پر بازدیدترین مطالب

چرا گرجستان از استقرار پایگاه نظامی آمریکا نگران است؟



دولت فعلی گرجستان به ریاست سالومه زورابیشویلی، دولتی نوپا به شمار می‌رود و با توجه به رقابت‌های دیرینه شرق و غرب، این دولت تمایلی ندارد که باردیگر گرجستان را صحنه رویایی مسکو و واشنگتن ببیند

سخن آشنا- تحرکات آمریکا در آسیای مرکزی و قفقاز سابقه‌ای طولانی دارد و به زمان جنگ سرد و دوران نظام دوقطبی بازمی‌گردد. با این حال حتی با وجود فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد در ابتدای دهه 1990، اما چشم طمع واشنگتن همچنان طی چند دهه گذشته به سوی آسیای مرکزی و قفقاز بوده است.

در این میان گرجستان به عنوان یکی از کشورهای قفقاز از جمله مناطقی است که آمریکایی‌ها همواره در آن تحرکات نظامی و امنیتی پس از جنگ سرد را در برابر روسیه دنبال کرده‌اند و تا کنون در مقاطع مختلفی اخبار مرتبط با احداث پایگاه نظامی آمریکا در گرجستان به رسانه‌ها راه یافته، اما همچنان احداث این پایگاه به نتیجه نهایی نرسیده است. اما ماجرای پایگاه نظامی آمریکا در گرجستان چیست و چرا تا کنون به نتیجه نرسیده است؟

 

سابقه تحرکات آمریکا در گرجستان

سال‌هاست که گرجستان به مانند بسیاری دیگر از کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز صحنه تقابل و عرض اندام روسیه و آمریکاست. حتی جنگ اوستیای جنوبی در سال 2008 نیز اگرچه نبرد میان دولت مرکزی گرجستان و جدایی طلبان اوستیا بود، اما در حقیقت نبرد نیابتی واشنگتن و مسکو قلمداد می شد که به میدان گرجستان کشیده شد و پنتاگون حامی تمام قد دولت مرکزی گرجستان در برابر جدایی طلبان اوستیای جنوبی تحت حمایت مسکو قرار گرفته بود.

 

حداقل از همان سال 2008 به بعد گسترش بیشتر همکاری‌های نظامی و امنیتی با گرجستان در دستور کار جدی مقامات امنیتی و سیاسی آمریکا قرار گرفت و گرجستان علاوه بر آن که در مانورهای مشترک نظامی با ناتو مشارکت و حضور فعالی به هم رساند، همچنین برخی توافقات امنیتی و نظامی دو جانبه را با امریکا امضا کرد و در نتیجه همین همکاری‌ها نیز طی یک سال گذشته کشورهای غربی عضو ناتو حداقل در دو نوبت یکی در مردادماه و دیگری در اسفندماه اقدام به برگزاری مانور نظامی مشترک در گرجستان کرده‌اند، که البته از چشم پرنگران روسیه دور نبوده است.

 

ایجاد پایگاه نظامی نیز طی این سال‌ها از دیگر دغدغه‌های واشنگتن در گرجستان بوده است. از جمله در بهمن‌ماه 1395، «لوون ایزوریا» وزیر دفاع وقت گرجستان، پس از دیدار با «آنتونیو آگوستو»، فرمانده ارتش آمریکا در برلین، توافقی را امضا کرد که به موجب این توافق، مقرر شد آمریکا، پایگاهی مشابه مرکز آموزش نظامی که در آلمان احداث کرده است در گرجستان نیز دایر کند، اما با گذشت بیش از دو سال از آن توافق، هنوز هیچ اقدام عملی برای احداث این پایگاه صورت نگرفته است. برهمین اساس شاید میل مقامات فعلی آمریکا نیز درباره احداث پایگاه نظامی در گرجستان مرتبط با همان توافق پیشین دو سال گذشته باشد که هنوز به نتیجه نرسیده است.

 

راه دشوار یانکی‌ها در سرزمین گرجی‌ها

به نظر نمی‌رسد که در شرایط فعلی، دولت جدید گرجستان چندان با برپایی پایگاه نظامی آمریکا همسمو باشد و چند روز پیش نیز "سالومه زورابیشویلی" رئیس جمهوری گرجستان در گفتگو با «صدای آمریکا» اعلام کرد که ساخت پایگاه نظامی آمریکا در خاک این کشور اقدامی غیرمنطقی و نادرست بوده و می‌تواند بعنوان یک اقدام تحریک آمیز محسوب شود. پس از رئیس جمهور گرجستان، "مومکا باختادزه" نخست وزیر این کشور نیز با اعلام پیش شرط‌هایی، گفته است که مقامات تفلیس درباره امکان استقرار پایگاه نظامی خارجی در این کشور، تنها بر اساس منافع ملی گرجستان تصمیم گیری خواهند کرد.

با توجه به اظهار نظرهای مقامات گرجستانی که آشکارا مخالف خود را با احداث پایگاه نظامی آمریکا اعلام کرده‌اند، مشخص است که آمریکا راه دشواری را این روزها در گرجستان پیش رو دارد.

دولت فعلی گرجستان به ریاست سالومه زورابیشویلی، دولتی نوپا به شمار می‌رود که از دی ماه سال گذشته کار خود را آغاز کرد، اما روشن است که با توجه به رقابت‌های دیرینه شرق و غرب، این دولت تمایلی ندارد که باردیگر گرجستان را صحنه رویایی مسکو و واشنگتن ببیند.

اگرچه « زورابیشویلیدولتی» با حمایت حزب غربگرای حاکم به پیروزی رسید، اما خود را نامزد مستقل می‌داند و پس از پیروزی نیز با وجود اعلام حمایت از اروپا اما همزمان تاکید کرد که کشورش خواستار روابط خوب و گرم با همسایه شمالی، یعنی روسیه است.

براین اساس به نظر می‌رسد که دولت فعلی گرجستان با در پیش گرفتن سیاستی میانه و بینابینی در رقابت‌های منطقه‌ای مسکو و واشنگتن تلاش دارد تا از ترکش‌ها و آسیب‌های این رقابت احتمالی در امان بماند.

تردیدی نیست که پرپایی پایگاه نظامی آمریکا در گرجستان به واکنش متقابل مسکو و در ادامه احتمال استقرار سامانه های موشکی و یا پدافندی روسیه برروی گرجستان و همچنین حضور نظامی گسترده در مرز این کشور منجر خواهد شد و چنین شرایطی همراه با افزایش خطر جنگ و برخورد نظامی، تاثیر منفی بر روی سرمایه گذاری و گردشگری خارجی خواهد داشت و در نهایت به کاهش قدرت اقتصادی گرجستان منتهی می‌گردد.

برهمین اساس نیز دولت فعلی گرجستان با وجود همکاری امنیتی و نظامی با آمریکا، اما تمایلی به ایجاد پایگاه نظامی آمریکا در خاک گرجستان ندارد تا بیش از این حساسیت روسیه را بر نیانگیزد و همین موضوع مهمترین چالش پیش روی یانکی‌های کاخ سفید در سرزمین گرجی‌ها است.
منبع:الوقت

و حالا مدعیان نفتی امروز!



امروز هم برای کاری که روزگاری قاچاق نفت می‌خواندند، نام دیگری بر می‌گزینند به نام بازار خاکستری!

به گزارش سخن آشنا، «وحید حاجی پور» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:

معاون بین‌الملل وزارت نفت اخیراً در اظهاراتی به موضوع حضور در بازار خاکستری فروش نفت و همچنین مانع‌تراشی‌های داخلی برای اجرای قراردادهای جدید نفتی اشاره کرده‌است.

 

این دو موضوع مهم که طی چند سال گذشته به یکی از موضوعات مهم صنعت نفت تبدیل شده، در شرایطی با فرافکنی و فرار به جلوی آقای معاون مواجه شده‌است که بد نیست نگاهی به گذشته ادعاهای مطرح شده داشته باشیم.


در تحریم گذشته که بسیار سخت‌تر و هوشمندانه‌تر از تحریم‌های فعلی است، مجموعه کشور به این جمع‌بندی رسید برای مقابله با این تحریم‌ها نباید تسلیم شد و از هر ابزاری برای دور زدن تحریم‌ها بهره برد. در همان دوره و در حوزه فروش نفت عملکرد قابل دفاعی صورت گرفت هرچند که در چند مورد، کلاهبرداری‌هایی صورت گرفت، اما هر چه که بود، تلفات مالی در این حوزه قابل مقایسه با دستاوردهای آن نیست.


دولت یازدهم که بر سرکار آمد، این دستاوردها را به باد انتقاد گرفت و با سیاه‌نمایی و دروغ پردازی چنان دور زدن تحریم‌ها را تخریب کرد که ادعاهای واهی نیز مطرح شد. به عنوان نمونه وزیر امورخارجه، معاون اول رئیس‌جمهور و اکبر ترکان گفتند ۳۵ میلیارد دلار از پول کشور مفقود شده‌است، حتی اسحاق جهانگیری در دروغی دیگر که کنتوری برایش نبود، این رقم را به ۵۰ میلیارد دلار رساند و اعلام کرد بعدها درباره این پول گمشده صحبت می‌کند و هیچگاه نیز روشنگری در کار نبود با وجود اینکه پاسخ این ادعا را با ارقام رسمی دادند.


کار به جایی رسید که بر دور زدن تحریم‌ها نام «قاچاق نفت» گذاشتند و از ادبیاتی که امریکا برای دور زدن تحریم استفاده می‌کرد، بهره بردند. فارغ از آنکه کاسبان تحریم از شرایط آن روزها نهایت استفاده را کردند، اما دولتمردان بدون هیچ توجهی به ظرفیت‌های به‌وجود آمده، همه چیز را غرق در سیاسی‌کاری کردند و چنان در این ورطه به تازیانه‌زدن پرداختند که گویی به جای دولت، نظام سیاسی تغییر کرده است.


بارها از حجم تهمت‌ها و انگ‌زنی‌هایی که در شش سال گذشته رایج بود، نوشتیم و تداوم آن را به ضرر کشور دانستیم، اما این روند تا همین چند هفته پیش به قوت خود باقی بود تا آنکه محمدجواد ظریف در یک چرخش اساسی اعلام کرد ایران در دور زدن تحریم‌ها دکترا دارد. امروز هم برای کاری که روزگاری قاچاق نفت می‌خواندند، نام دیگری بر می‌گزینند به نام بازار خاکستری!


و، اما درباره مدل جدید قراردادی که آقای زمانی نیا فرموده‌اند: «مدل IPC به دلیل اختلافات بچگانه داخلی زمینگیر شد». مدل قراردادی که زمانی‌نیا به آن اشاره دارد دو سال معطلی‌اش را مرهون کمیته تدوینی است که اعضای آن توسط وزیر نفت منصوب شدند و در یک اقدام عجیب، ویرایش شانزدهم آن به جای نسخه نهایی به دفتر رهبری ارسال شد و رهبری نیز نسبت به آن به‌صورت رسمی واکنش نشان دادند.


وقتی این حجم از عدم شفافیت با رویکردی کلاهبردارانه دیده شد، طبیعی بود که حساسیت‌ها بیشتر شود و خود دولت ۱۵۰ اشکال از این قرارداد جدید استخراج کرد تا آنکه نهایی شد. با نزدیک‌شدن به انتخابات ریاست جمهوری امریکا و تعلل‌های خسته کننده وزارت نفت برای تأیید صلاحیت‌های شرکت‌های خارجی و ایرانی، موجب شد عملاً قراردادها منعقد نشود با وجود اینکه قرار بود ۱۰ قرارداد بزرگ تا پایان سال ۹۶ منعقد شود.


ایشان و سایر مدیران وزارت نفت مدام از این هدف و تحقق کردنش می‌گفتند و امروز که باید به عملکرد خود پاسخ دهند، توپ را به زمین دیگران شوت می‌کنند و سعی دارند خود را افرادی جلوه دهند که منتقدان اجازه ندادند کارشان را به خوبی انجام دهند. بهانه‌تراشی‌های این مدیران چیز جدیدی نیست، اما بهتر است پیش از آنکه سخنی برانیم، به گذشته خود نیز رجوعی داشته باشیم تا متوجه کم‌کاری‌ها و اشتباهات بزرگ خود شویم.

ستاد فرماندهی مقابله با تحریم‌ها کجاست؟



تحریم‌ها چالش پیش روی کشور است و این موضوع را که تحریم محدودکننده است، همه می‌دانند. وزیر امور خارجه ما جایی گفتند که «ما خودمان انتخاب کردیم که جور دیگر زندگی کنیم.

به گزارش سخن آشنا، محمد رضا اکبری جور طی یادداشتی در روزنامه فرهیختگان نوشت:
تحریم‌ها چالش پیش روی کشور است و این موضوع را که تحریم محدودکننده است، همه می‌دانند. وزیر امور خارجه ما جایی گفتند که «ما خودمان انتخاب کردیم که جور دیگر زندگی کنیم. به دوستان عزیزم می‌گویم، آیا دوست دارید که یک رئیس‌جمهور خارجی بگوید که اگر چتر حمایتی‌ام را از روی شما بردارم سه هفته دوام نمی‌آورید! برای کشورهای همسایه ما آقای ترامپ دارد به‌صراحت این حرف را می‌زند.»

این روزها دشمنان ما بلند فریاد می‌زنند که به‌دنبال به صفر رساندن صادرات نفت ایران هستند و مسئولان کشور نیز در مقابل می‌گویند که قادر به انجام این کار نخواهند بود. عربستان و امارات معتقدند در برابر ایران به لحظه حساس تصمیم‌گیری رسیده‌اند. خالد بن سلمان، پسر پادشاه و معاون وزیر دفاع عربستان، اخیراً در کنفرانسی در مسکو درباره ایران تصریح کرد: «امروز منطقه ما در یک چهارراه قرار گرفته که مستلزم اتخاذ موضع قاطعی است.»

رسانه‌های سعودی و اماراتی لغو معافیت‌های تحریمی را به مثابه «ساعت صفر» و «تیر خلاص» توصیف می‌کنند که ایران را از «خون نفتی» محروم می‌کند. از نظر آنان، ترامپ «شیری» است که در کمین نظام ایران نشسته است. رئیس‌جمهور آمریکا نیز در هر فرصتی به‌دنبال دوشیدن گاوی است که به تعبیر او، چیز دیگری جز این ندارد.

جدا از بازی‌ها و لفاظی‌های رسانه‌ای، باید به این مهم اندیشید که این مجادلات لفظی، میدان مبارزه‌ای هم خواهد داشت. ما بدون هیچ‌گونه تردیدی به روزهای مهمی نزدیک می‌شویم و زمان برای ما اهمیت فراوانی دارد. به‌نظر می‌رسد مسئولان نظام در این خصوص باید اندیشه کنند که برای مقابله با این حجم از دشمنی، چه کاری باید صورت پذیرد؟ کلید این در، در جیب چه کسی است؟ آیا این کلید را باید در جیب سیاستمداران کشورمان جست‌وجو کرد یا نظامیان کشور این کلید را در اختیار دارند؟ در میان بانکداران باید دنبال آن فرمانده گشت یا باید به‌دنبال مردی از تبار اقتصاددانان رفت؟

به ساده‌ترین شکل باید پرسید فرمانده این ارتش از کدام گروه از فرماندهان باید انتخاب شود؟ سیاسیون، بانکداران، نظامیان، صنعتگران، حقوقدانان، اصحاب رسانه یا اقتصاددانان؟

تردیدی نیست که سیاستمردان کشورمان در دوره پرفشار مذاکرات منتهی به برجام نقش تعیین‌کننده‌ای را ایفا کردند. آیا در دوره کنونی نیز باید بار اصلی مقابله با تحریم‌ها را مجدداً آنان بر دوش کشند؟ آیا در این روزها آنان قادر به انجام این کار خواهند شد؟ به‌زعم نویسنده، این کار در شرایط فعلی شدنی نیست. چراکه طراحان فشار بر ایران، در دوره کنونی همواره از یک اشتباه استراتژیک رئیس‌جمهور اوباما نام می‌برند؛ اینکه «توافق قبلی موجب شد ایران، به‌راحتی از فشار بین‌المللی خارج شود.» و در دوره جدید، فشارها تا حصول کامل نتایج مدنظر آنان، باید باقی بماند. از این‌رو به‌نظر می‌رسد که سیاستمردان کشورمان قادر نخواهند بود با استفاده از هنر دیپلماسی خود، نقش‌آفرین اصلی این کارزار باشند.

همواره اقتدار نظامی یک کشور موجب آرامش شهروندان آن بوده است. از این‌رو جایگاه نظامیان در هر نظامی، اهمیت فراوانی دارد لیکن در این مساله، رویارویی و چهره به چهره شدن با دشمنان در آخرین اولویت نظام قرار خواهد داشت.

با توجه به اینکه ماهیت این دوره تحریم‌ها، اقتصادی است، به‌نظر می‌رسد هرگونه فعالیتی باید با محوریت این حوزه صورت پذیرد. همانند ایالات متحده که مرکزیت این فعالیت‌ها را در وزارت خزانه‌داری خود متمرکز کرده است، مبارزه با تحریم‌های ثانویه نیز باید در وزارت امور اقتصادی و دارایی کشورمان متمرکز شود. طبیعی است دیپلماسی فعال و تحرکات نظامی کشور و هرگونه فعالیت در حوزه بانک و… به‌صورت هماهنگ در این مرکز صورت می‌پذیرد.

در این مرکز باید برنامه جامعی با سناریوهای مختلف مبتنی‌بر آینده‌پژوهی طراحی شده و عملیات پایش و رصد فعالیت‌ها با جدیت دنبال شود. طبیعی است هرگونه تغییر در شرایط باعث انجام تغییراتی در برنامه جامع خواهد شد. طراحی این برنامه برعهده اقتصاددانان کشور با فرض حفظ شرایط موجود و حفظ اشتغال و معیشت مردم صورت خواهد پذیرفت. متاسفانه تاکنون اقتصاددانان کشورمان همواره در حاشیه کارها قرار داشته و این امر موجب ضرر و زیان فراوان شده است. این‌بار اما کلید حل مشکلات در جیب اقتصاددانان است. امری که به‌نظر می‌رسد مورد غفلت دولتمردان کشورمان قرار گرفته است. باید به‌صورت شفاف و بدون رودربایستی به ریاست محترم جمهور عرض کرد، کلید این مساله دیپلماسی نیست چراکه دشمنان کشورمان، در دیپلماسی را بسته‌اند و اگر این در باز شود، ما فضای بیرونی را نخواهیم داشت و آنان به داخل هجوم خواهند آورد.

نباید فراموش کرد که وسعت خاک، تنوع آب و هوا، نیروی جوان، جمعیت فراوان، منابع و ذخایر عظیم خدادادی چنانچه با یک مدیریت منطقی توام شوند، پیش روی هر نیروی قاهری خواهند ایستاد.

از سوی دیگر تاریخ نشان داده است هرگز برنده مطلق در جهان وجود نخواهد داشت. قطعاً دولت فعلی آمریکا قادر نخواهد بود به زورگویی‌هایش در قبال دنیا ادامه دهد، از این‌رو تنها گذشت زمان او را و دوستان یهودی‌اش را به عقب خواهد راند. بنابراین این امکان وجود دارد که در یک زمان منطقی، فشارهای اقتصادی از گرده مردم کشورمان برداشته شود. لیکن تا طی‌شدن آن زمان، هنر دولت فعلی آن است که با اقدامات منطقی و عملیاتی و خالی از شعار حرکت کند. در این مسیر، اهمیت‌دادن به بخش خصوصی و تسهیل فعالیت‌های آن راهگشاست. بازنگری روی قوانین، توزیع عادلانه‌تر امکانات، اهتمام به افزایش بهره‌وری در بخش دولت و توجه به جوانان کشور در حوزه‌های مدیریتی نیازمند هیچ هزینه‌ای نیست.

در این میان هیچ اهمال و انفعالی پذیرفته نیست. باید تمامی بخش‌های کشور نسبت به شرایط موجود، نقش کلیدی خود را ایفا کنند. وقتی دشمنان ما، برای اعمال فشار به کشور عزیزمان ایران، ترکیبی از چهار اصل «یکپارچه‌سازی»، «هوشمندسازی»، «تجمیع ظرفیت‌ها» و «تعمیم تحریم‌ها» را مطرح می‌کنند و پادوان محلی آنان شعار می‌دهند «امروز منطقه ما در یک چهارراه قرار گرفته که مستلزم اتخاذ موضع قاطعی است» باید از همه ظرفیت‌ها استفاده کرد. باید اتحاد بین تمامی بخش‌های نظام، خالی از هرگونه منیت و اهداف جناحی شکل گیرد. طبیعی است درصورتی‌که درست عمل کنیم، آقای تاجر قمارباز، تنها به دوشیدن شیر گاوهای محلی خواهد پرداخت و سرش با جیک‌جیک‌هایش با پادشاهان کاغذی منطقه این‌گونه گرم خواهد بود

آدرس اشتباه ندهید جنگ جای دیگری است



شاهراه‌های اقتصادی، اطلاعاتی، ارتباطی و رسانه‌ای را باید در داخل چنان امن و قانونمند و شفاف کرد که بدخواهان نتوانند در آن نفوذ و عملیات و اخلال کنند.

به گزارش سخن آشنا، «محمد ایمانی» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:

برخی مدیران، میدان جنگ را اشتباه گرفته‌اند و هر چند وقت یک بار، به جنگ‌هراسی دامن می‌زنند. جنگ جای دیگری است اما این مدیران و رسانه‌های حامی -یا متظاهر به حمایت از- آنها غالباً سایه «جنگ نظامی» را پررنگ می‌کنند و نتیجه می‌گیرند که؛ چون نقشه دشمن، تحریک ایران و بهانه‌جویی برای حمله نظامی است، بنابراین نباید در مقابل زیر پا گذاشتن برجام و فشارهای اقتصادی و تحریمی پیاپی هیچ کاری کرد؛ چون این کار آتو دادن دست دشمن است! این شیوه استدلال غلط، نتیجه مشورت برخی مشاوران و اطرافیان است، یا برآمده از روحیات و شخصیت خود مدیران؟ واقعاً متوجه نیستند، یا می‌فهمند اما چون، مسئولیت و تکالیفی را متوجه‌شان می‌کند، ترجیح می‌دهند صورت مسئله را اشتباه بنویسند؟

 

۱- سؤال درست و نگارش صحیح صورت مسئله، نیمی از پاسخ است؛ همچنان‌که طرح غلط یا مغالطه‌آمیز آن، ذهن را از پاسخ درست پرت می‌کند. این، همان گرفتاری راهبردی است که برخی مدیران ما دچار شده‌اند. آقای ظریف هفته قبل به خاطر یک نشست حاشیه‌ای به نیویورک رفت اما عمده موجی که درست کرد، اولاً ابراز تمایل به مبادله زندانیان با آمریکا بود که در رسانه‌ها، حمل بر ارسال پالس مذاکره به طرف پیمان‌شکن برجام شد. ثانیاً تاکید بر پرهیز دادن طرف مقابل از جنگ، سایه موهوم جنگ نظامی را احیا کرد. او تاکید داشت میان ترامپ و اطرافیانش فاصله ببیند! همان تغافلی که درباره بازی «پلیس خوب و پلیس بد» میان «اروپا و آمریکا» و «دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان» داشتند و به نام اختلاف انداختن میان حریفان، مکرراً از حقوق ملت ایران عقب‌نشینی کردند.


۲- فردا سالگرد خروج آمریکا از برجام است. در حالی که برجام در این یک سال مطلقاً از سوی غرب زیر پا گذاشته ماند و نیازمند پاسخ بازدارنده متقابل بود، چنین انگاره‌سازی شد که نقشه دشمن، حمله نظامی است و برای وارد نشدن در نقشه او، اصلاً نباید هیچ کاری کرد؛ بلکه باید به قول خودشان، صبر استراتژیک (!؟) در پیش گرفت و تا دو سال دیگر که انتخابات آمریکاست، دست روی دست گذاشت. به چه امیدی؟ شاید شانس! زد و یک دموکرات به جای ترامپ آمد. اما این انگاره که «ترامپ دیوانه است و تیم حامیان او دیوانه‌تر، بنابراین در مقابل تعدی آنها نباید هیچ واکنشی نشان داد»، دقیقاً مطلوب دشمن است و او را به تعدی و تشدید جنگ اقتصادی و تحریمی تحریک می‌کند.


۳- خانم نیکی هیلی ۲۶ مهر ۹۷ مقارن اعلام کناره‌گیری از نمایندگی آمریکا در سازمان ملل، در کنفرانس «شارلوت» اذعان کرد: «ماموریت من، دیوانه نشان دادن ترامپ برای ترساندن کشورها بود. همواره ترامپ را به عنوان فردی تندمزاج، و غیرقابل پیش‌بینی در مذاکرات به تصویر می‌کشیدم تا باعث ترس طرف دیگر شوم. این کار در چارچوب دیپلماسی «مرد دیوانه» صورت می‌گرفت که قبلاً نیکسون تعریف کرده است. سپتامبر ۲۰۱۷ وقتی با همتای چینی درباره کره شمالی چانه‌زنی می‌کردم، گفتم رئیس من آدم غیرقابل پیش‌بینی است و من نمی‌دانم چه خواهد کرد. تهدید حمله به کره شمالی آن‌قدر کافی بود که چین را وادار کرد تحریم‌های جدی علیه کره‌شمالی را در شورای امنیت بپذیرد. من به ترامپ گفته‌ام همواره این کار را انجام می‌دهم و او کاملاً با این ایده موافق بود.»


۴- اما این شگرد فقط در مقابل کره شمالی و چین نبود، بلکه در قبال کره جنوبی هم به کار بسته شد. به گزارش مهر ۹۶ سایت «آکسیوس»، ترامپ پیش از مذاکرات تجاری با کره جنوبی، به رابرت لایتیزر رئیس دفتر نمایندگی تجاری آمریکا دستور می‌دهد «برای امتیاز گرفتن، بگویید من (ترامپ) دیوانه‌ام. آنها ۳۰ روز فرصت دارند؛ اگر امتیاز ندهند، از توافق تجاری خارج می‌شوم.» لایتیزر پاسخ می‌دهد «بسیار خوب، پس من به آنها می‌گویم ۳۰ روز مهلت دارند.» ترامپ فوراً می‌گوید «نه، نه، نه. نباید این‌طوری مذاکره کنی. نباید بگویی ۳۰ روز مهلت دارند. می‌گویی، این آدم دیوانه است و هر لحظه ممکن است از توافق خارج بشود، هر لحظه!»


۵- برای چنین دولتی، پالس مذاکره (ولو به اسم مبادله زندانیان) فرستادن، یا تهدید نظامی را بزرگ‌نمایی کردن، بازی در زمین اوست و موجب جلوتر آمدنش می‌شود؛ چنانکه در یک سال گذشته دیده‌ایم. اتفاقاً اسیر عملیات روانی و شگرد «مرد دیوانه» شدن است که می‌تواند سایه تهدید نظامی را هم با خود بیاورد. دشمن نباید تصور کند با اشتلم و تهدید می‌تواند اخّاذی کند. کسانی که تهدید نظامی نامعتبر دشمن را پررنگ کنند، گرای انگشت گذاشتن روی نقطه ضعف روانی خود را می‌دهند. و از آن بدتر، نفوذزدگی است. ۳۹ سال قبل بنی صدر (دارای اسم رمز S D LURE در لانه جاسوسی آمریکا) مدعی صبر استراتژیک در مقابل حمله صدام بود. می‌گفت زمین بدهیم و زمان بخریم! اما سرزمینی که ظرف چند ماه اشغال شد، با مجاهدتی ۸ ساله و تقدیم ۳۰۰ هزار شهید بازپس گرفته شد. آیا خروجی توهم «صبر استراتژیک» جز این می‌تواند باشد که در مقابل هر نوع دست‌درازی و فشار و مضیقه جدید آمریکا و اروپا سکوت کنند و خباثت‌ها، هزینه‌ای برای دشمن نداشته باشد؟ آیا دشمن با این اِدراک، دلیلی می‌بیند که بر حجم تهدید و فشار نیفزاید؟

متاسفانه طیف مورداشاره داخلی، در حالی با مواضع خود به گزینه نظامی دشمن اعتبار بخشید که ترامپ، دزدانه و چراغ خاموش به عراق می‌رود و با صدای بلند می‌نالد که از جنگ و هزینه ۷ هزار میلیارد دلاری در افغانستان و عراق و سوریه، چیزی جز خسارت و تحقیر، عاید سه دولت آمریکا در ۱۹ سال گذشته نشده است.


۶- اما استدلال غلط یا مغالطه‌ای که مدیریت دولت را از اقدام و ابتکار و پیشدستی باز داشته، ابعاد دیگری هم دارد و به دروغ جنگ محدود نمی‌شود. ما با دو سطح از بحث طرفیم، یکی واکنش به ابطال برجام و تشدید تحریم‌ها، و دیگری، آشفتگی موجود در مدیریت اقتصادی. عده‌ای اصرار دارند اصطلاحاً ماست را داخل قیمه بریزند! در اینجا دو بحث متفاوت، به غلط، با هم خلط می‌شود و آنگاه در استنتاج، نتایجی غلط و پرخسارت به دست می‌دهد. اگر از این طیف بپرسید چرا نباید به آمریکا و اروپا واکنش نشان دهیم، می‌گویند «وضعیت اقتصادی را ببینید! اگر اقدام متقابل جدی و موثر بکنیم، وضعیت اقتصاد بیشتر به هم می‌ریزد.» این هم آدرس گمراه‌کننده دیگری است. آنها برای پاسخگو نبودن درباره قصور و تقصیر و بی‌عملی خود در تدابیر اقتصادی، سعی می‌کنند عامل اصلی التهابات اقتصادی را به دیپلماسی ربط دهند؛ یادشان هم می‌رود که هنگام انتقاد از دولت قبل از خود می‌گفتند ۱۰ تا ۳۰ درصد مشکلات اقتصادی به تحریم‌ها برمی‌گردد و علت ۷۰ تا ۹۰ درصد آن، سوء‌مدیریت دولت است.


۷- آنها به عمد توضیح نمی‌دهند که اگر ترامپ، اردیبهشت ۹۷ از برجام خارج شد، چرا وضعیت اقتصادی بلافاصله پس از انتخابات ریاست جمهوری (۲۹ اردیبهشت ۹۶) رو به آشفتگی گذاشت، چنانکه تابستان ۹۶ شاهد تعطیلی برخی کارخانه‌ها و اعتراضات کارگران حقوق نگرفته بودیم، تا اینکه حوادث دی ماه ۹۶ -پنج ماه قبل از خروج آمریکا از برجام- سر باز کرد؟ واقعیت این است که برخی مدیران، در چهار سال اول سعی کردند با لاپوشانی و سرهم‌بندی مسائل اقتصادی و برخی رفتارهای پوپولیستی، افکار عمومی را با این تلقی و تلقین که «صرفا به واسطه بستن با غرب می‌توان به اقتصاد رونق داد»، همراه کنند و در انتخابات مجلس ۹۴ و ریاست جمهوری ۹۶ نتایج مطلوب خود را بگیرند. اما با پیروزی در دوره دوم، انگیزه آنان به شدت فروکش کرد، ضمن اینکه وضعیت بی‌عملی و تعلیق ۵-۶ ساله به انتظار سیب و گلابی توافق، عملاً موجب انباشت مشکلات تولید و پیدایش رکود تورمی شدید شده بود.


۸- هرچه بیماری واردات بی‌رویه به سودای اعجاز برجام شدت می‌گرفت، تولید داخلی بی‌رمق‌تر می‌شد اما مدیران ذی‌ربط اهتمامی برای رفع مشکلات فزاینده تولید و کسب و کار نشان نمی‌دادند. این روند ضد برنامه‌ای که به اندازه یک برنامه پنج‌ساله توسعه تداوم داشت، عملاً اقتصاد پرظرفیت ملی را ضعیف و آسیب‌پذیر کرد و بر وابستگی به درآمد نفت و یارانه و واردات بی‌حساب و کتاب حاصل از آن افزود. بنابراین هر وقت خبر آمد که این روند دخل و خرج بی‌ضابطه دچار شوک خارجی می‌شود -یا خواهد شد- کافی بود تا اقتصاد معتاد و رخوت زده را دچار تب و لرز و التهاب کند. قضاوت یکسره نمی‌توان کرد که این روند همه جا از سر تعمد بود یا غفلت و یا لجاجت، اما هرچه بود، برآیند آن باعث شد بخشی از اتاق مدیریت اقتصاد و بازار به خارج منتقل شود و در قبال امواج روانی خارجی تاثیرپذیر شویم؛ بی‌مبالاتی دولت در قبال جنگ مجازی و تحرکات دشمن برای اشغال سایبری، طبیعتاً در این دستکاری نقش مضاعفی ایفا کرده و بر گرفتاری‌ها افزوده است.


۹- اما چه باید کرد؟ دولتِ جا مانده از اقتدار جمهوری اسلامی، باید به ترازهای عزت و اقتدار برگردد. به جای اهتمام به تداوم دوقطبی‌های دروغینی مانند «عزت یا معیشت»، «جنگ یا معیشت»، «سیاست خارجی مقاوم یا اقتصاد»، «برجام یا جنگ» و از این قبیل، با قاطعیت از خطوط قرمز کشور در مقابل دشمن صیانت کند. توافق (برجام) اگر در نگاه نظام و صاحب‌نظران، یک حرکت تاکتیکی محسوب می‌شد و طریقیت داشت نه موضوعیت و اصالت، از نگاه دولت به یک مسئله راهبردی و حیثیتی و ناموسی تبدیل شد، بنابراین برای دفاع از حیثیت خود هم که شده، دولت نباید به دستمالی و پایمال شدن برجام تن دهد. اگر قرار بود تعهدات برجام را یکطرفه اجرا کنیم که دیگر، نامش توافق برد- برد و فتح‌الفتوح قرن نبود، قبول تحمیل و دیکته دشمن بود. اکنون آقای عراقچی می‌گوید «عایدی ما از برجام تقریباً صفر است» و آقای ظریف می‌گوید «اروپا به کمتر از یک درصد تعهدات خود در برجام عمل کرده است.» وقتی خط قرمز برجامی دولت شکسته شد، در نگاه دیگران فاقد پرستیژ و توان بازدارندگی دیده می‌شود و سلسله تهدیدها را با خود می‌آورد. این حقیقت مهم و عامه‌فهم، غیر قابل انکار است؛ مگر برای مدیران دارای معلولیت روحی، گرفتار لجاجت، و یا خدای ناکرده نفوذ زده و فاقد اختیار جبران اشتباه.


۱۰- علت اول و اصلی نابسامانی‌های موجود در حوزه تولید و توزیع درست و کسب و کار، داخلی و مدیریتی است. البته نباید نقش جنگ اقتصادی را نادیده گرفت. اما این جنگ می‌تواند برای اقتصاد رخوت‌زده و واردات‌زده ما فرصت سازندگی باشد، مشروط بر اینکه تحرکات تروریست‌ها و اخلالگران اقتصادی برای تحریک انگیزه‌های دلالی و سوداگری کاذب و دستکاری بازار (افزایش مصنوعی تقاضا در اثر تحریک تورم انتظاری، و کاهش مصنوعی عرضه در اثر عوامل مختلف) مورد غفلت قرار نگیرد. در کشورهای توانمند اقتصادی، مکانیسم‌های متعددی برای مهار تقاضای کاذب و کاهش دستکاری شده عرضه کالا وجود دارد که می‌توان آنها را به کار بست و راه سوداگری لجام‌گسیخته و طمع‌ورزانه (یا تروریستی و سازمان‌یافته) را سد کرد؛ سامانه‌های شفاف‌سازی معاملات و واگذاری‌ها، و اخذ مالیات از سوداگران که مازاد بر نیاز، مسکن و خودرو و سکه و ارز و… می‌خرند، از جمله این ساز و کارهاست. اما اجرای این تدابیر، نیازمند باور کردن «جنگ اقتصادی، روانی، سایبری و فرهنگی» و سپس، انسداد هر مسیری که معبر رخنه و ضربت دشمن می‌شود؛ اینجاست که باید آرایش جنگی گرفت. شاهراه‌های اقتصادی، اطلاعاتی، ارتباطی و رسانه‌ای را باید در داخل چنان امن و قانونمند و شفاف کرد که بدخواهان نتوانند در آن نفوذ و عملیات و اخلال کنند.

رقص موشک‌های فلسطینی در آواز «یورو ویژن»



در صورت وارد شدن نتانیاهو به نبردی دیگر با مقاومت غزه احتمال تکرار نتایج جنگ دوروزه و شکست تل‌آویو وجود دارد.

به گزارش سخن آشنا، «محمد مرادی» در یادداشت روزنامه «جوان» نوشت:

نوار غزه بار دیگر هدف تجاوز رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. مقدمات این تقابل روز جمعه در راهپیمایی‌های بازگشت غزه و مقابله ارتش رژیم صهیونیستی با معترضان فلسطینی شکل گرفت و یک روز بعد یعنی شنبه، شدت یافت. جنگنده‌های رژیم صهیونیستی بیش از ۱۵۰ حمله به غزه داشته‌اند و ۲۰۰ مکان غیرنظامی از جمله منازل مسکونی، مساجد، مغازه‌های تجاری، سازمان‌های رسانه‌ای و زمین‌های زراعی را هدف قرار داده‌اند. در مقابل، تایمز اسرائیل گزارش کرده که گروه‌های مقاومت تاکنون ۴۵۰ موشک به سمت سرزمین‌های اشغالی شلیک کرده‌اند. مقاومت فلسطین نیز اعلام کرده این آغاز یک نبرد طولانی است، اما نبرد اخیر در چه شرایطی شروع شده و اهداف آن چیست؟

 

در شرایط کنونی پرونده فلسطین به مرحله بسیار حساسی رسیده و براساس اعلام کاخ سفید قرار است طرح موسوم به معامله قرن تا پایان ماه رمضان اعلام شود که مهم‌ترین بخش آن پایان طرح دو دولت و عدم بازگشت آوارگان به فلسطین است. علاه بر این قرار است بخش‌های بیشتری از کرانه باختری به اسرائیل ملحق شود. این مسئله به معنای آن است که ترامپ به دنبال حل و فصل پرونده فلسطین در راستای منافع صهیونیست‌ها است. البته این خواسته ترامپ به سادگی اجرا نخواهد شد و چالش‌های زیادی در مسیر وی قرار دارد. اما طرح معامله قرن حتی در صورت شکست خوردن نیز نشانه توطئه خطرناکی علیه ملت فلسطین است. مقاومت فلسطین بارها اعلام کرده که این طرح باعث شعله‌ور شدن قیام مردمی خواهد شد و حتی پس از انتقال سفارت امریکا از تل‌آویو به قدس راهپیمایی‌های بازگشت در فلسطین در حال برگزاری است. به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین دلایل شلیک ۴۵۰ موشک به سمت اسرائیل هشدار به ترامپ و نتانیاهو در مورد عواقب معامله قرن است.


علاوه بر این نیروهای مقاومت به دنبال تثبیت قدرت بازدارندگی خود هستند. در شرایط کنونی موشک‌های مقاومت فلسطین توانسته‌اند برخی مناطق اسرائیل را برای نخستین بار هدف قرار دهند که این نشان‌دهنده پیشرفت موشک‌های حماس است. موشک‌های مقاومت فلسطین اکنون می‌توانند تمامی مناطق اشغال شده را هدف بگیرند و قدرت انفجاری بالایی دارند، این به معنای آن است که تأسیسات و زیرساخت‌های نظامی و استراتژیک اسرائیل زیر آتش آنهاست. رآکتور هسته‌ای دیمونا از مهم‌ترین اهداف استراتژیکی است که می‌تواند هدف موشک‌های مقاومت قرار بگیرد. این تأسیسات رآکتور در فاصله ۷۰ کیلومتری نوار غزه قرار دارد و از مهم‌ترین تأسیسات در اراضی اشغالی محسوب می‌شود.

فرودگاه بین‌المللی بن‌گوریون نیز که در مرکز اراضی اشغالی واقع شده یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های استراتژیکی است که این رژیم از هدف قرار گرفتن آن‌ها نگران است و در صورت رسیدن موشک‌های مقاومت به آنجا پروازها متوقف می‌شوند، به همین دلیل صهیونیست‌ها با بروز هر تنشی، مسیرهای پروازی از این فرودگاه و به مقصد آن را تغییر می‌دهند. اکنون با افزایش برد موشک‌های مقاومت و پوشش تمامی اراضی اشغالی، مجتمع پتروشیمی حیفا که شامل تعدادی زیرساخت پالایش و انبار مواد پتروشیمی قابل نشت است، در خطر قرار گرفته است. یوسف الشرقاوی، افسر بازنشسته و کارشناس نظامی در گفت‌وگو با خلیج‌آنلاین گفته که موشک‌های مقاومت اکنون می‌توانند تمامی نقاط نظامی و استراتژیک اسرائیل را هدف بگیرند. در واقع مقاومت فلسطین به دنبال نهادینه کردن بازدارندگی خود در برابر اسرائیل است. به دنبال تشدید حملات به اراضی اشغالی، نتانیاهو در مناطق همجوار غزه، «وضع فوق‌العاده» اعلام کرد. سال گذشته نیز مقاومت چنین شرایطی را بر اسرائیل تحمیل کرد و در جنگ دو روزه ۱۹ و ۲۰ آبان ۹۷ حماس توانست تل‌آویو را مجبور به آتش‌بس و توافقی مبنی بر ورود برخی تجهیزات و کمک‌های مالی قطری‌ها به نوار غزه نماید.


دلیل دیگری که می‌توان آن را احتمالی برای چرایی تنش روزهای اخیر دانست، برگزاری مسابقات اروپایی آواز یورو ویژن در سرزمین‌های اشغالی است. این مسابقات در اروپا و جهان طرفداران زیادی دارد، به گونه‌ای که برخی رسانه‌ها آن را مهم‌ترین مسابقه هنری جهان و پربیننده‌ترین مسابقات پس از جام جهانی فوتبال می‌دانند. اهمیت و نگاه ویژه جهانیان به این مسابقه، فرصتی طلایی پیش روی مقاومت برای دیکته کردن خواسته‌های خود به تل‌آویو و نشان دادن دست برتر موقعیت خویش خواهد بود. این مسابقات قرار است ۲۴ اردیبهشت در تل‌آویو برگزار شود. نکته مهم این است که گروه‌های مقاومت پیش از این تهدید کرده بودند که اسرائیل در زمان برگزاری مسابقات یوروویژن امن نخواهد بود. با شروع عملیات موشکی اخیر، جهاد اسلامی در پیامی به مسابقات یوروویژن هم اشاره کرد: «دشمن را از برگزاری هرگونه جشنواره‌ای (مسابقات اروپایی آواز یوروویژن) محروم می‌کنیم.»


از سوی دیگر نتانیاهو هنوز موفق به تشکیل دولت نشده است و برای این کار به آرای حزب تحت رهبری لیبرمن به شدت نیازمند است. برخی کارشناسان معتقدند که نتانیاهو در تلاش برای جلب رضایت حزب به‌شدت راستگرای «خانه ما» به رهبری آیگدور لیبرمن برای حضور در کابینه و تشکیل دولت، اگر همچنان بخواهد حملات علیه غزه را به‌رغم هزینه‌های امنیتی آن ادامه دهد، در این صورت قمار نتانیاهو می‌تواند منجر به تحمیل شرایط امنیتی سختی برای اسرائیل شود.


نتانیاهو اکنون بر سر یک دوراهی بزرگ قرار گرفته است. از یک طرف اگر بخواهد در برابر موشک‌های مقاومت فلسطین به صورت کجدارو مریز ادامه دهد نیروهای مقاومت موفق به نهادینه کردن قدرت بازدارندگی خود خواهند شد که این مسئله باعث خواهد شد نیروهای تندرو صهیونیستی فشارها را بر دولت اسرائیل افزایش دهند و از سوی دیگر در صورت وارد شدن نتانیاهو به نبردی دیگر با مقاومت غزه احتمال تکرار نتایج جنگ دوروزه و شکست تل‌آویو وجود دارد که در این صورت باید عمر دولت نتانیاهو را بسیار کوتاه دانست، چرا که شکست در جنگ دو روزه باعث فروپاشی کابینه نتانیاهو و انتخابات زودهنگام شد.

آخرین مطالب