اگر خانواده‏ها صحيح، قوى، سالم، بى‏انحراف و طبق سنت الهى تشكيل بشوند، آن وقت جامعه، جامعه‏ى سالمى خواهد بود.    مقام معظم رهبری                   لبخند آدمی به روی برادر مومنش حسنه است.    امام باقر(ع)                   هرکس خود را فقیر نشان دهد فقیر می شود.    رسول خدا (ص)
ساعت ۲۱:۳۴      جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳


نگاهي به پرونده چند آقازاده صدر اسلام- بخش اول

عمر بن سعد؛ آقازاده‌اي كه قاتل حسين(ع) شد


سعدبن ابي وقاص اگرچه از سابقین در اسلام و از اصحاب پیامبر(ص)بود، اما با عدم بیعت و همکاری با اميرالمومنين علي (ع)در جنگ‌های سه گانه با وجود علم به حقانيت حضرت امیر(ع)سابقه درخشان خود را به تباهي كشيد؛ اين تباهي تا جايي ادامه يافت كه پسرش قاتل نوه پيامبر اسلام شد.




گروه دين و انديشه«خبرگزاري دانشجو»؛ درست است که از تاریخ به همان آسانی که از علم طب می توان در عمل بهره یافت، نمی توان استفاده برد، اما اگر فایده هر چیزي را از روی تاثیری که در زندگی دارد قیاس كنيم، تاریخ به دليل اينكه نشان می دهد مردم پیش از ما چگونه زندگی کرده اند، این فایده را دارد که راهنمای ما در زندگي باشد.

مخصوصا برای جوانان این فایده را دارد که آنها را زودتر از معمول به سطح عصر خویش می رساند؛ پنجره ها را بر روی آنها می گشاید و به آنها اجازه می دهد تا عواملی که در جهان آنها حاکم بوده است و هنوز هست را بهتر بشناسد؛ آنچه را در خور ترک و طرد است از آنچه شایسته حفظ و نگهداریست تمیز دهند.

یک فایده عمده تاریخ بی شک همین است که به انسان کمک می کند تا خود را بشناسد، خود را از دیگران تمیز دهد و با مقایسه با احوال دیگران انگیزه ها و اسرار نهفته رفتار خویش را چنانکه هست و چنانکه باید باشد در یابد.

خواه وجود انسان عبارت باشد از آنچه می اندیشد و خواه عبارت باشد از آنچه انجام می دهد؛ در ضمن با مطالعه تاریخ و بررسی احوال کسانی که اهل نظر یا اهل عمل بوده اند، بهتر می توان رسالت خود را ارزیابی كرده و در ارتباط با دیگران حق خویش و مسئولیت خویش را بشناسد.

نمونه واقعی عمل را فقط تاریخ به انسان یاد می دهد و تامل در احوال انسان های گذشته. علاوه بر آن تاریخ از آنچه در خصوص احوال نام آوران گذشته نقل می کند، نه تنها تجربه های زنده اي برای مسائل زندگی در دسترس ما می گذارد، بلکه دایره آشنایی ها و دایره آشنایان ما را نیز وسیعتر می کند و ما را با کسانی که قدرت و ضعف آنها حتی اگر به وسیله مورخان نیز عادلانه و درست توصیف نشده باشد، قابل تصور و حتی در خور تصدیق روبرو می کند و از قدرت و ضعف آنها نمونه هایی ارائه می کند که انسان می تواند از بررسی آنها آنچه را باید کرد و آنچه را نباید کرد، آسانتر درک کند.

عمربن سعدبن ابي وقاص

سعدبن ابی وقاص(از تیره قرشی بنی زهره)، از سابقین در اسلام در مکه و از اصحاب پیامبر نامدار اسلام(ص)بشمار می رود. وي در عصر حکومت خلفا از سرداران قادسیه و نهاوند و یکی از اعضای شورای شش نفره خلافت بود.

سعد در زمان خلفای سه گانه از ملازمان و همراهان آنان بود. هر چند راضی به خلافت ایشان نبود، اما به طور آشکار با آنان مخالفت نکرد، مخالفت علنی او از زمان امیرالمؤمنین(ع)و با عدم بیعت و همکاری با حضرت در جنگ های سه گانه جلوه كرد.

وي جز علی(ع)را لایق خلافت نمی دانست و به حقانیت حضرت امیر(ع)یقین داشت، اما حب ثروت و قدرت و حسادت وي نسبت به حضرت سبب شد تا به رقابت شدید برای بدست گرفتن خلافت با حضرت علی(ع)بپردازد.

عمر بن سعد، يكي از پسران سعد بن ابي وقاص بود كه قبل از قيام امام حسين(ع)قول استانداري ري را از دستگاه بني اميه دريافت كرد، اما پس از ورود عبيدالله بن زياد به كوفه و در دست گرفتن اوضاع شهر، حاكم جديد شرط استانداري ري را سركوب قيام حسين بن علي(ع)قرار داد.

عمر بن سعد كه از يك سو جايگاه و شخصيت امام(ع)را مي شناخت و از سوي ديگر شيفته ولايت ري بود، يك شب را براي تامل، فرصت خواست و حاصل تفكرات خويش را صبحگاهان در قالب دو بيت بيان كرد:

أأترك ملك الري و الري رغبتي

ام ارجع مذموما ما تقبل حسين

و في قتله النار التي دونها

حجاب و ملك الري قره عيني

«آيا ولايت ري را رها كنم حال آنكه مورد رغبت من است يا با كشتن حسين ملامت كش تاريخ باشم و در كشتن او عذابي است كه بالاتر از آن وجود ندارد، اما ولايت ري نيز چشم روشني من است!»

شاهد بر اينكه عمر بن سعد، لياقت و حقانيت ابي عبدالله را مي شناخته، مذاكره‌اي است كه ميان اين دو و به درخواست امام(ع)در شبي از شب‌هاي محاصره كربلا گذشته است.

امام حسين(ع)به او فرمود:«ويحك اي عمر! از خداي تعالي نمي ترسي كه با من جنگ مي كني؟حال آنكه مي داني من كيستم. از اين خيال و انديشه ناصواب درگذر و راهي برگزين كه صلاح دين و دنيايي تو در آن است به نزد من آي و خود را از اين ضلالت بيرون كش و به اين دنياي غدار، مغرور مشو.»

عمر سعد گفت: «يا ابا عبدالله! سخت نيكو بگفتي، اما از آن مي ترسم كه چون به نزد تو آيم، خانه‌ام را خراب كنند. امام (ع)فرمود: سبحان الله! اين چه حرصي است كه تو داري؟ اگر در اين دنيا به خاطر دوستي خاندان پيامبر(ص)، خانه‌ات را خراب كنند زيان نمي كني، مع ذلك دستور مي دهم تا خانه‌اي بهتر از آن برايت در حجاز بسازند.»

عمر سعد گفت:«زمين حاصلخيزي دارم، مي ترسم كه ابن زياد آن را مصادره كند و فرزندانم بي نصيب بمانند.»

امام حسين(ع)فرمود: «در عوض آن تو را زميني بهتر مي دهم و از مال حلال خويش بهتر از آنچه مي گويي به تو مي بخشم.»

عمر خاموش بود و جواب نمي داد. حضرت چون چنين ديد بازگشت و فرمود: خداي تعالي تو را هلاك كند، بدان كه از گندم ري نخواهي خورد.



آرشیو       |    درباره ما       |    تماس با ما

.تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به سخن آشنا است و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
Email : amoozesh@sokhane-ashena.com

  طراحی و پشتیبانی توسط   گروه نوین فراز