پر بازدیدترین مطالب

نیویورک‌تایمز: آیا دونالد ترامپ استیضاح می‌شود؟


روزنامه نیویورک تایمز در مطلبی با اشاره به انتشار گزارش مولر درباره تبانی ستاد انتخاباتی ترامپ با روس‌ها، به بررسی استیضاح احتمالی رئیس‌جمهور آمریکا پرداخت.


به گزارش سخن آشنا، روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی نوشت: گزارش رابرت مولر، بازرس ویژه آمریکا درباره دخالت روسیه در انتخابات سال ۲۰۱۶، هرچند با اصلاح - منتشر شده است و این سندی است که در آن نشانه‌هایی از گناهکار بودن برخی افراد دیده می‌شود. در این گزارش نه تنها به تلاش‌های روسیه برای حمله به انتخابات آمریکا برای کمک به کارزار دونالد ترامپ و موافقت مشتاقانه کارزار ترامپ با دریافت این کمک اشاره شده است بلکه از ترامپ تصویر یک مرد بی‌توجه به اخلاقیات که هیچ احترامی برای حاکمیت قال نیست، ترسیم شده است.

در این گزارش، رئیس جمهوری را می‌بینیم که شایستگی رئیس جمهور بودن را ندارد؛ شاهد تلاش‌های پیاپی برای جلوگیری از اجرای عدالت هستیم و این تلاش‌ها در برخی موارد موفقیت‌آمیز هستند.

اکنون مسئله این است که ما در واکنش به این گزارش چه خواهیم کرد؟ جلوگیری از اجرای عدالت جرم است و اگر ترامپ این تخلف را مرتکب شده باشد، مجرم است. آیا ما اجازه خواهیم داد یک مجرم به آسانی در کاخ سفید بنشیند و عواقب کار خود را نبیند؟ آیا ما به همین سادگی اجازه خواهیم داد انتخابات بعدی ریاست جمهوری بزنگاه تنبیه یا پاداش دادن به ترامپ باشد؟

نویسنده این گزارش افزود: تصور اینکه ما به چنین مرحله برسیم دیوانه‌کننده است، اما من تصمیم خود را گرفته‌ام و نظرم اینست که باید ترامپ را استیضاح کنیم. البته همه استدلال‌هایی را که در برابر این تفکر وجود دارد، می‌دانم.

نخست اینکه حتی اگر کاخ سفید به استیضاح ترامپ رای دهد، سنا هرگز به محکومیت و برکناری وی رای نخواهد داد. این در حقیقت نظریه «استیضاح ناکام» است. اما من می‌گویم که چیزی تحت عنوان استیضاح ناکام وجود ندارد. استیضاح جدای از برکناری است. استیضاح در مجلس نمایندگان به تفهیم اتهام شباهت دارد و استیضاح در سنا مانند جلسه محاکمه‌ای است که ممکن است به محکومیت و برکناری انجامد. البته سنا هرگز رایی در محکومیت کسی نداده است.

بنابراین رای‌گیری برای استیضاح در مجلس نمایندگان، تاکنون شدیدترین انتقادی بوده است که رئیس جمهور با آن مواجه شده است. من هیچ رئیس جمهوری را به یاد ندارم که به اندازه رئیس جمهور فعلی با این انتقاد روبرو شده باشد.

زمانی که رئیس جمهور استیضاح شود، این ننگ همیشه با وی خواهد ماند. این عذابی برای وی خواهد بود. در این صورت مجلس نمایندگان که متعلق به مردم است، به نمایندگی از آنان اقدام خواهد کرد.

پس از آن این نظر مطرح می‌شود که استیضاح رئیس جمهور، حرکتی جنجالی است و همانطور که در دوران بیل کلینتون (رئیس جمهور اسبق آمریکا رخ داد) باعث افزایش حمایت مردم از ترامپ می‌شود. اما من مقایسه کلینتون و ترامپ را با توجه به نظرسنجی‌هایی که از مردم شده است، غیرمنطقی می‌دانم.

دلیل نخست این است که میزان محبوبیت کلینتون دستخوش تغییر بود و در مورد ترامپ چنین چیزی وجود ندارد. بر اساس نتایج نظرسنجی‌های موسسه گالوپ، میزان محبوبیت کلینتون در دوران ریاست جمهوری وی با نوسان ۴۰ درصدی همراه بود. اما به نظر می‌رسد میزان محبوبیت ترامپ صرفنظر از اخبار و تحولات در برابر تغییر مقاومت نشان می‌دهد.

مردم آمریکا یا عاشق ترامپ هستند و یا از وی تنفر دارند. استیضاح ترامپ هم نمی‌تواند تاثیری بیش از اظهار نظر پیشین وی مبنی بر وجود افراد خوب در میان نازی‌ها و اقدام دولت وی به زندانی کردن کودکان در قفس داشته باشد.

علاوه بر این، محبوبیت کلینتون درست پس از آنکه مجلس نمایندگان رای به استیضاح وی داد از ۶۳ درصد به ۷۳ درصد افزایش یافت. اما پس از پنج ماه، این ۱۰ درصد اضافه ناپدید شد و در ادامه میزان محبوبیت وی به ۵۳ درصد کاهش یافت.

من از همه این ترس و نگرانی‌ها خسته هستم. جمهوری‌خواهان سنا نگران آن هستند که به عنوان اعضای این حزب موضع‌گیری اشتباه نکنند. میت رامنی روز جمعه در بیانیه‌ای نوشت: «من از اندازه و فراگیر بودن فریبکاری و رفتار گمراه‌کننده در میان افراد و از جمله رئیس جمهور در عالیترین نهاد دنیا به ستوه آمده‌ام.»

اما آیا این عصبانیت به اقدام عملی منجر خواهد شد؟ اگر برای رسیدن به پاسخ دو سال اخیر را معیار قرار دهیم، پاسخ منفی است. این شدیدترین بیانیه در میان سناتور‌های جمهوری‌خواه است، اما به اندازه یک کودک که هنوز دندان ندارد، بی‌خطر و بی‌آزار است. این تذکر بسیار سست است.

دموکرات‌های مجلس نمایندگان و دست‌کم رهبران آن‌ها نگران این هستند که افرادی علاقمند به آزار دیگران به نظر برسند و به همین دلیل به طور ناخودآگاه شانس پیروزی ترامپ را در انتخابات بعدی بالا می‌برند.

نویسنده این یادداشت نیویورک‌تایمز در ادامه نوشت: مردم! اکنون دهه ۱۹۹۰ نیست. تا سال ۱۹۹۶ سی‌ان‌ان تنها شبکه خبری بود. فیس‌بوک، توئیتر و اینستاگرام در آن زمان وجود نداشتند. گوگل هم تازه در سال ۱۹۹۸ راه‌اندازی شد. تلفن همراه نیز در دوران نوزادی خود بود و شمار اندکی از مردم از آن استفاده می‌کردند. علاوه بر این، حجم گسترده و فزاینده هزینه کارزار‌های انتخاباتی هر بار بسیار بیشتر از هزینه‌های چند ماه پیش از آن خواهد بود. کلینتون در سال ۱۹۹۶، ۴۲ میلیون دلار برای کارزار انتخاب مجدد خود جمع‌آوری کرد. این بودجه در سال ۲۰۱۲ برای انتخاب مجدد باراک اوباما به یک میلیارد دلار رسید.

او افزود: نکته آخر اینکه در دهه ۱۹۹۰ رئیس جمهور ترامپی وجود نداشت که هر روز شمار گیج‌کننده‌ای خبر در مورد وی منتشر شود. ترامپ نه صاحب پیروزی خیره‌کننده خواهد شد و نه دچار شکستی ویران‌کننده می‌شود. احتمالا هم پس از استیضاح، خشم و عصبانیت‌های تازه و ناگفته‌ای علیه وی ایجاد خواهد شد.

من به نوبه خود از بی‌قانونی و بدعت وحشتناکی که ممکن است در صورت انفعال کنگره ایجاد شود، می‌ترسم. سناتور الیزابت وارن روز جمعه در پیامی در توئیتر نوشت «مجلس نمایندگان باید اقدامات قانونی مربوط به استیضاح را علیه رئیس جمهور آمریکا آغاز کند.»

وارن در توئیت دیگری چنین توضیح داد: نادیده گرفتن اقدامات پیاپی یک رئیس جمهور برای ممانعت از تحقیقات در مورد رفتار ناشی از ناسپاسی وی، آسیبی بزرگ و پایدار به کشورش وارد خواهد کرد. این اقدام چنین به ذهن متبادر می‌کند که رئیس جمهور فعلی و رئیس جمهور‌های آینده اجازه خواهند داشت، به همین شکل از قدرت خود سوء استفاده کنند.

من نگران هستم که انفعال این نظریه را که رئیس جمهور آمریکا فراتر از قوانین آمریکاست تقویت کند. نگران هستم که این تساهل خاموش، دموکراسی ما را به پادشاهی یا دیکتاتوری سوق دهد.

در انتهای این مطلب آمده است: آنطور که توماس پین در سال ۱۷۷۶ نوشت «در آمریکا قانون پادشاه است». وی افزود «در حکومت‌های خودکامه پادشاه قانون است، اما در کشور‌های آزاد قانون باید پادشاه باشد و هیچکس دیگر نباید پادشاه باشد». ما در کشورمان چه کسی را پادشاه خواهیم کرد؟ رئیس جمهور یا قانون؟
منبع:باشگاه خبرنگاران

آخرین مطالب