد در جهت اهداف خود و نهایتا کشورهای متخاصم را پیش بگیرد و تریبون و قوای آنها در داخل باشد و نهایتا همان قشری که "امضای کری تضمین است"، "اینک بدون تحریم" و "صبح بدون تحریم" را بعد از برجام برجسته می کرد و بعدا اعتراف کرد بزرگنمایی هایی کاذب در این زمینه داشته تا مخاطب خود را اغوا کند، امروز سازِ دوقطبی "جنگ وصلح" می زند تا با برجسته سازی آن، هم تنور جنگ را داغ کند و هم تنور مذاکره با دشمن را؛ و بگوید دو راه بیشتر نداریم یا مذاکره، سازش و تسلیم و یا جنگ خانمان برانداز و گسترده؛ و بجای اینکه تاکید خود را در این جنگ روی نیروهای داخلی بگذارد، روی ناوهای دشمن می گذارد تا این مفهوم را عمیق تر در ذهن مخاطب جای کند. و نهایتا همان خط فکری که می گفت چاره ای جز برجام نیست و برجام حلال تمام مشکلات است و نهایتا کشور را پای قراردادی نشاند که جزء لاینفک عهدنامه های خسارت بار کتب تاریخی کشورمان خواهد بود، اینک در تلاش است، تَکرارِ برگ خسارت بار دیگری به آن باشد.
منبع:تسنیم

بحران‌های آمریکا اجازه جنگ با ایران را نمی‌دهند!


طبق گزارش وزارت امور کهنه سربازان آمریکا، روزانه ۲۰ سرباز از جنگ برگشته ی آمریکایی خودکشی می کنند و طبق گزارشی دیگر فقط ۱۵ درصد سربازانی که از جنگ ویتنام برگشته اند، درگیر بیماری PTSD هستند

به گزارش سخن آشنا، احمد دستاران ممقانی طی یادداشتی با عنوان "بحران‌های آمریکا اجازه جنگ با ایران را نمی‌دهند!"، به چرایی عدم توانایی آمریکا در مواجهه نظامی با ایران پرداخت.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

بحران‌های آمریکا اجازه جنگ با ایران را نمی‌دهند!
کمتر تمدن و کشوری را امروزه سراغ داریم که طعم جنگ طلبی ها و جنایات جنگی آمریکا را نچشیده باشد. حقیقتی که جیمی کارتر هم یک ماه پیش به آن اذعان کرد و گفت: "آمریکا در طول 242 سال حیاتش، تنها 16 سال در صلح بوده است." البته من خود آمریکایی ها را از این قائله مستثنا می کنم. زیرا به قول گور ویدال، نویسنده معروف: "آمریکا ایالات متحده فراموشی است و همه ی جنایات جنگی اش را فراموش میکند!"
شاید این روزها شنیده باشید که ممکن است ایالات متحده آمریکا به سراغ عادت همیشگی اش برود و یک جنگ نظامی را با ایران آغاز کند. جنگی که آغاز شدن یا نشدنش دغدغه و سوال بسیاری از ایرانیان است.
حال فارغ از توان بازدارنده ی جمهوری اسلامی در عرصه‌ی نظامی و سایر دلایل، در این یادداشت در تلاشم تا ثابت کنم ایالات متحده به دلیل اقتصاد به شدت بیمار این روزهایش و به خاطر بسیاری از مشکلات داخلی اش قادر به شروع یک جنگ با ایران نخواهد بود!


1- هزینه های جنگ با ایران:
اگر به یاد داشته باشید سال 2003 بود که ایالات متحده با عراق وارد جنگ شد. پیش از جنگ برآورد امثال رامسفلد، وزیر دفاع وقت نشان می داد که جنگ عراق برای آمریکا فقط 70 میلیارد دلار هزینه داشته باشد. اما سالها بعد جوزف استیگلیتز و لیندا بیلمز در کتاب "جنگ سه تریلیون دلاری" نشان دادند که جنگ عراق برای آمریکا هر ثانیه پنج هزار دلار، هر روز 400 میلیون دلار و در پنج سال نخست، سه تریلیون دلار هزینه داشته است. هزینه ای وحشتناک که اگر ایالات متحده خرج اقتصاد بیمار و حل مشکلات اقتصادی اش می کرد شاید امروز با این حجم از بحران اقتصادی روبرو نبود. حال تصور کنید ایالات متحده بخواهد وارد جنگ با ایران بشود! درست است که آمریکایی ها همواره در محاسبه ی هزینه ی جنگ هایشان خطا می کنند اما بی شک می دانند که جنگ با ایران صدها برابر جنگ عراق برایشان هزینه خواهد داشت.


2- اقتصاد به شدت بیمار آمریکا:
اما از این ها که بگذریم، این روزها اقتصاد آمریکا هم با بحران های بسیاری دست و پنجه نرم می کند و هرگز توان پذیرش هزینه های بسیار سنگین جنگ با ایران را ندارد. بدهی دولت آمریکا وارد 22 تریلیون دلار شده است و به تنهایی بار یک سوم بدهی کل جهان بر دوش آمریکاست. کسری بودجه در دولت ترامپ افزایش بسیاری داشته است و هم اکنون بیشترین میزان کسری بودجه جهان متعلق به آمریکاست. برخلاف بهبود اندک وضعیت کار در دولت ترامپ، عدم تناسب هزینه های زندگی و درآمدها موجب ظهور روز افزون فقر و پدیده ی بی خانمان ها در آمریکا شده است به طوریکه طبق گزارش CNN نزدیک به 43 درصد خانواده های آمریکایی قادر به تامین هزینه های ابتدائی مثل اجاره و غذا نیستند و طبق گزارش وزارت کشاورزی آمریکا نزدیک به 40 میلیون آمریکایی از گرسنگی مفرط رنج می برند. همینطور 13 درصد آمریکایی ها بدون بیمه هستند و هزینه های سلامت روز به روز در آمریکا در حال افزایش است. همه ی اینها موجب شده است که بنابر نظرسنجی موسسه پیو، مهمترین خواسته های مردم از دولت در سال 2019 حل مشکلات اقتصادی و کاهش هزینه های سلامت باشد و پرداختن دولت به مسائل نظامی جزء آخرین الویت ها در گزارش پیو دیده می شود که این نشان از عدم همراهی افکاری عمومی همانند بسیاری از جنگ ها با دولت آمریکا نیز می باشد.


3- وضعیت نامناسب سربازان آمریکایی:

طبق گزارش وزارت امور کهنه سربازان آمریکا، روزانه 20 سرباز از جنگ برگشته ی آمریکایی خودکشی می کنند و طبق گزارشی دیگر فقط 15 درصد سربازانی که از جنگ ویتنام برگشته اند، درگیر بیماری PTSD هستند. وحشتناک بودن این آمارها به حدی است که اخیرا دونالد ترامپ هم نسبت به این آمارها واکنش نشان داد و ابراز نگرانی کرد. آمارهایی که بی شک اصلی ترین دلیل آن حضور سربازان آمریکایی در ویتنام، عراق و افغانستان بوده است. حال آمریکا با آغاز یک جنگ جدید با ایران و تشدید بحران کهنه سربازانش فقط حماقت خود را نشان داده است.
همانطور که دیدید آغاز یک جنگ نظامی با ایران، نه تنها تلفات نظامی سنگینی برای آمریکا خواهد داشت بلکه اقتصاد آمریکا را به کلی نابود خواهد کرد و افول ایالات متحده که این روزها باور نخبگان سراسر جهان است را به شکل جدی سرعت می بخشد. جنگی که برخلاف جنگ های گذشته هرگز پایانش به اراده ی آمریکایی ها نخواهد بود! بحران های آمریکا اجازه جنگ با ایران را نمی دهند.
منبع:تسنیم

آخرین مطالب