پر بازدیدترین مطالب

روحانی نگفت مشکلات کشور را حل می‌کنم بلکه گفت در این راه تلاش می‌کنم!


«محمدصادق جوادی حصار» فعال سیاسی مدعی اصلاحات در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت: «تمام افراد سیاسی کشور می‌دانند که برای همان حداقل اختیاراتی که در اختیار رئیس‌جمهور است نیز رقابت وجود دارد. یعنی جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب تلاش می‌کنند تا بتوانند این حوزه را در اختیار داشته باشند که در حیطه اختیارات- هر چند کم- بتوانند به ایفای نقش بپردازند».

سخن آشنا- این فعال مدعی اصلاحات در ادامه گفت: «رئیس‌جمهور گفته ما در حوزه‌های مختلف تلاش می‌کنیم تا مسائل را حل کنیم. نباید به رئیس‌جمهور خرده گرفت که چرا تاکنون این اتفاق نیفتاده، به این دلیل که نتیجه نهایی در اختیار رئیس‌جمهور نیست. رئیس‌جمهور نگفت من حتما این مشکل را حل می‌کنم، بلکه گفت در این راه تلاش می‌کنم. رئیس‌جمهور و دولت تلاش خود را انجام دادند، اما همه می‌دانند که به موازات تلاش‌‌ها، چه حاشیه‌هایی هم به وجود می‌آمده است».
جوادی حصار افزود: «نباید ظلم کنیم و چیزی که در اختیار رئیس‌جمهور نیست را از وی بخواهیم و سپس وی را مورد هجمه قرار دهیم؛ این ظلم است».
فرافکنی با چاشنی توهین به شعور مردم از سوی طیف مدعی اصلاحات هر روز ابعاد گسترده تری به خود می‌گیرد.
حالا که حنای «دولت قبل» و «دولت پنهان» و «تحریم‌ها» دیگر رنگی ندارد، حامیان دولت برای فرار از پاسخگویی و امتناع از ارائه گزارش عملکرد، به ترفند نخ نمای «اختیارات محدود رئیس‌جمهور» روی آورده‌اند.
این ادعای مضحک که «روحانی نگفت مشکلات کشور را حل می‌کنم، بلکه گفت در این راه تلاش می‌کنم» شباهت بسیاری به وعده 100 روزه روحانی و سپس انکار این وعده از سوی وی دارد. روحانی در سال 92 گفته بود «راه‌حل‌های کوتاه‌مدت یک ماه و 100روزه برای حل مشکلات و معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی در دولت تدبیر و امید پیش‌بینی شده است که با این برنامه ما می‌توانیم در یک فرصت کوتاه شاهد تحول اقتصادی باشیم». اما روحانی در سال 96 در اقدامی تأمل برانگیز با انکار این وعده گفت: «من اعلام کردم در پایان 100 روز دولت خود اعلام می‌کنم که چه کرده‌ام. آدمی که عقل نداشته باشد می‌گوید در 100 روز مشکلات را حل می‌کند»!
نکته قابل توجه اینجاست که روحانی چندی بعد در جریان رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری 96 دوباره گفت: «یک اقداماتی در طول این سه سال و نیم انجام گرفته است که آن اقدامات باید ادامه پیدا کند، یک اقدامات جدیدی هم هست که در برنامه 100 روزه و همچنین در برنامه چهار سال انجام خواهد شد»!
لازم به ذکر است که در سال ۹۲ و در جریان رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری، روحانی قسم جلاله خورد که «اگر مشکلات این کشور راه‌حل نداشت من کاندیدا نمی‌شدم». اما حالا علی‌رغم سپری شدن ۶ سال از عمر دولت، روحانی در اظهارنظری تأمل برانگیز گفته است که اختیارات دولت در حوزه‌های مختلف از جمله اقتصاد و سیاست خارجی محدود است.
برجام نبود، چه می‌شد؟
روزنامه ایران دیروز در مطلبی نوشت: «در پاسخ به مخالفان برجام، باید بپرسیم که با آمدن شخصی مثل ترامپ، براستی اگر توافقنامه‌ای به‌نام برجام نبود، چه اتفاقی می‌افتاد؟ آیا جز تحریم‌هایی که از دوران اوباما پایه‌گذاری می‌شد، تحریم‌ها و اتفاقات دیگری در راه نبود؟!»
اتفاقی که می‌افتاد، تقلای ترامپ برای رسیدن به همین توافق هسته‌ای بود با این آرزو که از داخل هم رئیس‌جمهور با دستبند «خرانه خالی است» دست مذاکره‌کنندگان در چانه زنی را از پشت ببندند! برجام ابزاری دلچسب برای افزایش گستاخی و زیاده‌خواهی آمریکا و اروپا علیه ایران است. برجام برنامه هسته‌ای را نابود کرد، ترامپ هم که شیره برجام را مکید، تفاله آن را دور انداخت تا با همدستی اروپا سیاست چماق و هویج علیه ایران را پیش ببرد و توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران را هم به آن اضافه کند. این شتر امروز هم با ابراز تمایل برای مذاکره، در خواب همین پنبه دانه را می‌بیند.
حقه نخ‌نمای مدعیان اصلاحات در مطلب فوق تکرار شده که اگر برجام نبود، جنگ می‌شد! موز اگر قوت داشت کمر خودش را صاف می‌کرد. برجام از ابتدا به نوشته روزنامه مدعی اصلاحات نوزادی مرده بود. نویسنده جامعه‌شناس است یا جامعه فریب؟
وقتی مدعیان قانون، قانون را زیر پا می‌گذارند
روزنامه اعتماد روز گذشته در اقدامی قابل تامل 2 صفحه سیاسی خود را به صورت کامل به هجمه علیه
صدا و سیما اختصاص داد. این روزنامه در گزارشی مسئولان صدا وسیما را به لابی‌های سنگین و تعاملات پشت پرده در ماجرای شکست طرح اصلاح‌طلبان برای نظارت بر این سازمان متهم کرد و به نقل از احمد مازنی نماینده اصلاح‌طلب مجلس نوشت: «من خواهشم این است که نمایندگان نگاه جناحی نداشته باشند و زمانی که طرح به صحن می‌آید به کلیات آن رای بدهند، چراکه در جزییات می‌توانند پیشنهاد بدهند و تغییراتی که مدنظرشان است را ارایه کنند، ما هم که تسلیم رای اکثریت هستیم. به هر حال این خیلی مهم است که هر قانونی بهتر از بی‌قانونی است. گاهی که من از این تعبیر استفاده می‌کنم، برخی همکاران یا دوستان صدا و سیما از ما ناراحت می‌شوند و فکر می‌کنند، داریم به آنها جسارت می‌کنیم و می‌گوییم صدا و سیما قانون ندارد. خیر ما منظورمان این نیست. که قانون ندارد به هر حال تا امروز صدا و سیما براساس چارچوب‌هایی؛ حال می‌خواهد، اذن رهبری باشد یا قانون سابق اداره شده اما حرف ما این است که ما می‌خواهیم برای آنها یک چارچوب اداره تعیین کنیم تا مشخص شود باید صدا و سیما چگونه اداره و یک قاعده و مقررات برای آن تعیین شود.»
گفتنی است طی روزهای گذشته دو طرح جداگانه از سوی علی مطهری نماینده اصلاح‌طلب و حجت‌الاسلام پژمانفر نماینده اصولگرایان درباره صدا و سیما به هیئت‌رئیسه داده شد که طرح اصولگرایان با 75 امضا پیش از طرح مطهری که 35 امضا داشت، ارائه شده بود و طبق آئین نامه داخلی مجلس باید زودتر در دستور کار قرار می‌گرفت اما مدعیان قانونمند شدن صدا و سیما با زیر پا گذاشتن قانون طرح علی مطهری را زودتر از طرح پژمانفر در دستور کار گذاشته‌اند و نه نوبت را رعایت کردند و نه احترام به 75 امضا را تا نشان دهند برعکس ادعا‌هایشان التزامی به قانون ندارند و بسیار خودرای هستند .
فصل انتخابات و دور تازه هجمه مدعیان اصلاحات به صدا و سیما
از سوی دیگر حمله به سازمان صدا و سيما و تلاش براي بی‌قانون و بي اعتبار جلوه دادن اين نهاد يکي از اتفاقاتي بود که با روي کار آمدن دولت تدبیر و امید شدت گرفت. هرچند که همواره انتقاداتي به عملکرد اين سازمان وارد بوده و هست و نقد عملکرد آن صرفا محدود به دوران فعاليت اين دولت نمي شود، اما نکته قابل توجه در اين زمينه فشار بي امان دولت به صدا و سيما براي جلوگيري از هرگونه نقدي درباره دولت در برنامه هاي رسانه ملي است. اتفاقي که به شکل بي سابقه اي در اين دولت رقم خورده و تقريبا بساط هرگونه نقدي را از برنامه‌های صدا و سيما برچيده تا رسانه ملي در زمينه نقد سياست هاي دولت از کمترين ميزان آزادي برخوردار شود.
این در حالی است که با توجه به اينکه انتخابات مجلس در راه است و اين انتخابات از حساسيت مضاعفي براي جناح هاي سياسي ايران و به خصوص جریان اصلاح‌طلب که خود را در معرض عدم پيروزي مجدد مي بينند، برخوردار است، لذا تلاش هاي اين جريان براي تغيير فضاي انتخاباتي آخر امسال از هم اکنون شروع شده است. به نظر مي آيد يکي از اولويت هاي وکيل الدوله‌ها در حمله و فضا‌سازی به صدا و سيما را مي توان در انتخابات سال ۹8 جست‌وجو کرد.
چرا که اگر قرار باشد صدا و سيما براساس وظايف ذاتي خود به تهيه و پخش برنامه هايي از وضعيت واقعي و چالش هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي کشور و کارنامه دولت و مجلس در اين زمينه بپردازد، کار براي طيف اعتدال-اصلاحات در زمستان 98 سخت‌تر از آنچه هست خواهد شد.
اقتصاد بدون نفت یعنی هر کشوری که نفتش تمام شده!
روزنامه شرق در سرمقاله دیروز در مورد اینکه چگونه اقتصاد یک کشور به جرگه اقتصاد بدون نفت می‌پیوندد، نوشت: «اگر نفت تمام شود یا فروش آن قطع شود کشور صادر‌کننده نفت خود به خود در ردیف کشورهای فاقد نفت قرار می‌گیرد» حیرت آور آنکه در ادامه این سرمقاله مدعی شده است: «یعنی اقتصاد بدون نفت یک سیاست اقتصادی محسوب نمی‌شود بلکه الزامی ناگزیر است.»!!
این سرمقاله حیرت آور سطح دانش مدعیان اصلاحات را نمایش می‌دهد. باید به این روزنامه زنجیره‌ای و نویسنده سرمقاله آن نکاتی را یادآور شد از جمله اینکه در عنوان «اقتصاد بدون نفت» چنان غرق شده‌اند که شاخصه چنین اقتصادی را وجه سلبی آن یعنی «نبودن نفت» در نظر گرفته‌اند. در حالی که از قضا ویژگی شاخص چنین اقتصادی وجه ایجابی آن است. یعنی کشوری ساز و کار اقتصادش را به‌گونه‌ای تغییر می‌دهد که از تک محصولی بودن و وابستگی به یک محصول که هم تمام شدنی است و هم بسیار شکننده (چنانکه در این تحریم‌ها دیدیم) خلاص شود. یعنی اتحاذ تدابیر و راهکارهای درست، متناسب با سایر عوامل تاثیرگذار در اقتصاد، متناسب با شرایط اقلیمی و احیانا بازار مصرف و تعیین زاویه شیب آن (که نکته بسیار مهمی است) بخشی از همان سازوکارهایی است که اتخاذ می‌شود. حالا مجموع این کارها اگر سیاستی اقتصادی نیست پس چیست؟! چرا که شرق در ادامه ادعاهای محیرالعقول دیگری مطرح کرده است!
شرق مدعی شده: «اقتصاد بدون نفت یک سیاست اقتصادی محسوب نمی‌شود»!! سپس در پایان پیشنهاد عجیب‌تری مطرح کرده که با نظرات تمام کارشناسان مغایرت داشته و عملا همان گرفتاری امروز کشور ما است. شرق در حقیقت می‌گوید چرا باید در چاه‌های نفت‌مان را ببندیم و از طریق تولید و صنعت و کشاورزی به کسب درآمد بپردازیم!! باید نفت‌مان را خوش خوشان بفروشیم و بی‌خیال نسل‌های آینده!
در سطرهای مورد نظر آمده: «پرسش اصلی این است که چه در دوران مصدق و چه اکنون چرا کشورمان به جای حل مسایل خارجی و دست یافتن به پیشرفت و توسعه[!] با بهره‌مندی کامل و اصولی از درآمد نفتی از چنین موهبت و درآمد بزرگی محروم شویم؟!»
لازم به ذکر است که اقتصاد بدون نفت یک هدف استراتژیک است که ربطی به حل مسائل خارجی و داخلی ندارد و کشورمان در هر حالی که باشد باید به آن سمت حرکت کند. اینکه روزنامه زنجیره‌ای شرق آن را به مسایل خارجی پیوند زده از کج فهمی از این موضوع ناشی می‌شود. چنانکه در ینگه دنیا بخش قابل توجهی از منابع نفت خود را با این سیاست «اقتصاد بدون نفت» همچنان حفظ کرده‌اند.
اگر راست می‌گویید ...
علی مطهری دیروز در روزنامه ایران نوشت: «اقدام دیگری که دولت باید انجام دهد این است که روابط خود را با کشورهای عربی که با بهانه‌های بعضاً واهی به سردی گراییده است بهبود بخشد. برخی از آنان از ترس ما به دامن اسرائیل افتاده و به او پناه برده‌اند.»
اینطور نیست که مدعیان اصلاحات از درک درست مسائل و شرایط عاجز باشند. فهم پیوند دیرینه ارتجاع منطقه و شجره شوم وهابیت با رژیم پلید صهیونیستی امر پیچیده‌ای نیست. خوراک‌دهی به دشمن از کارویژه‌های افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی است.
وی نوشته: «بخشی از حاکمیت از روز اول توافق برجام مصمم بود که این توافق اجرا نشود و شکوفایی اقتصادی تحقق نیابد و بالاخره به هدف خود هم رسید.»
علی مطهری و امثال وی، اگر دروغ‌پردازی نمی‌کنند، چرا همیشه این ادعای سخیف را با کلی گویی مطرح کرده‌اند؟ اگر راست می‌گویند همین امروز که این مطلب منتشر شده، بگویند دقیقا کدام بخش حاکمیت و چگونه مصمم بوده که برجام اجرا نشود؟ از خط قرمزهای حاکمیت عبور کرده‌اند، تضمین هم نگرفته‌اند، برنامه هسته‌ای را هم نابوده کرده‌اند، نتیجه فتح الفتوح برجام شده رکود عمیق، بیکاری فزاینده و گرانی افسار گسیخته، دست پیش هم می‌گیرند که پس نیفتند. مدعیان اصلاحات همین‌اند.
منبع:کیهان

ما در آمریکا کودتا کردیم و جنگ و ترور راه انداختیم؟



یک فعال ستاد انتخاباتی روحانی در سال‌های ۹۲ و ۹۶، به جای پاسخگویی به مردم و عذرخواهی از آنها درباره وارونه از آب درآمدن وعده‌های رونق اقتصادی می‌گوید: روحانی گلگیر نظام شده است!

صادق زیباکلام نمایه

به گزارش سخن آشنا،صادق زیبا کلام که در انتخابات سال ۹۶ نیز با اظهاراتی پوپولیستی، در ستاد روحانی به شدت فعال بود، به ایرنا می‌گوید: من از ابتدای دولت دوازدهم نام آن را «گلگیر» گذاشتم. همه می‌دانیم کارکرد گلگیر در ماشین و دوچرخه چیست؛ گلگیر همه گل را جمع می‌کند. دولت آقای روحانی نیز همانند گلگیر مشکلات، مسائل، کمبودها و ناکامی‌های کشور را که به سیاست‌های کلان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی طی ۴۰ سال اخیر بازمی‌گردد، به عهده گرفته است. از سوی دیگر، همین سیاست‌ها، کشور را در آستانه جنگ با آمریکا قرار داده است.

 

وی با اشاره به اینکه کشور با حجم بزرگی از مفاسد اقتصادی درگیر است و تورم به ۵۰ درصد رسیده و رشد اقتصادی در خوشبینانه‌ترین حالت به منفی ۶ سقوط کرده است، می‌افزاید: همه این‌ها بر گردن دولت آقای روحانی نهاده شده است و اصولگرایان مستمر از تریبون‌هایی مانند نماز جمعه اعلام می‌کنند سیاست‌های کلی نظام ایرادی ندارد و کاستی‌ها ناشی از عملکرد دولت است. بنابراین، دولت آقای روحانی نقش گلگیر را ایفا می‌کند.


وی با بیان اینکه چرا هیچکس این پرسش را مطرح نمی‌کند که ما چرا باید دشمن دولت آمریکا باشیم، می‌گوید: آیا مردم ایران خواهان صدور انقلاب هستند؟ آیا مردم سیاست‌های خارجی ما را تأیید می‌کنند؟ آیا سیاست هسته‌ای ما درست بوده است؟ اصولگرایان پاسخگوی این پرسش‌ها نیستند و مستمر انگشت اتهام را به سوی دولت می‌گیرند.


باید از آقای زیباکلام پرسید آیا در چهار سال دولت اول آقای روحانی متوجه نشده بود دولت نقش گلگیر را ایفا می‌کند که در ستاد انتخاباتی برای روحانی گریبان چاک می‌کرد؟!


ثانیاً کسی که صراحتاً از مفسدان اقتصادی دانه‌درشت مانند مه‌آفرید خسروی، شهرام جزایری و مدیران نجومی بگیر دفاع کرد و آنها را کارآفرین‌های نابغه و استیو جابزهای ایرانی لقب داد، بسیار بی‌جا می‌کند مدعی مفاسد اقتصادی در کشور شود.


ثالثاً دلار قبل از برجام (توافق با آمریکا) ۳,۷۰۰ تومان و پس از برجام تا ۱۸ هزار تومان هم صعود کرد. مسکن در پسابرجام، بیش از ۲ برابر گران شد. نرخ تورم با برجام تا ۵۰ درصد نیز افزایش یافت و بیکاری در همین دوره شدت گرفت. این فهرست که فهرستی طولانی از آسیب به معیشت مردم است، کیفرخواستی است که امثال زیباکلام باید به عنوان متهم و شریک جرم پاسخگوی آن باشند؛ نه اینکه جای مدعی‌العموم بنشینند. به قول معروف؛ خود می‌کشی و خود تعزیه می‌داری!


از همه بدتر اینکه امثال زیباکلام، از شیطان بزرگ، چهره شریک قابل اعتماد ترسیم کردند و کشور را برای ۵-۶ سال معطل گذاشتند و حالا هم آدرس شیطانک‌های اروپایی را می‌دهند اما وقتی پای خسارت‌ها و هزینه‌های این آدرس به میان می‌آید، تقصیر را متوجه نظام می‌کنند که همان ۶ سال قبل، عقیم و پرخسارت بودن این مسیر را پیش‌بینی کرد اما با این حال، از باب تجربه و عبرت‌آموزی عمومی، توافق برجام را پذیرفت.


و بالاخره اینکه روشن نیست چرا آقای زیباکلام همواره اصرار دارد آمریکا را مظلوم و ایران را مقصر جلوه دهد. انگار این ایران بوده که در آمریکا علیه دولت مصدق کودتا کرده و رژیم دیکتاتوری پهلوی را به مردم آمریکا برای ۲۵ سال تحمیل کرد؛ صدام را علیه آمریکا برای جنگ تحریک و حمایت کرده، کودتا در آمریکا ترتیب داده، از تروریست‌هایی حمایت کرده که (لابد) دولتمردان آمریکا را به خاک و خون کشیده‌اند و مردمش را برای ۴۰ سال مورد تحریم اقتصادی قرار داده است!! چنین شخصیت وارونه بین و وارونه‌گویی را نباید پیش روانشناس و روانکاو برد؟!
منبع:کیهان

برنامه برق‌آسای ایران برای ساخت سانتریفیوژ 


روزانه معادل توان ۶۰۰ سانتریفیوژ IR- ۱ به قدرت غنی سازی ایران افزوده می شود.

سانتریفیوژ

به گزارش سخن آشنا، بیش از یک سال از شبی که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد این کشور از توافق هسته ای میان ایران و ۱+۵ (برجام) کنار کشیده، می گذرد و ایران حالا در سالگرد این اقدام غیرقانونی و البته قابل پیش بینی از سوی آمریکای بدعهد، ضمن کاهش اقدامات برجامی خود وفق مواد ۲۶، ۳۶ و۳۷ برجام در خصوص عبور از سقف تولید و ذخیره اورانیوم غنی شده و آب سنگین، ۶۰ روز به طرف ۱+۴ مهلت داده تا مطالبات نفتی و بانکی اش را برآورده سازد. در غیر این صورت، جمهوری اسلامی ایران وارد فاز دوم اقدامات کاهشی خود یعنی عبور از غنی سازی ۳.۶۷ درصدی و بازگشت به راکتور قبلی آب سنگین اراک خواهد شد اما انجام بهتر و سریع تر این اقدامات به ویژه در حوزه غنی سازی همچنین جامه عمل پوشاندن به دستور رهبر معظم انقلاب مبنی بر رسیدن به ظرفیت ۱۹۰ هزار سو نیاز به ابزاری به نام سانتریفیوژ دارد.

ایران از سال ها قبل توانسته به دانش بومی این ابزار مهم در حوزه غنی سازی اورانیوم دست یابد و حالا چند سالی است که علاوه بر نسل اولیه سانتریفیوژهای ایرانی یعنی IR-۱ نسل های پیشرفته را هم به خوبی ساخته و آزمایش کرده است. خرداد ماه سال قبل مهم ترین اقدام ایران برای انجام مقدمات رسیدن به ظرفیت غنی سازی ۱۹۰ هزار سو اعلام شد و علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی از راه اندازی کارخانه ای سخن گفت که قرار است در چارچوب طرح تحول غنی سازی کشورمان، ساخت انبوه سانتریفیوژهای پیشرفته IR-۶،IR-۴ ،IR-۲M و در مرحله بعدی IR-۸ در آن انجام شود. مرکز مونتاژ سانتریفیوژ ایران در نطنز امروز آماده و قبراق برای شنیدن یک دستور مهم است.

آن جایی که در صورت انجام ندادن تعهدات برجامی ۱+۴ می تواند با ساخت روزانه حداکثر ۶۰ ماشین پیشرفته که تا ۱۰ برابر IR-۱ توان غنی سازی دارند ظرفیت غنی سازی کشور را در فاصله زمانی بسیار کوتاه افزایش برق آسایی دهد و سرعت ایران در این حوزه راهبردی را به حدی برساند که دشمنان کشورمان از هرگونه نقض و بدعهدی در قول و قرارشان پشیمان شوند. این کارخانه نماد «ما می توانیم» در بومی سازی دانش و صنعت است و امروز آن چنان که ما دیدیم و شنیدیم، کارخانه و همه ابزارهاو متخصصان جوانش با انگیزه تر از همیشه لحظه شماری می کنند تا در زمان لازم تولید انبوه و صنعتی ماشین های غنی سازی ایرانی را آغاز کنند و ضرب شست بزرگ ایران اسلامی را به نمایش بگذارند. برای بررسی جزئیات عملکرد کشورمان در زمینه غنی سازی و نحوه کارکرد این کارخانه مهم و حیاتی در حوزه چرخه سوخت هسته ای، به نطنز سفر کردیم تا ضمن گفت و گو با مدیر مرکز مونتاژ سانتریفیوژ ایران، برای اولین بار گزارشی مکتوب از این مرکز منتشر کنیم.

شور و حرارت جوانی در رگ سانتریفیوژ ها


مدیر این کارخانه مهم در قلب صنعت هسته ای، یک جوان خوش برخورد و در عین حال علاقه مند به کارش است. این را می توان از نحوه توضیح اش و انرژی که در توضیح دادن خرج می کند فهمید. در کنار این شور و حرارت، تسلط وی به حوزه سانتریفیوژها و اطلاعات کاملش هم برای ما مغتنم و مفید است. با معاون شرکت تکنولوژی سانتریفیوژ ایران (تسا) که مدیر «مرکز مونتاژ سانتریفیوژ ایران» هم هست، در یک روز نسبتاً گرم بهاری در سایت شهید احمدی روشن نطنز به گفت و گو مشغول شدیم و او نیز با حوصله و با شرط حفظ نکات حفاظتی از جمله نام نبردن از وی از نحوه شکل گیری روند ساخت سانتریفیوژ ایرانی گفت و در انتها نیز با حضور در خط تولید کارخانه به معرفی بخش های مختلف ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته در ایران پرداخت.


داستان سانتریفیوژهای ایرانی؛ از IR-۱ تا IR-۸

به گفته وی، این شرکت در سال ۱۳۸۵ و با ساخت ماشین های IR-۱ و IR-۲M شروع به کار کرده است. اولین سانتریفیوژهای وارد شده به ایران پاکستانی و از نسل P-۱ بودند به همین دلیل ساخت IR-۱ به عنوان نسل اول ماشین های غنی سازی و به نوعی پدر ماشین های غنی سازی ایران، یک سری پیچیدگی هایی داشت که با مهندسی معکوسی که صورت گرفت، کل پروسه ساخت و مونتاژ نیز بومی سازی شد و در نهایت اولین IR-۱ یک ماشین ایرانی بود با شکل و ظاهر نمونه پاکستانی. این روند بومی سازی برای IR-۲M بیشتر شد، مثلاً در روتور که قلب ماشین است تغییرات اساسی داده شده یا IR-۲M از جنس کامپوزیتی بوده و کاملاً یک ماشین جدید به شمار می رفته است.


جنس بدنه سانتریفیوژهای ایرانی از چیست؟


صحبت معاون شرکت تسا را باید با توضیحی درباره جنس سانتریفیوژهای جدید ایران تکمیل کرد. در واقع این ماشین ها که در نسل اول از آلومینیوم ساخته می شدند در نسل های جدید جنس شان به کامپوزیت تغییر یافت. آلومینیوم با توجه به مقاومتی که در مقابل تنش ها دارد تا یک دور مشخص می تواند برسد و اگر قرار باشد ظرفیت غنی سازی (سو) بیشتر شود نیاز به موادی است که بتوانند در قطرهای بیشتر تنش ها و نیروی بیشتری را نیز تحمل کنند که در این میان کامپوزیت مناسب ترین جنس است. امروز در بدنه همه ماشین های IR-۲M تا IR-۸ ایران از کامپوزیت استفاده می شود، موادی که برای تامین آن در کشور هیچ مشکلی وجود ندارد.


در ادامه گفت و گو معاون شرکت تسا در خصوص اولین ماشین پیشرفته یعنی IR-۲M هم توضیحاتی خوبی داد: «ما از این ماشین یک زنجیره ۱۶۴ تایی داشتیم که چند سال کار کرد و در تست ها هم کاملاً موفق بود. در این ماشین ما به تولید نیمه صنعتی هم رسیدیم و هم اکنون هزارعدد IR-۲M داریم که قبل از برجام در نطنز نصب شد اما بدون چرخش بود که با برجام جمع آوری شد و در انبار کاملاً آماده است و به محض تصمیم گیری نظام، این ماشین ها هم قابل نصب و راه اندازی خواهند بود.»


بازگشت پذیری ۶ برابری غنی سازی در زمان بسیار کوتاه


وی درباره ظرفیت غنی سازی IR-۲M توضیح می دهد که «سو» ی نامی IR-۲M بیش از شش هست و می تواند تا شش برابر IR-۱ برای ما غنی سازی داشته باشد. در واقع الان با توجه به تولید و موجود بودن هزار دستگاه از IR-۲M بهترین گزینه سانتریفیوژ ما که بتواند در برگشت پذیری در حداقل زمان ممکن به کار آید و ظرفیت بالایی هم داشته باشد IR-۲M است که شش برابر سانتریفیوژهای فعلی توان دارد.


ماهیت تیم برگشت پذیری ایران


از او درباره زمان این بازگشت پذیری که در شرایط فعلی بسیار مهم است می پرسم که پاسخ می دهد: ما یک برنامه برگشت پذیری داریم که در مدت زمان کوتاهی یک تیم باید ماشین ها را برگرداند و یک تیم هم تولید را شروع کند. البته همه چیز آماده در انبار است و برای IR-۲M در یک زمان بسیار کوتاه هزار ماشین نصب می شود و سپس می توانیم بیش از شش هزار سو غنی سازی از اینها بگیریم که عملاً بیش از دو برابر ظرفیت غنی سازی فعلی با ۵۰۶۰ ماشین IR-۱ نصب شده کنونی است و به سرعت ظرفیت غنی سازی ما را به بیشتر از میزان قبل از برجام خواهد رساند. ضمن اینکه همزمان کار ساخت تعداد بیشتری از ماشین های پیشرفته نیز در همین کارخانه آغاز خواهد شد. طرف مقابل می داند اگر تصمیم گرفته شود، به راحتی به این عددها خواهیم رسید. ما هم اکنون در قالب تعهدات برجامی آمادگی های لازم را برای تولید با کیفیت داریم.

 
برای ساخت ماشین IR-۴ هم کاملاً آمادگی داریم


ادامه صحبت ما به نسل های بعد از IR-۲M کشیده می شود. مدیر مرکز ساخت سانتریفیوژ در این باره نیز می گوید: ما در خصوص ساخت ماشین IR-۴ هم کاملاً آمادگی داریم. حتی الان یک زنجیره ۱۶۴ تایی از IR-۴ داریم که برای سال های متمادی کار غنی سازی انجام داده اما این ماشین را تولید صنعتی نکردیم یعنی مقداری برنامه IR-۴ عقب تر از IR-۲M بود بنابراین آنجا زمان بیشتری می خواهیم.


کوتاه شدن راه با تولید انبوه IR-۶

معاون شرکت تسا به برنامه این شرکت در صورت لزوم و تصمیم نظام نیز اشاره می کند و می گوید: برنامه مصوبی وجود دارد که در صورت دستور نظام، تولید ماشین های پیشرفته به صورت ترکیبی از سر گرفته شود. هرچند با توجه به بالاتر بودن ظرفیت غنی سازی ماشین IR-۶، امکان دارد تولید انبوه این ماشین سریع تر انجام شود. هم اکنون زنجیره ۲۰ تایی ماشین IR-۶ که توسط شرکت تسا ساخته شده در حال چرخش است و طبق برجام به دور نهایی هم رسیده اند. از او در باره ماشین اخیر ایران (IR-۶) که سروصدای زیادی هم ایجاد کرد می پرسم. او توضیح می دهد: IR-۶ مطابق برنامه سازمان از سال ۸۹ شروع شد و طبق برجام هم پیش رفت. ما هم اکنون در یک پروژه ایرانی و کاملاً موفق یک زنجیره ۲۰ تایی از این ماشین را به دور نهایی رساندیم و الان در سالن شهید قشقایی به عنوان سالن پایلوت در حال چرخش است. البته ما همه این اقدامات را تاکنون در چارچوب برجام که می گوید تا هشت سال و نیم پس از آغاز اجرای برجام (انتهای سال ۱۴۰۲) نباید زنجیره ۳۰ تایی داشته باشیم جلو برده ایم اما اگر هر تصمیم جدیدی گرفته شود، این آمادگی را داریم تا در همین کارخانه تولید انبوه را شروع کنیم.


به معاون شرکت می گویم، چقدر به IR- ۶ امیدوارید که در آینده غنی سازی ایران نقش مهمی داشته باشد؟ پاسخ او امیدوار کننده است: «ماشین های IR-۲M،IR-۴ و IR-۶ ماشین های بسیار خوبی هستند. ما الان این سه ماشین را داریم و نشانه ها این است که ماشین های خوبی هستند. ما به این سه ماشین بسیار امیدواریم و IR-۶ به دلیل ظرفیت بالاتری که دارد، توجه بیشتری را جلب کرده است. روال زنجیره ها این است که ابتدا روی تک ماشین کار می کنیم و بعد به زنجیره ۱۰ تایی که پیش زنجیره است و بعد هم به زنجیره ۲۰ تایی می رسیم و در نهایت زنجیره نهایی را آزمایش خواهیم کرد.»


اما مگر می شود از سانتریفیوژ گفت و به گل سرسبد آنها یعنی IR-۸ نپرداخت؟ ماشین پیشرفته ای که با ظرفیت غنی سازی بالای ۲۰ می تواند انقلابی در غنی سازی ایران ایجاد کند. معاون شرکت ساخت سانتریفیوژ ایران در این خصوص توضیح می دهد: IR-۸ در حال انجام مراحل آزمایش است. الان یک نمونه ماشین IR-۸ در بخش پایلوت وجود دارد و وقتی مراحل نهایی تست های مکانیکی و فرایندی تک ماشین تمام شد، پروژه مشترک شرکت سازنده و شرکت طراح برای ساخت و مونتاژ پیش زنجیره آغاز می شود.


آماده باش همه بخش های مربوط به ساخت سانتریفیوژ


او درباره برنامه بزرگ رسیدن به یک میلیون سو ظرفیت غنی سازی که درآن IR-۸ نیز جایگاه مهمی دارد می گوید: آقای دکتر صالحی گفتند با ماشین های جدید آیا می شود به یک میلیون سو رسید؟ این پروژه تعریف شد که چطور می شود یک میلیون سو را گرفت. با این وضعیت اگر در نطنز IR-۱ نباشد و ترکیبی از ماشین های پیشرفته را نصب کنیم روی کاغذ می توانیم به یک میلیون سو برسیم که با توجه به این برنامه ها ماشین IR-۸ هم طراحی شد.مهم ترین موضوع در این حوزه بحث توان فنی است که خوشبختانه با نیروهای موجود شرکت توان فنی وجود دارد و ما برای ظرفیت هایی که فعلاً مدنظر است، توان لازم را داریم و قطعه سازان بسیار دقیق و حرفه ای زیرمجموعه تسا از عهده این کار مهم برمی آیند.خوشبختانه بخش قطعه ساز ما در این سال ها بیکار نبوده و با تعریف پروژه های بهبود کیفیت و کاهش زمان تولید، آمادگی لازم را برای تولید با کیفیت ایجاد کرده اند.حتی ما در این مدت برای آماده نگه داشتن پیمانکاران هم اقدامات خوبی داشتیم که این امکان را به ما می دهد تا همه نیروها آماده باشند و با تصمیم نظام با تمام ظرفیت شروع به تولید کنیم.


از معاون شرکت تسا درباره برجام و محدودیت هایی که برای ما در خصوص IR-۲M و IR-۴ ایجاد کرده می پرسم که پاسخ می دهد: ما از ماشین IR-۲M عبور کردیم و همان دو عدد که در برجام نوشته شده برای تست های مکانیکی کافی است و محدودیت مهمی نیست ما IR-۴ را هم می توانیم ۱۰ تایی داشته باشیم و چون نیمه صنعتی را تولید نکردیم، می توانیم از زنجیره ۱۰ تایی برای تزریق گاز هم استفاده کنیم.


او درباره کارخانه تازه تاسیس مونتاژ سانتریفیوژ هم توضیح می دهد که ظرفیت این کارخانه ساخت ۶۰ دستگاه در روز است که می تواند دو تا سه نوع محصول یا تک محصول از IR-۲M و IR-۴ یا IR-۶ باشد. اگر از فردا کلید بزنیم، در زمان بسیار کوتاهی، ماشین از این کارخانه بیرون می آید و در ادامه پس از طی زمان مشخصی سعی خواهد شد به ظرفیت نامی تولید ۶۰ ماشین در روز برسیم.


روی پای خود ایستاده ایم


این متخصص جوان کشورمان در عین حال تاکید می کند که ما به هیچ عنوان کوچک ترین اطلاعاتی را نتوانستیم از کسی بگیریم و خودمان دانش فنی را تولید کردیم. برنامه داریم که در ۱۰ سال آینده به سانتریفیوژهای تراز اول دنیا برسیم. یعنی ماشین های خود را به قابلیت اطمینان بالا برسانیم تا کمترین تلفات دستگاه را داشته باشیم. قبل از برجام به دلایل سیاسی و سرعت کار نمی توانستیم دانش فنی را کامل کنیم و مدام نسل های جدید می آمدند و فرصتی برای تحقیق و کیفی سازی نبود اما الان سطح کارشناسی شرکت به شدت مشغول است و پروژه هایی تعریف کردیم که اگر برگشت پذیری انجام شود می بینند که محصولات شرکت بسیار متفاوت خواهد بود.


پای خط تولید سانتریفیوژ


پس از این گپ و گفت یک ساعته، همراه با مدیر مرکز مونتاژ سانتریفیوژ ایران راهی بازدید از خط تولید تنها کارخانه ساخت سانتریفیوژ در منطقه شدیم. برای ورود به این کارخانه خاص باید از یک اتاق تمیز عبور کنیم و البسه مخصوص بپوشیم. به گفته مدیر کارخانه، هوای داخلی این مجموعه از طریق فیلترهای مخصوصی کنترل و میزان ذرات گرد و غبار کاملاً رصد می شود حتی برای ورود افراد و قطعات نیز اتاقک های ویژه ای تعبیه شده که در آنها به وسیله air shower های پیشرفته هرگونه گرد و غبار زدوده می شود تا افراد و قطعات به صورت پاک و بی آلایش وارد خط تولید سانتریفیوژ شوند.


بخش اول قسمت ورودی قطعات از شرکت های دیگر است. در اینجا پس از باز شدن پوشش های قطعات، در فضایی کنترل شده گرد وغبار قطعات گرفته می شود و به قسمت یاتاقان و لرزه گیر می رود.


یاتاقان و لرزه گیرهای بالا و پایین ماشین سانتریفیوژ در سالن دیگری در کارخانه، مونتاژ و تست می شوند. به گفته مدیر کارخانه، تاکنون در اینجا برای زنجیره ۱۰ تایی و ۲۰ تایی ماشین IR-۶، یاتاقان و لرزه گیرها را تولید کرده اند. شرایط خاص و دقت فوق العاده ای در این بخش به دلیل حساسیت های بالای این قطعات وجود دارد و نباید بدون دستکش قطعات را لمس کرد.


در سالن سوم خط تولید سانتریفیوژ، بخش بالانس قطعات و تولید روتور وجود دارد. روتور مهم ترین قطعه داخل ماشین سانتریفیوژ است که با دور بالای خود باعث غنی سازی می شود. بر اساس برجام، ما در اینجا روتور ماشین هایی را که براساس برجام می توانیم تولید کنیم، تولید و نگهداری می کنیم. در روتور، سه لوله وجود دارد که دو لوله محصول غنی شده را خارج می کند و یک لوله برای تزریق گازطبیعی UF۶ است. این قسمت می تواند در روز ۶۰ روتور مونتاژ کند. وقتی روتور ساخته شد برای قسمت بالانس می رود.


در سالن بالانس این مجموعه که بزرگ ترین سالن هم هست، ماشین های سانتریفیوژ مونتاژ نهایی و پس از بالانس شدن، در همین بخش آزمایش می شود.البته سالن تست نهایی در این کارخانه به صورت مجزا ساخته شده اما با توجه به اینکه فعلاً تولید زیاد نیست، بخش تست هم در همین سالن انجام می شود.


در صورت رسیدن به تولید انبوه، پس از سالن بالانس، ماشین ها به سالن تست می روند تا پارامترهای الکتریکی و مغناطیسی و لرزش ها تست شوند. در کنار سالن تست نیز اتاق کنترل قرار گرفته که در آنجا هر چند عدد از ماشین ها توسط یک اپراتور کنترل می شود. آخرین بخش خط تولید سانتریفیوژ نیز قسمت بسته بندی است که ماشین تست می شود و اگر سالم باشد، در نهایت بسته بندی و از سیستم خارج می شود.


معاون شرکت تسا می گوید: در این مجموعه آزمایشگاه کنترل کیفیت پیشرفته ای هم ایجاد شده که برخی قطعات و ماشین ها کنترل کیفی می شوند. پروسه ساخت ماشین سانتریفیوژ بسیار پیچیده و حساس است و هر نوع تغییر یا انحرافی باید به سرعت شناسایی و اصلاح شود. به گفته مدیر کارخانه مونتاژ سانتریفیوژ ایران، برای ساخت چنین مجموعه مهم و راهبردی در ایران، هیچ کشور یا شخصی یک کلمه به ما کمک نکرده و هر چه دانش داریم، از تلاش متخصصان داخلی و فناوری بومی ایرانی با همکاری دانشگاه ها و شرکت های دانش بنیان بوده است و این بومی سازی به گونه ای انجام شده که با تصمیم نظام می شود این مجموعه مهم را در هر نقطه ای از کشور ایجاد کرد.


اعداد جالب در حوزه غنی سازی ایران


بازدید ما از کارخانه و گفت و گو با مدیر جوان آن به پایان رسید. این مجموعه برای سانتریفیوژهای IR-۶،IR-۴ ،IR-۲M که جزو سانتریفیوژهای پیشرفته ما هستند، مناسب است و برای ساخت IR-۸ که ارتفاع بیشتری دارد، سالن دیگری ساخته خواهد شد. ظرفیت اسمی کارخانه مونتاژ سانتریفیوژ ایران ۶۰ ماشین در روز است و اگر این ظرفیت برای ساخت IR-۶ به کار گرفته شود، به این معنی است که در هر روز ۶۰۰ سو، در ماه ۱۸ هزار سو و در ۱۰ ماه می‌شود ۱۸۰ هزار سو ظرفیت غنی سازی؛ یعنی در عرض ۱۰ ماه مجموعه سالن‌هایی که ایجاد شده می‌توانند ۱۸۰ هزار سو را که نزدیک به ۱۹۰ هزار سو مدنظر برای تولید سوخت راکتور بوشهر است، تولید کنند. البته برنامه نهایی برای نطنز یک میلیون سو و تامین سوخت برای پنج راکتور مانند راکتور بوشهر است که با تولید و نصب سانتریفیوژهای پیشرفته و جمع آوری IR-۱ های موجود محقق خواهد شد، اتفاقی که با توجه به آمادگی کشور برای تولید انبوه ماشین های نسل جدید به ویژه IR-۲M و IR-۴ و IR-۶ می توان گفت، ایران به زودی در آستانه رسیدن به ظرفیت غنی سازی ۱۹۰ هزار سو قرار می گیرد و ما دیدیم برخلاف ادعاهایی که می شود، این توان فنی و تخصصی به لحاظ علم و دانش و مواد و تجهیزات مهیاست.


آخرین هشدارها به اروپا


همه موارد گفته شده در بالا اقدامات داخل برجام و به شرط حفظ این توافق با کشورهای ۱+۴ است اما در صورت شکست این توافق و انجام نشدن مطالبات ایران از سوی ۱+۴ در فرصت باقی مانده، ایران با توجه به آمادگی بالای کارخانه مونتاژ سانتریفیوژ برای ساخت نسل های جدید ماشین های غنی سازی، در بازگشت پذیری نیز از دست بالایی برخوردار است چراکه چنین زیرساختی به خوبی نشان می دهد قطعاً بازگشت پذیری ایران با یک نوع ماشین نسل اول نیست و ترکیبی از همه ماشین های پیشرفته را شامل خواهد شد.


جمهوری اسلامی ایران تاکنون سعی کرده است با عقلانیت در رفتار و تصمیم گیری، در کنار صبر و دوری از جو زدگی عمل کند. حضور یک ساله ایران در توافقی که یک طرف مهم آن خود را کنار کشیده از یک سو و ۱۴ گزارش مثبت آژانس بین المللی انرژی اتمی از سوی دیگر، گواهی بر این مدعاست اما حالا توپ به زمین اروپا افتاده تا اروپایی ها با گرفتن یک تصمیم منطقی و مستقل از آمریکا از توافقی که خودشان بارها آن را «راهبردی و امنیتی» خوانده اند به نفع منافع اروپا و جهان حفاظت کنند. در غیر این صورت ایران و ایرانی قبول نمی کند در قراردادی بماند که اجرایش یک طرفه و به ضرر او باشد و در این شرایط، کارخانه توصیف شده بخشی از پاسخ ما به این نقض تعهد خواهد بود.

منبع: خراسان

قمار با جیب مردم



چرا محمدجواد ظریف نباید بازیگر عملیات روانی دموکرات‌های آمریکا برای انتخابات ۲۰۲۰ باشد؟

به گزارش سخن آشنا، دونالد ترامپ و مشاورانش که این روزها در سیاست‌گذاری برای سیاست خارجی آمریکا دچار تشتت و سردرگمی زیادی شده‌اند، بارها این سردرگمی و شکست در سیاست‌های‌شان بویژه در قبال ایران را به گردن دموکرات‌ها و بویژه جان کری، وزیر خارجه دولت اوباما انداخته‌اند. در همان سال اول ورود ترامپ به کاخ سفید وقتی او شنید جان کری با ظریف در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل دیدار داشته و توصیه‌هایی برای حفظ برجام به او کرده است، بشدت پریشان شد و رسماً اعلام کرد کنگره باید دخالت دموکرات‌ها و مسؤولان دولت اوباما در امور سیاست خارجی آمریکا را بررسی کرده و به آنها هشدار دهد. این مساله تاکنون نیز همچنان ادامه یافته و انتشار این خبر که جان کری به مسؤولان ایرانی گفته است تا پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ صبر کنند تا دموکرات‌ها دوباره بر سر کار بیایند و به توافق هسته‌ای با ایران بازگردند، باز هم ترامپ را بشدت آشفته کرد. چند روز پیش نیز مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت ترامپ از دخالت‌های دموکرات‌ها برآشفته شد و صراحتاً بیان کرد اگر جان کری قرار است نقش وزیر خارجه آمریکا را بازی کند، بهتر است تا انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ صبر کند و دموکرات‌ها هم تلاش کنند در انتخابات پیروز شوند.

 

اختلافات داخلی بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در فضای سیاسی آمریکا مساله جدیدی نیست اما به نظر می‌رسد این اختلاف هم‌اینک در حال تاثیرگذاری بر روابط خارجی آمریکا بوده و در عین حال خطراتی را نیز برای ایران به دنبال دارد.


برای روشن شدن رابطه جنگ احزاب آمریکا با مسائل مرتبط با ایران بهتر است سوالی از خود بپرسیم: دلیل این همه عصبانیت ترامپ و پمپئو از دخالت‌های کری در مسائل سیاست خارجی و بویژه سیاست آمریکا در قبال ایران چیست و نشریات وابسته به دموکرات‌ها چگونه استراتژی‌های مرتبط با سیاست خارجی دولت ترامپ را هدف قرار داده و آنها را به شکست می‌کشانند؟


با مروری بر یادداشت‌ها و گزارش‌های تحلیلی رسانه‌های وابسته به حزب دموکرات در آمریکا می‌توان تصویر دقیق‌تری از پازل کشمکش قدرت در این کشور مشاهده کرد. چندی پیش محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان که یک بار بیان کرده بود هر توئیتی که منتشر می‌کند، ابتدا در تمام نقاط دنیا چرخیده و با بسیاری از سران کشورهای مختلف درباره آن رایزنی شده است؛ توئیتی منتشر کرد که در آن به تیم «ب» به‌عنوان مشاوران ترامپ که به او برای حمله به ایران مشاوره می‌دهند اشاره کرد. او با انتشار این توئیت تأکید کرد دلیل بروز اتفاقات اخیر منطقه این است که جنگ‌طلبان موسوم به «تیم ب» در حال اجرای توطئه‌های طراحی شده توسط جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا هستند. ظریف بعد از این در سفر به ژاپن اعضای این تیم را معرفی و بیان کرد بنیامین نتانیاهو، جان بولتون، محمد بن‌سلمان و محمد بن‌زاید اعضای اصلی تیم «ب» هستند که ترامپ را به جنگ با ایران می‌کشانند. بعد از این صحبت‌ها بود که بحث‌ها درباره نقش جان بولتون در کشاندن آمریکا به تقابل با ایران و جنگ احتمالی در منطقه، در نشریات لیبرال آمریکایی رونق تازه‌ای گرفت.

بتازگی ۲ نفر از مشاوران و مقامات دولت اوباما در لس‌آنجلس تایمز مقاله‌ای نوشته و بیان کرده‌اند که «دنیای کاخ سفید، دنیای بولتون است و ترامپ فقط سعی می‌کند در این دنیا زندگی کند». رابین رایت، تحلیلگر مجله نیویورکر نیز در مقاله‌ای این سوال را مطرح کرد که آیا ترامپ دنبال به راه انداختن جنگ در منطقه است و در نوشته خود به این نتیجه رسید که مشاوران ترامپ در هر صورت او را به سمت جنگ با ایران پیش می‌برند. وندی شرمن نیز در نیویورک‌تایمز نوشت: «ما نمی‌توانیم روزهای قبل از جنگ با عراق را تکرار کنیم که بیشتر مطبوعات و رسانه‌های ما مدارک و اسناد جعلی و مبهمی را برای توجیه جنگ منتشر می‌کردند». از آن زمان روزنامه‌های زیادی از جمله واشنگتن‌پست، نیویورک‌تایمز، نیویورکر، یواس‌ای‌تودی و… به سندسازی‌های جعلی بولتون برای حمله به ایران اشاره کردند. بن‌رودز، مشاور سابق اوباما که بعد از توافق هسته‌ای با ایران در گفت‌وگویی با نیویورک‌تایمز اشاره کرده بود تیم رسانه‌ای اوباما تعداد زیادی از رسانه‌ها، خبرنگاران، اساتید دانشگاه و کارشناسان حوزه سیاست خارجی را به صف کرده تا از توافق با ایران حمایت کنند، هفته پیش در مصاحبه‌ای اعلام کرد بنیامین نتانیاهو در حال فشار آوردن به آمریکا برای تقابل با ایران است. او در توئیتر خود نیز نوشت: «بولتون، محمدبن‌سلمان و بنیامین نتانیاهو دنبال مواجهه نظامی با ایران هستند».

تولسی گابارد، نماینده دموکرات کنگره که هم‌اینک نامزد انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ هم هست، بیان کرد عربستان‌سعودی، بنیامین نتانیاهو و القاعده محرکان اصلی ترامپ برای حمله به ایران هستند. پاتریک بوکانان، از دیگر اعضای مشاوران اوباما نیز در وب‌سایت خود نوشت: «چه کسی دنبال جنگ با ایران است؟ پمپئو، بولتون، بنیامین نتانیاهو و ولیعهد سعودی، بن‌سلمان». این یک عملیات روانی حساب شده توسط دموکرات‌ها برای به انزوا کشاندن سیاست خارجی رقیب و نیز برجسته کردن خطر جنگ علیه ایران است. ماجرا به اینجا ختم نشد. روزنامه‌های این جریان در مرحله بعد به انتشار خبرهایی مبنی بر کناره‌گیری یا اخراج قریب‌الوقوع بولتون از کاخ سفید پرداختند. نشریه «پولیتیکو» نخستین نشریه‌ای بود که این خبر را منتشر کرد اما در ادامه نیویورک‌تایمز و واشنگتن‌پست نیز دوباره وارد عرصه شده و از وجود اختلاف بین بولتون و پمپئو بر سر ایران خبر دادند.

ترامپ البته بلافاصله شخصاً وارد میدان شد و وجود هر نوع اختلاف در کاخ سفید را تکذیب کرد اما این مساله به سرعت در سراسر دنیا منتشر شد و پمپئو را به واکنش واداشت که بیان کند جان کری و دموکرات‌ها نباید در مسائل مرتبط با سیاست خارجی دخالت کنند و با انتشار اخبار جعلی سیاست‌های دولت را زیر سوال ببرند. با کنار هم گذاشتن قطعات این پازل بزرگ از اظهارنظرها و انتقاداتی که ۲ حزب دموکرات و جمهوری‌خواه از یکدیگر می‌کنند، می‌توان به این نتیجه رسید که دموکرات‌ها به دنبال شکست سیاست خارجی ترامپ از درون کاخ سفید برای منافع حزبی و سیاسی خود هستند و از تمام ابزارهای پیرامون خود، حتی برجام و وزرای خارجه کشورهایی که درگیر تصویب برجام بوده‌اند، در این باره استفاده می‌کنند و نقشه راه خود را اجرایی می‌سازند. حالا آنها به این نتیجه رسیده‌اند که بولتون باید از کاخ سفید اخراج شود تا سیاست خارجی ترامپ درباره ایران و ونزوئلا از هم بپاشد.

کارشناسان در تهران می‌گویند اگرچه این سیاست می‌تواند تا حدود زیادی به نفع ایران باشد اما ایران نباید خود را درگیر این منازعات کند، چرا که در صورتی که در انتخابات سال ۲۰۲۰ آمریکا هر اتفاقی بیفتد و چه جمهوری‌خواه بر سر کار بیاید و چه دموکرات، در نهایت از هم‌اینک مشخص است که آمریکا دوباره به برجام بازنمی‌گردد و دموکرات‌ها نیز با اینکه خود را برای دولت ایران فریبنده نمایش می‌دهند اما هیچ اقدامی برای اجرای تعهدات‌شان در برجام نخواهند کرد. کما اینکه بدعهدی آمریکا در برجام از دولت اوباما شروع شد.

چندی پیش در گزارشی با عنوان «بوی پیراهن دموکرات‌ها» به این مساله پرداختیم و نقشه راه دموکرات‌ها برای برخورد با ایران بعد از به دست گرفتن قدرت را به صورت مفصل توضیح داده بودیم. مساله مهم در شرایط کنونی این است که دموکرات‌ها سعی دارند به هر نحو ممکن ثابت کنند تنها آنها می‌توانند با کشورهای مورد تخاصم آمریکا مذاکره کنند. همانطور که کارشناسان سیاسی در واشنگتن بر این عقیده‌اند که ترامپ برجام را قبول ندارد، چون امضای او پای این معامله نیست، آنها هم تمام تلاش خود را می‌کنند که هیچ گفت‌وگویی با دولت فعلی آمریکا انجام نشود و در عین حال تیم امنیت ملی و سیاست خارجی کاخ سفید نیز از هم بپاشد.

به همین دلیل رسانه‌های‌شان بیشتر از رسانه‌های محافظه‌کار بر طبل جنگ می‌کوبند. درست است که بسیاری از شواهد و مسائل مطرح شده در این گزارش‌ها و سخنان کارشناسان دولت اوباما درباره جنگ‌طلبی نتانیاهو، بن‌سلمان یا تیم «ب» و بولتون عین حقیقت است و نتانیاهو و اعراب منطقه خلیج‌فارس بشدت دنبال درگیری نظامی آمریکا با ایران هستند اما دولت ایران و شخص وزیر امور خارجه، در عین حال که باید مراقب رفتار و عملکرد ترامپ باشند، نباید در دام تبلیغات انتخاباتی برای دموکرات‌ها بیفتند و به‌گونه‌ای موضع نگیرند یا توئیتی ننویسند که خدای ناکرده شائبه همراهی با اهرم‌های اصلی تبلیغات انتخاباتی دموکرات‌ها برای انتخابات سال ۲۰۲۰ ایجاد شود.

در هر صورت اعتماد بیش از حد جریان غربگرای داخلی - که بخشی از دولت را نیز در اختیار دارند - به افرادی مانند جان کری و گفتن حرف‌هایی مثل اینکه «حرف کری سند است»، دولت ایران را به جایی رسانده که در مقابل خروج آمریکا از برجام نتوانسته واکنش‌های متقابل و مقتدرانه‌ای اتخاذ کند. طی هفته‌های اخیر اساتید دانشگاه و کارشناسان خبره مسائل بین‌الملل به دولت ایران هشدار دادند به هیچ عنوان نباید سیاست‌های خود را به نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا گره بزند. درگیر شدن در پروسه انتخابات آمریکا و حمایت از سیاست‌های دموکرات‌ها با تکرار کردن کدهای خبری و رسانه‌ای آنها - همانطور که در ماجرای احتمال درگیری در منطقه توسط رسانه‌های اصلاح‌طلب اتفاق افتاد- در نهایت نمی‌تواند باعث شود مسؤولان دولت اوباما – حتی اگر دوباره سر کار هم بیایند – تمایلی برای حفظ برجام از خود نشان دهند.

رفتار ظریف نباید به گونه‌ای باشد که این تلقی را ایجاد کند که او بر اساس یک تقسیم کار نوشته شده یا نانوشته با دموکرات‌ها، علیه ترامپ عمل می‌کند. ظریف اگرچه تاکنون اشتباهات و گاف‌های هزینه‌سازی مرتکب شده اما این یکی، به هیچ عنوان قابل اغماض نیست و خطرات بسیار زیادی برای کشور به همراه دارد. در اینجا لازم است چند نکته مهم درباره رفتار وزیر امور خارجه کشورمان مطرح شود:


۱- اگر وزیر امور خارجه معتقد است تیم ب در حال تحریک ترامپ برای اقدام نظامی علیه ایران است، باید از او پرسید آیا رفتارش در هم‌افزایی با دموکرات‌ها علیه ترامپ، باعث تحریک ترامپ و دشمنی بیشتر او علیه ایران و افتادن در دام جنگ‌طلبان یا همان تیم ب، نمی‌شود؟ آیا این رفتار خلاف مصالح و منافع ملی نیست؟


۲- در صورت پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰، آیا رئیس‌جمهور منتخب مردم آمریکا رفتار وزیر امور خارجه ایران در همراهی با رقیب انتخاباتی‌اش را تلافی نخواهد کرد؟ همانگونه که در انتخابات ۲۰۱۶ ترامپ دولت ایران و برجام را به چشم یک مزاحم به جا مانده از رقیب تلقی کرد و به‌سرعت از آن خارج شد. بر همین اساس در صورت پیروزی مجدد، آیا ترامپ ایران را به چشم بازنده انتخابات آمریکا نمی‌بیند؟ آیا همین تیم ب، ترامپ را آماده‌تر از همیشه برای وارد شدن به جنگ با ایران نمی‌بیند؟


۳- بر اساس کدام برآورد ملی، عده‌ای در ایران فکر می‌کنند در صورت پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا، شرایط برای ایران بهتر می‌شود؟ در اینکه در دولت ترامپ یک فشار همه‌جانبه علیه ایران اعمال شده و دشمنی آمریکا در فاز آشکارتری تشدید شده، تردیدی نیست اما آیا سابقه دموکرات‌ها، یا حداقل سابقه اوباما و جان کری در دشمنی با ایران کمتر از ترامپ است؟ بزرگ‌ترین خطر دموکرات‌ها برای ایران آن است که دموکرات‌ها با تجمیع ظرفیت‌های بین‌المللی اقدام به دشمنی با ایران می‌کنند. تحریم‌ها یکی از این نمونه‌هاست. به عبارتی دموکرات‌ها با ایجاد یک اجماع بین‌المللی، اقدامات خود علیه ایران را تقویت و فراگیر می‌کردند. نکته دیگر نیز این است که دموکرات‌ها نیز اصطلاحاً «آدم حسابی» نیستند و بنای بدعهدی و زدن زیر میز برجام در دولت اوباما نهاده شد. البته برخی معتقدند اینجا منافع ملی را از منافع باندی و جریانی باید تفکیک کرد، چراکه قدرت گرفتن دموکرات‌ها در آمریکا اگر برای مردم ایران آب نشود اما برای عده‌ای حتماً نان خواهد داشت.


۴- آیا محمدجواد ظریف می‌خواهد از یک سوراخ ۲ بار گزیده شود؟ شکست هیلاری کلینتون دموکرات از دونالد ترامپ تجربه تلخی برای دولت روحانی است تا منافع ملی را تابعی از اتفاقات خارجی که ایران نمی‌تواند نقشی در آن داشته باشد، نکند. حالا این تجربه تلخ نباید یک بار دیگر اتفاق بیفتد و عده‌ای در ایران باز هم سرنوشت مردم را به ساق الاغ‌های بازنده گره بزنند.

منبع: روزنامه وطن امروز

جلسه ویژه کمیسیون قضایی مجلس برای بررسی طرح «اعاده اموال نامشروع مسئولان»


نائب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس از بررسی فوق‌العاده طرح «اعاده اموال نامشروع مسئولان» در جلسه فردای این کمیسیون خبر داد.


سخن آشنا- یحیی کمالی‌پور نائب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس، در تشریح جزئیات جلسه عصر امروز(یکشنبه) این کمیسیون، اظهار داشت: بررسی طرح اصلاح ماده 450 قانون آئین‌نامه دادرسی کیفری با حضور کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس، معاون قوه قضائیه و رئیس دادگاه‌ها تجدید نظر استان تهران در دستورکار جلسه امروز اعضای کمیسیون قرار داشت.

وی همچنین خاطرنشان کرد: در جلسه امروز در مورد طرح اعاده اموال نامشروع مسئولان بحث و و تبادل نظر شد و قرار شد طرح مذکور در جلسه فردا (دوشنبه) کمیسیون به صورت فوق‌العاده بررسی شود.
منبع:فارس

آخرین مطالب