پر بازدیدترین مطالب

التهاب در بازار ارز با تناقضات فکری در دولت


آنچه به عنوان کاتالیزور در ایجاد التهاب بازار ارز نقش ایفا کرده توجیه و استقبال برخی از مشاوران رئیس‌جمهور و تناقض در گفتار رئیس‌جمهوری مبنی بر وجود درآمدهای ارزی بهتر در سال جدید با اظهارات مشاور ویژه و بی‌اعتمادی مردم به تحقق وعده‌های رئیس‌جمهور است.
به گزارش سخن آشنا روزنامه «جوان» در یادداشتی از «مهران ابراهیمیان» نوشت:

1- دکتر نیلی در یادداشتی و در همین ایام که قیمت ارزهای خارجی ثانیه‌ای رکورد می‌زند، نوشته است: سیاست‌های ارزی کشور طی چهار دهه گذشته همواره مبتنی بر ثابت نگاه داشتن نرخ ارز، مستقل از تورم بوده است. از آنجا که این سیاست امکان تحقق عملی را در بلندمدت ندارد، نرخ ارز در دوره‌هایی که منابع اقتصاد اجازه داده است ثابت نگاه داشته شده و پس از آن، طی یک یا چند جهش به مقدار تعادلی خود رسیده است. اما این نحوه تعدیل نرخ ارز فقط به بی‌ثباتی دامن زده و اثرات آن بسیار متفاوت با شرایطی است که تعدیل نرخ به طور هموار صورت می‌گیرد. وقتی نرخ ارز در خلاف جهت تورم تثبیت می‌شود، بالاترین و مؤثرترین کمک به تولیدکنندگان خارجی صورت گرفته و بیشترین صدمه به تولیدکنندگان داخلی وارد می‌شود. وی در ادامه کسانی را که موافق تثبیت نرخ ارز با روش‌های منطقی هستند نیز با چوب یک‌جانبه‌گرایی و مطلق‌گرایی زده و نوشته است: واردات بدون تعرفه در شرایطی که نرخ تعرفه بالاست، به امتیازی بزرگ تبدیل می‌شود. گروه‌هایی که امکان استفاده از این شرایط را پیدا می‌کنند، به مدافعان پرو پا قرص سیاست تثبیت نرخ ارز تبدیل می‌شوند و اینچنین است که فساد مبتنی بر بهره‌مندی از رانت واردات بدون تعرفه برای گروه‌های خاص شکل می‌گیرد. یادمان باشد که همه اینها ریشه در تثبیت نرخ ارز مستقل از تفاوت معنادار تورم داخلی با تورم خارجی دارد.

2- اکبر ترکان چند روز پیش در گفت‌وگویی از افزایش قیمت دلار حمایت کرده و گفته است: اینکه قیمت دلار بالا رفت کار خوبی بود، چاره‌ای نبود چون آن موقع مصنوعی قیمت دلار را پایین نگه داشته بودند، وقتی سطح عمومی قیمت‌ها بالا می‌رود، دلار هم بالا می‌رود. نمی‌شود تقاضای عمومی قیمت‌ها بالا رود، اما دلار بالا نرود؛ چراکه این موجب شکست اقتصاد می‌شود. دلار ارزان بماند، ولی تورم باعث می‌شود که کالای داخلی گران شود. وی با بیان اینکه دولت کوشش عبثی می‌کرد که جلوی افزایش قیمت دلار را بگیرد، میلیارد‌ها دلار هم پول تزریق کرد ولی نشد، تصریح کرد: دولت خلاف جریان حرکت اقتصاد حرکت می‌کرد، وقتی تورم وجود دارد سطح عمومی قیمت‌ها بالا می‌رود، یعنی کالای ایرانی سال‌به‌سال به اندازه تورم افزایش قیمت پیدا می‌کند و وقتی که دلار ثابت باشد، کالا‌های وارداتی هم دارای قیمت ثابت هستند.

3- رئیس‌جمهور در گفت‌وگوی تلویزیونی در بهمن‌ماه گفته بود: «مردم نگران تأمین ارزی نباشند؛ چراکه تا اواخر سال، 90میلیارد دلار درآمد ارزی و 75میلیارد دلار مخارج ارزی ماست و سال آینده درآمد ارزی ما از امسال بیشتر خواهد بود.» وی درباره‌ نوسان نرخ ارز گفته بود: نرخ ارز باید کاهش پیدا کند و کاهش پیدا می‌کند. نوسانات ارزی بلندمدت نخواهد بود.

4- حسام‌الدین آشنا مشاور رئیس‌جمهور در توییتی روزگذشته بعد از اظهارنظرهای اخیر مشاوران اقتصادی رئیس‌جمهور نوشته است: ارز ارزان می‌شود اما نه با مماشات با محتکران جسور اسکناس و قاچاقچیان قهار اربیل و استانبول.

این چهار موضع‌گیری و اظهارنظر‌ها تنها بخشی از اظهارات چهار مسئول دولت است که بدون در نظر گرفتن شرایط و واقعیت‌ها بیان شده و رسانه‌ها هم آنها را انعکاس داده‌اند. در همین حال، روزگذشته فضای مجازی نیز پر شده بود از ویدئو‌های رئیس‌جمهور آقای دکتر حسن روحانی که در نشست خبری با رسانه‌ها از مردم می‌خواهد، وارد فضای پرریسک خرید ارز خارجی نشوند و در مسیرهای بهتری به سرمایه‌گذاری بپردازند.
اما از زمانی که این درخواست از سوی رئیس‌جمهور مطرح شد، تنها نرخ هر دلار از 4 هزار و 200 تومان به بیش از5 هزار و 800 تومان افزایش یافت، یعنی هزار و 600 تومان گران شده است. به عبارت بهتر از بهمن سال گذشته، کمتر از سه ماه پیش تا به امروز هرکس به حرف آقای روحانی اعتماد داشته ارزش دارایی‌های پولی‌اش حدود 30 تا 37 درصد آب رفته است و هر کس به مطالب رسانه‌های حامی‌اش و گوشه و کنایه‌های کارشناسان اقتصادی اطراف و اکناف رئیس‌جمهور گوش داده موفق به حفظ دارایی‌ها و سود 37درصدی رسیده است !
به نظر می‌رسد، عوامل مهم و متعددی در التهاب بازار ارز دخیل باشد که از جمله مهم‌ترین عوامل آن افزایش حجم نقدینگی در پنج سال اخیر، هیجانی‌شدن طیف وسیعی از مردم در کنار عوامل خارجی و انتظار خروج یک‌طرفه امریکا از برجام، محدودیت در عرضه ارز‌های فیزیکی و خارجی دخیل باشند که انصافاً نباید آنها را نادیده گرفت و همه تقصیر‌ها را برگردن دولت انداخت.
با این حال آنچه به عنوان کاتالیزور در ایجاد التهاب بازار نقش ایفا کرده توجیه و استقبال برخی از مشاوران رئیس‌جمهور و تناقض در گفتار رئیس‌جمهوری مبنی بر وجود درآمدهای ارزی بهتر در سال جدید با اظهارات مشاور ویژه و بی‌اعتمادی مردم به تحقق وعده‌های رئیس‌جمهور است. همچنین جو روانی موجود نوعی پریشانی افکار در اطلاع‌رسانی از سوی مشاوران رئیس‌جمهور، بلبشو در تصمیم‌گیری بانک مرکزی برای کنترل بازار ارز و واسپاری فضای رسانه‌ای به حامیان افزایش قیمت دلار از سوی دولت دیده می‌شود که به نظر باید هر چه سریع‌تر به آنها سامان داد.

اوج وقاحت سران مرتجع عرب


جنایات جنگی صهیونیست‌ها علیه مردم مظلوم فلسطین این روزها ابعاد شرم آوری به خود گرفته است.

به گزارش سخن آشنا، جنایات جنگی صهیونیست‌ها علیه مردم مظلوم فلسطین این روزها ابعاد شرم آوری به خود گرفته است. فلسطینی‌ها با اراده و روحیه‌ای تازه، قیام پرخروشی را علیه اشغالگران صهیونیست به راه انداخته‌اند و با شعار استراتژیک «جمعه بازگشت» از هر سوی سرزمین‌های اشغالی به حرکت درآمده و صحنه‌های پرشکوهی از قیام یکپارچه فلسطینی‌ها را به نمایش گذاشته‌اند. ارتش صهیونیستی به کمک تک تیراندازان علیه جوانان و نوجوانان فلسطینی وارد عمل شده و با حملات وحشیانه خود در همان اولین روز قیام فلسطینی‌ها 18 تن از جوانان و نوجوانان را به خاک و خون کشید.

آویگدورلیبرمن وزیر جنگ رژیم صهیونیستی ضمن تقدیر از جنایات ارتش و نیروهای ویژه رژیم صهیونیستی خواستار شدت عمل بیشتر علیه فلسطینی‌ها شده و این جنایات وحشیانه را در چارچوب ضرورت دفاع از خود، توجیه کرده است. تشدید و ادامه این فجایع تکان دهنده تا امروز تعداد شهدای فلسطینی را به 31 تن و مجروحین را به مرز سه هزار نفر رسانده است.
اگرچه رسانه‌های استکباری مانع انعکاس جنایات جنگی صهیونیست‌ها می‌شوند ولی به برکت وجود فضای مجازی، دنیای معاصر از ابعاد گسترده فجایع در سرزمین‌های اشغالی آگاه شده و با به راه انداختن تظاهرات گسترده‌ای در آمریکا، اروپا و هر جای دیگر نسبت به جنایات جنگی اشغالگران واکنش نشان داده‌اند.
انعکاس همین اعتراضات گسترده به درون فضای سیاسی کشورها نیز با واکنش‌های متفاوتی مواجه گردیده است. «جرمی کوربین» رهبر حزب مخالف دولت حاکم انگلیس ضمن طرح موضوع جنایات جنگی صهیونیست‌ها در مجلس عوام انگلیس، جنایات ارتش صهیونیستی را تنفرانگیز نامیده و خواستار تلاش برای توقف جنایات جنگی صهیونیست‌ها و واکنش رسمی دولت لندن در این زمینه شده است.
علاوه بر این، جنایات شرم آور اشغالگران به حدی است که فلسطینی‌ها از مجامع بین‌المللی استمداد کرده و خواستار اعمال فشار بر صهیونیست‌ها برای توقف این جنایات شده‌اند. آنچه در این میان بسیار حیرت انگیز است، سکوت مرگبار دنیای عرب در قبال جنایات صهیونیست‌هاست که نه تنها در حد سکوت با این جنایات رفتار کرده اند، بلکه دقیقاً همین روزها رژیم مفلوک آل سعود با صهیونیست‌ها نرد عشق می‌بازد.
محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی با سفر به آمریکا، برای نخستین بار به صورت آشکار و رسمی، موجودیت ناپاک رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت و از حق اشغالگران برای زندگی آرام در فلسطین سخن به میان آورد! این در واقع به منزله تایید و حمایت از جنایات جنگی اشغالگران است که دقیقاً همزمان با جنایات اشغالگران، از موجودیت و حق زندگی آرام در سرزمین‌های اشغالی درباره آنها سخن گفته است.
صهیونیست‌ها از همان بدو شکل گیری غده سرطانی رژیم صهیونیستی با رژیم آل سعود ارتباط پنهانی داشته‌اند و چنین ارتباطی حتی برای یک لحظه هم قطع نشده است لکن آشکارسازی چنین روابطی آن هم از جانب ارتجاع عرب تازگی دارد و نشانگر اوج وقاحت رژیم‌های مرتجع عرب است.
این آرزوی سران ارتجاع عرب است که تصور می‌کنند می‌توانند واقعیت ‌های عینی و ملموس را تحریف کنند و بر آن سرپوش بگذارند ولی روند تحولات منطقه و آگاهی روزافزون ملت‌ها چنین اجازه‌ای را به حامیان اسرائیل نمی‌دهد. تصادفی نیست که این روزها تصاویر سلمان و فرزندش در فلسطین همزمان با تصویر نتانیاهو توسط فلسطینی‌ها به آتش کشیده می‌شود. آل سعود تصور می‌کرد که می‌تواند رهبری دنیای عرب را با پول و ریخت و پاش‌های بی‌حد و مرز در اختیار بگیرد و دنیای عرب را به آغوش اشغالگران صهیونیست بیندازد و اوضاع منطقه را به کام صهیونیست‌ها و اربابان آنها پیش ببرد.
نخستین سفر خاورمیانه‌ای دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا با همین امید و آرزو به ریاض انجام شد که در همان سفر اجماع 54 کشور عربی و اسلامی علیه ایران و محور مقاومت اعلام شد ولی حتی به مدت یک روز هم دوام نداشت. آن سفر و پیامدهای ناپایدارش می‌بایست به اندازه کافی برای آل سعود و حامیانش هشدار دهنده می‌بود و به آنها نشان می‌داد که اراده سیاسی ملت‌ها و محور مقاومت اجازه نخواهد داد حامیان اسرائیل برای خود برنامه ریزی کنند و با دست رژیم‌های فاسد و وابسته اهداف ناپاک خود را به پیش ببرند.
سکوت مرگبار اتحادیه عرب در قبال جنایات جنگی صهیونیست ‌ها نشانه چراغ سبز رژیم‌های فاسد عرب است تا اشغالگران بدون توجه به پیامدهای جنایات خود بیشترین شدت عمل را نسبت به فلسطینی‌ها نشان دهند و نگران عواقبش نباشند. اینکه فلسطینی‌ها به جای استمداد از ارتجاع عرب و سازمان کنفرانس اسلامی، دست به دامان مجامع بین‌المللی شده‌اند، به خوبی نشان می‌دهد که آنها کمترین امیدی به مجامع به اصطلاح خودی، ندارند. شاید استمداد از مجامع بین‌المللی هم بی‌نتیجه باشد ولی استمداد از رژیم‌های فاسدی که پیشاپیش در خدمت صهیونیست‌ها و اربابان غربی آنها هستند، از همان ابتدا بیهوده به نظر می‌رسد. اما چرا اتحادیه عرب حداقل برای حفظ ظاهر هم که شده، یک بیانیه در این زمینه صادر نمی‌کند؟ پاسخ روشن است؛ وقتی آنها خود را وامدار آمریکا و صهیونیست‌ها می‌دانند، چگونه می‌توانند علیه حامیان خود موضع گیری کنند؟
یادداشت جمهوری اسلامی/

برجام و توهمی که باور شد


حالا که زمزمه‌های خروج آمریکا از برجام شنیده می‌شود، ژنرال‌هایی که دور زدن تحریم‌ها را «قاچاق نفت» عنوان می‌کردند در خلأیی بزرگ قرار گرفته‌اند.


به گزارش سخن آشنا، وحید حاجی پور در یادداشتی در روزنامه جوان نوشت:

حالا که زمزمه‌های خروج امریکا از برجام شنیده می‌شود، ژنرال‌هایی که دور زدن تحریم‌ها را «قاچاق نفت» عنوان می‌کردند در خلأیی بزرگ قرار گرفته‌اند. رفتارهای هیجانی بر پایه ویراژهای سیاسی، حزبی و جناحی حالا جای خود را به یک نگرانی بزرگ داده است.

«مستی» که برجام به دولتمردان و منتفعان آن داده بود، اینک یک پشیمانی بزرگ بر بار آورده است.

البته این واقعیت از نظر رسانه‌ها و مریدان آن دور است، نه می‌توانند اشتباهات خود را بپذیرند و نه می‌خواهند. همان روزهایی که برجام در حال به ثمر نشستن بود، عده‌ای متأسفانه تعدادشان در مدیریت ارشد هم کم نیست، دوران گذشته را تمام شده می‌دانستند و مدام می‌گفتند، قرار است معجزه شود چه تیترهایی هم که عَلَم نشد.

کسانی که از کنش‌های پس پرده آگاه بودند، جناح حاکم را به خویشتنداری و دوری‌کردن از برخوردهای احساسی دعوت می‌کردند، ولی کسی را گوش شنوا نبود.

به‌قدری از برجام و فواید آن انتظار‌سازی شد که دولت هم احساس خطر کرد، رسانه‌های کوچک و بزرگ برجام را بزک می‌کردند و در چنین شرایطی تصمیمات عجیبی گرفته شد که یکی از آنها، بستن رسمی راه‌های دور‌زدن تحریم بود.

اقدامی که نخستین برونداد تصمیم‌گیری در دوران پسابرجام بود، آدرس «راه فرار» را فریاد زدند با این خیال که اروپایی‌ها به ایران سرازیر می‌شوند؛ فراموشکار شدند و از یاد بردند چه روزهای سختی از سر گذرانده شد.
چنین برخودرهایی از سیاستمدارانی که جامه «عقل کل» را بر تن خود «اندازه» می‌دانند، چندان عجیب هم نبود و هرچه از عواقب اینگونه تصمیم‌گیری‌ها به دفاتر راهی شد، راه به جایی نبرد. برجام که به پیش رفت تنها عایدی‌اش آزادسازی فروش نفت ایران بود اما همچنان مشکلاتی در انتقال پول نفت ایران به‌وجود آمد. کسانی که گذشته را فراموش کرده بودند و بدون توجه به برقراری توازن بلوک‌های قدرت تصیم‌گیری می‌کردند با مشکلات دیگری مواجه شدند.

انتقال ارز پتروشیمی‌ها که در دوران تحریم با مشکل جدی مواجه نشده بود با محدودیت‌های بسیاری مواجه شد و تا به امروز هم ادامه دارد. امارات در چنین مسیری برنامه‌اش را به پیش برد و ترکیه هم به دلیل محاکمه رضا ضراب و هالک بانک کمی عقب کشید.

وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران هم با چنین برخوردهای احساسی، چینی‌ها را آماج انتقادات شدید خود قرار داد و آنها را از میدان آزادگان جنوبی اخراج کرد، فرمول کاری خود را با این کشور به زیر رادیکال برد تا چینی‌ها بابت چنین اتفاقاتی در فکر جبران باشند.

انتقاد اساسی به وزارت نفت آن بود که چرا و چگونه بدون مذاکره و مستندسازی اختلافات، چنین تصمیمی را اتخاذ کرد و بعد از آن، به زیر نتیجه مذاکرات خود با شرکت‌ساینوپک زد و امروز به شکل تأسفباری، ناز این شرکت را می‌کشد؟

همه این توهمات که ایران پس از برجام، پادشاهی می‌کند و با تغییر ریل از شرق به غرب، در مسیر توسعه قرار می‌گیرد، تبدیل به یک باور و همه پل‌های پشت سر ویران شد.

راه‌های دورزدن تحریم‌ها تقبیح شد و چنان آماج حملات سیاسی قرار گرفت که گویی نظام سیاسی کشور با همه مانیفیستش دچار تغییر شده است! رهبر انقلاب بارها دور زدن تحریم‌ها را تشویق می‌کرد ولی مدیرکل روابط عمومی وزارت نفت، آن را «قاچاق نفت» عنوان کرد.

امسال، سال سختی برای دولت است، دولتی که قیمت دلار را به 5 هزار و 100 تومان رسانده است و حالا حرف از دلار 7 هزار تومانی است.

همه این مصائب از آنجا نشئت می‌گیرد که مدیران ارشد دولت غرق در امور بچه‌گانه‌ای شده‌اند که هیچ سنخیتی با منافع ملی ندارد و تنها خروجی‌اش، فشار به معیشت مردم است.

معاون اول رئیس‌جمهور، بارها از گم‌شدن میلیاردها دلار از پول نفت توسط یک شرکت نفتی گفته و وعده داده بود، در آینده جزئیات آن را بیان می‌کند ولی تا به امروز حتی به روی خود هم نیاورده است که چنین سخن نادرستی چه عواقبی در پی دارد و با ریشه نظام چه می‌کند.

وقتی انصاف متای کمیاب روحیه مدیران ارشد دولت می‌شود نباید بیش از این انتظار داشت. در این میان، کسی از «مسببان» نمی‌پرسد که چرا با منافع ملی بازی کردید؟ اگر امروز چینی‌ها برای ایران «ناز» می‌کنند، متأثر از تصمیماتی است که همه آنها منبعث از عدم دیدگاه بلندمدت و منطقی است و اگر خدایی ناکرده کشور دچار مشکلی شود، باید کسانی را بازخواست کرد که کلید «انبار محرمانه» را به دشمن اهدا کردند.

مریض‌‌‌‌‌‌تر از شهردار!


ناکارایی محدود کردن نخبگان مجاز(!) به یک دایره تنگ در اکثر زمینه‌‌های اداره کشور این روزها بیش از پیش نمایان شده است.

به گزارش سخن آشنا، ناکارایی محدود کردن نخبگان مجاز(!) به یک دایره تنگ در اکثر زمینه‌‌های اداره کشور این روزها بیش از پیش نمایان شده است. بویژه در دایره تنگ نخبگان سیاسی الیگارشیک موسوم به اصلاح‌طلب! بعد از مدتی بسیار کوتاه و هنگامی که شهردار تهران به علت بیماری می‌خواهد از سمت خود استعفا کند، شورای شهر تهران که در قبضه نخبگان سیاسی یاد‌شده است، بشدت با این امر مخالفت می‌کند. کار به جایی رسیده است که شورای شهر تهران موضوع بیمار بودن جناب نجفی را از اساس منکر می‌شود و معتقد است بیماری بهانه ایشان برای استعفاست و این امر در واقع واکنشی است به فشارهایی که دست‌های پشت‌پرده یا به عبارت دیگر آنگونه که اصلاح‌‌‌‌‌‌طلبان مدعی هستند، دولت موازی به مجموعه شهرداری تهران وارد می‌کند. حجت اصلی در این میان هم احضار شهردار تهران توسط قوه‌قضائیه برای توضیح در رابطه با ماجرای رقص جنجالی برج میلاد است. اعضای شورای شهر تهران می‌گویند این فشارها باعث شده نجفی جا بزند و عطای شهرداری تهران را به لقایش ببخشد و با بهانه کردن بیماری بخواهد خود را از مخمصه شهرداری تهران بیرون بکشد. گذشته از اینکه این گزاره و این ادعا تا چه حد به واقعیت نزدیک است، این یک سوال بسیار مهم است که چرا جناب نجفی خود چنین دلایلی را برای استعفایش مطرح نمی‌کند و اصرار دارد بیماری و بستری قریب‌الوقوعش در بیمارستان علت اصلی این امر باشد؟ آیا نجفی با کسی رودربایستی دارد یا ملاحظه مصالحی را می‌کند؟! به نظر نمی‌رسد با توجه به خاستگاهی که او از آنجا آمده است و بویژه عملکردش در جریان سال 88 که هیچ نشانی از ملاحظه‌گری و مصلحت‌سنجی در آن دیده نمی‌شد، نجفی چنین کسی باشد. تازه با وجود این واقعیت که در آن زمان هیچ پایگاه ممیزی در قدرت سیاسی کشور در اختیار همفکران ایشان نبود. با این اوصاف آیا امروز که «ریاست‌جمهوری» و «شورای شهر تهران» و «یک اقلیت قابل توجه در مجلس» از همراهان و همفکران ایشان تشکیل شده است، نجفی و امثال نجفی توجیهی برای این به‌اصطلاح جا زدن خود خواهند داشت؟! یا اساسا اعضای شورای شهر وقتی در ابتدای اردیبهشت‌ماه خبر بستری شدن چند ماهه نجفی به جهت مداوا را روی تلکس خبرگزاری‌ها مشاهده کردند، چگونه با شهروندان تهرانی مواجه می‌شوند؟! این بسیار طنزآمیز خواهد بود که این ادعای اصلاح‌‌‌‌‌‌طلبان را بپذیریم. حالا که همه چیز در دستان آنهاست، چه شخص یا گروه‌‌‌هایی می‌توانند به قدری فشار موثر وارد کنند که شهردار اصلاح‌طلب تهران بدون ذکر دلایل واقعی خود(!) مریضی‌‌‌‌اش را برای استعفا بهانه کند؟! هر تحلیلی که نسبت به این ماجرا داشته باشیم باز هم این جماعت اکنون در وضعیتی نیست که این حد از انفعال را بپذیرد. به هر حال حتی برای بازی سیاست و قرض دادن نان به جناب روحانی در این وانفسای در گل نشستن تدبیر و امید، نجفی می‌توانست با جار و جنجال و ادعای وارد آمدن فشار و ایجاد مانع و کارشکنی گسترده توسط دست‌هایی از پس پرده ابهام، استعفا کند. اما نجفی این کار را نکرد، چرا که اینقدر هوش سیاسی دارد که متوجه وضعیت این روزهای رسانه‌ها و رو شدن این شامورتی‌بازی‌ها به سادگی و بدون هیچ تردیدی در فضای مجازی و رسانه‌‌های نوین باشد؛ به هرحال چند هفته دیگر او بستری می‌شود و نمی‌شود این را از چشم رسانه‌ها و مردم پنهان کرد اما دوستان ایشان بسیار تمایل دارند این روغن ریخته را خرج امامزاده کنند و با وجود اینکه تقریبا نیمی از شورای شهر تهران بی‌میل به رفتن نجفی نیستند اما باز نمی‌توانند از فرصت مغتنمی که این امر می‌تواند برای سیاسی کردن بیش از حد فضای اداره شهر تهران به دست بدهد، بگذرند. نجفی اما نمی‌خواهد در این میان قربانی با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن دوستان خود باشد. سفت و محکم و با تاکید بیان می‌کند «به علت بیماری و نیازی که به بستری شدن طولانی‌مدت دارد نمی‌تواند شهردار شهر پر پیچ و خم و پر مساله تهران باقی بماند». به نوعی از اول هم انتخاب نجفی خارج از توان و خواست او به نظر می‌رسید. جنگ قدرت و وزن‌کشی اعضای شورای شهر تهران او را به این وادی کشید و حالا هم که می‌خواهد استعفا کند، همان جنگ قدرت و حواشی سیاسی- که سرجهیزیه اصلاح‌‌‌‌‌‌طلبان است- به انکار ادعای بیماری او و گذاشتن نان فشار و کارشکنی دیگرانی از پشت پرده را- که این هم یک تکه دیگر از سرجهیزیه اصلاح‌‌‌‌‌‌طلبان است- در سفره جناب نجفی گذشته است. تاریخ دوباره دارد تکرار می‌شود و گویی این شورای پنجم شهر نیست بلکه شورای اولی است که آنقدر درگیر حواشی و قهر و آشتی و استعفا شد که خود دولت اصلاح‌طلب دوم خرداد از بیخ منحلش کرد و صلاح ندانست نمایش مضحک نخبگان اصلاح‌طلب و دموکرات بیش از آنچه ملت را به خنده انداخته بود ادامه پیدا کند. اما پرده دوم آن طنز تلخ دوباره در حال تکرار شدن است و این‌بار از بیمار اصرار و از شورای شهر انکار!
شورای شهری که می‌خواهد هر طور هست شورای شهر اول را تکرار نکند و دست خالی خود و کم‌توانی‌اش را رو نکند. یحتمل کار به جایی برسد که جناب نجفی را مجبور کنند مدارک پزشکی خود را برای بررسی صحت و سقم ادعایش در اختیار سازمان پزشکان بدون مرز و صدالبته نه پزشکی قانونی! قرار دهد تا ناظران بی‌طرف بین‌المللی حجت را بر بزرگواران شورای شهر تهران تمام و جناب نجفی را از این مخمصه خلاص کنند. پزشکی قانونی هم مرجع مناسبی نیست، چرا که یکی از زیرمجموعه‌‌های قوه‌ای است که ادعا می‌شود در حال وارد کردن فشار به جناب نجفی و مجموعه شورای شهر و دولت است! وضعیت شورای پنجم باز گواه این مسأله است که این بافت الیگارشیک هر لحظه در قدرت بوده‌‌اند با شدت بیشتری تبر به بن خود کوبیده‌‌اند و جنبه قدرت‌داری را نداشته‌اند! در این میان اما این مردم کلانشهر بسیار پرمساله تهرانند که گروگان سیاست‌بازی عزیزان اصلاح‌طلب شده‌‌‌اند؛ کسانی که در مقام ادعا رستم دستانند و در مقام عمل شاه سلطان‌حسین‌‌های بیمار. کسانی که مدعی بودند چو بیایند همه جا را بهشت خواهند کرد و چون آمدند تازه مدعی شده‌اند ویرانه‌ای تحویل گرفته‌‌اند با کرور کرور بدهی که خود 3-2 دوره 4ساله وقت می‌خواهد که فقط بشود از لوث فساد پاکش کرد. آب پاکی همان موقع روی دستان مردم تهران ریخته شد و متوجه شدند این‌بار هم با طناب پوسیده تَکرارکننده‌ها به چاه ویل هر لحظه یک بحران و هر ساعت یک بامبول اصلاح‌‌‌‌‌‌طلبان افتاده‌‌‌اند. دوباره دعوای تکراری مشارکتی/کارگزارانی به راه افتاده است با کمی تفاوت در بازیگران و نام‌ها ولی با همان مختصات و همان دست فرمان سابق. الیت بعدی که تهران را باید نجات دهد به احتمال فراوان جناب محسن هاشمی خواهد بود. این جار و جنجال شورای شهر تهران درد زایمان شورای شهر است برای آمدن شهردار جدید. گویا تا الان حاملگی رخ داده برای مجموعه شورای شهر ناخواسته بوده است و این همه حاشیه حکم همان زائویی را دارد که بچه نمی‌خواسته و از این رو در پی انکار حاملگی خود است!

یادداشت وطن امروز/ امیر استکی

آمریکا از برجام خارج شده است! نقطه سر خط!


افراد خوشبین و همچنین برخی کشورهای اروپایی در ظاهر هنوز منتظر تعیین وضعیت برجام در ماه آینده میلادی توسط دولت آمریکا هستند. در حالی که برخی تحلیل‌گران اقدامات این دولت در اکتبر 2017 را خروج از برجام تفسیر کرده‌اند.
به گزارش سخن آشنا، روزنامه خراسان دریادداشت امروز خود نوشت:

مرور گزارش های تحلیلی رسانه های جهان و همچنین بررسی نوشته های صاحب نظران حوزه بین المللی مبین این واقعیت است که بحث ماندن یا خروج آمریکا یکی از موضوعاتی است که می تواند تاثیرات متفاوتی در روند مبادلات اقتصادی، سیاسی و حتی حقوقی کشورهای دیگر با جمهوری اسلامی ایران داشته باشد.

افراد خوشبین و همچنین بعضی از کشورهای اروپایی در ظاهر هنوز منتظر تعیین وضعیت برجام در ماه آینده میلادی توسط دولت آمریکا هستند. در حالی که بعضی از تحلیل گران اقدامات دولت آمریکا در اکتبر 2017 را خروج از برجام تفسیر کرده اند.

بعضی دیگر هم 20 ژانویه 2017 یعنی روز تحلیف دولت جدید آمریکا با سیاست های مبهم را نقطه خروج آن ها از روند برجام می دانند.

اکنون مهم این نیست که چه تاریخی را مبنای خروج یا ماندن بدانیم. یک واقعیت را باید پذیرفت که آمریکا نه تنها از برجام خارج شده، که حتی با سیاست های فرسایشی، دیگر بازیگران اعم از خرد و کلان را نیز عملا از گود برجام خارج کرده و خواهد کرد!! در این جا فقط به عنوان نمونه و بدون وارد شدن به محتوای این اقدامات، مواردی را مرور می کنیم.

1- در عرصه بین المللی یک اصل همیشه بدون تغییر بوده و خواهد بود؛ " منافع ملی ".

بنابراین برای تامین این اصل سیاست تهدید شرکت ها و بانک ها توسط سیستم خزانه داری و دادگستری آمریکا روشی است که همیشه نهایت استفاده را از آن داشته و خواهد داشت.

کمی با خودمان صادق باشیم! هیچ بانک معتبری با ایران مراوده مالی به صورت معمول ندارد. آمارها وگزارش های منتشر شده نیز واقعا نیازمند تحلیل جدی است. معدود بانک های محلی و کوچک نیز یا به فکر سرکیسه کردن تجارایرانی هستند یا مثل Pilatus Bank در دام سیستم خزانه داری آمریکا و نظارتی اروپا گرفتار می شوند که نه تنها باعث هدر رفتن میلیون ها دلار سرمایه صاحبان آن و سپرده گذاران می شود بلکه دستاویزی می شود برای لابی های ضد ایرانی تا بتوانند معدود فعالان مالی و اقتصادی دنیا را از تعامل با ایران باز دارند.

2- پرونده سازی برای شرکت ها و نهادها اعم از ایرانی و خارجی و محاکمه آن ها با عنوان جرایم دور زدن تحریم ها؛ این سیاست و روش اگر چه جدید نیست، ولی علاوه بر این که باعث ایران هراسی می شود، اکنون یک منبع درآمد برای دولت آمریکا شده است که با مذاکره یا پرونده سازی وکشیدن پای اشخاص به سیستم پلیسی و قضایی آمریکا، صدها میلیون دلار به صندوق ویژه اختصاص داده شده بدین منظور افزوده شود.

در این خصوص میلیاردها دلار در قالب مصالحه از بانک ها و شرکت های بزرگ اروپایی دریافت می شود، به عنوان مثال حتی یک موسسه غیر انتفاعی نروژی را تهدید به طرح دعوا و مجبور به پرداخت چندین میلیون دلار حق مصالحه کرده اند. بازداشت شهروندان ایرانی به بهانه دور زدن تحریم ها نیز نمونه دیگر آن است.

3- لابی و فشار به خطوط اعتباری اروپایی برای قطع مراوده با ایران؛ نمونه آشکار آن اعلام توقف همکاری و بستن خط اعتباری بانک اتریشی است (حتی اگر مانور رسانه ای باشد ). در این زمینه لابی های خاص با فعالیت بسیار زیاد و به کار گیری بزرگ ترین شرکت‌های مشاوره ای دنیا، رسانه ها و موسسات حقوقی چند ملیتی، ضمن رصد کردن تمام
فعالیت های مرتبط با ایران، با تهدید، تطمیع و کارشکنی، در صدد ایجاد مانع در راه مراودات شرکت های خارجی با ایران هستند.

نتیجه:
فرصت ها در عرصه بین المللی چونان ابر بهار بسیار زودگذر هستند. اکنون نیز ماه عسل برجام و موج اولیه سرمایه گذاران تمام شده است! حال این که چرا نتوانستیم از این فرصت بهترین بهره برداری را داشته باشیم در حوصله این نوشتار نیست .

اما در عرصه بین المللی نا امیدی پاشنه آشیل یک ملت است. اکنون وقت کشیدن شمشیر نقد روی تیم دلسوز مذاکرات هسته ای یا مخالفان برجام نیست. بلکه زمان آن است که با درایت و برنامه ریزی ققنوس وار سر از آوار بر آوریم و فرصت سازی کنیم.

باید با واقعیات مواجه شدو بر اساس واقعیات برنامه ریزی کرد. اکنون زمان آن نیست که گروه ها و افراد انگشت اتهام را به سمت هم نشانه بروند بلکه زمان پای کار آمدن تیم های قوی رسانه ای، حقوقی، اقتصادی، اجتماعی و مذاکراتی است که واقعا مرد میدان سختی ها هستند.

اکنون باید فریاد زد آی مدیران، سیاست ورزان، صاحبان صنایع و بنگاه های اقتصادی و متولیان فرهنگی، به هوش باشید! بذرهای نا امیدی که دوستان کم خرد و دشمنان با سیاست در دل مردم به ویژه جوانان کاشتند در حال جوانه زدن است!

آی هموطنان، در دنیای سرمایه داری و معادلات نوین بین المللی هیچ کشوری منجی نمی شود مگر این که منابع و عزت آن ها را به تاراج ببرد. پس اگر من و ما آستین همت بالا نزنیم، کاشانه مان را باد خواهد برد!
همت کنیم، کشور برای یک گروه و مذهب و قوم خاصی نیست، ایران است و بس، هنوز فرصت های دفع مشکلات و رفع ناامیدی هست، اندکی تاخیر مساوی است با نابودی اعتبار و غرور و پیشینه یک ملت.

آخرین مطالب